Tagدیجیاتو: ویدیویی]

بررسی دیجیاتو: Macbook Pro 2016 [به همراه بررسی ویدیویی]

بررسی دیجیاتو: Macbook Pro 2016 [به همراه بررسی ویدیویی]

سادگی همیشه یکی از ویژگی های اساسی محصولات اپل به حساب می آمده است، اما دیدگاه این شرکت در سالهای اخیر خصوصاً پس از مرگ استیو جابز در مقایسه با قبل متفاوت به نظر می رسد.

برای مثال آیفون را در نظر داشته باشید که با وجود گرایش سازنده به حذف هر آنچه که می تواند، حداقل 4 دکمه ی سخت افزاری دارد، از جمله دکمه های کم و زیاد کردن صدا که جایگزین کردن آنها با روش های دیگر انجام این عملکرد را دشوار می کند.

اما وقتی اپل پس از سالها بالاخره طراحی مک بوک پرو های جدید را دستخوش تغییر کرد، به نظر می رسید تعریف تیم کوک از سادگی با جابز تفاوت هایی داشته باشد. این بار تمام درگاه ها و حتی کارت خوان از دستگاه حذف و با تاندربولت 3 جایگزین شده بود که هنوز در بازار چندان مرسوم نیست.

اپل البته می گوید این کار را انجام داده تا تولید کنندگان دیگر هم وادار شوند درگاه USB نوع C را در محصولاتشان مورد استفاده قرار دهند. این شرکت پیش از این هم در مقاطعی زمان مرگ فناوری های قدیمی را به درستی پیشبینی کرده و آنها را از محصولات خود کنار گذاشته است.

اما مشکل اینجاست که مک بوک پرو پسوند «حرفه ای» را در نام خود دارد و قرار است بیش از عملکردهای روزانه کاربرد داشته باشد، از جمله برای ویرایش عکس، ضبط صدا و کارهای دیگری که برای انجام بسیاری از آنها لازم است کارت حافظه، کارت صدا یا هر ابزار فرضی مورد نظر خود را در طول روز به لپ تاپ متصل کنید.

شاید چند سال دیگر با مرسوم شدن USB-C بین ابزارهای مختلف و خرید مدل های جدید آنها چنین مشکلی دیگر موضوعیت نداشته باشد، اما حداقل امروز باید در کنار قیمت بالای مک بوک پرو (که نسبت به قبل افزایش هم داشته) مبلغ قابل توجهی را هم برای تهیه دانگل های مورد نیاز خود در نظر بگیرید و دردسر استفاده از آنها را هم به شکل روزانه به جان بخرید.

البته مرگ بدون تولد معنا ندارد و کنار گذاشتن درگاه های قدیمی همزمان با رونمایی از قابلیت جدیدی انجام می گیرد که قرار است نحوه تعامل کاربر با کامپیوترهای مک را به گفته ی سازنده متحول کند.

این ویژگی جدید تاچ بار نام دارد و در حقیقت یک نمایشگر نواری شکل لمسی به حساب می آید که جای ردیف دکمه های بالای کیبورد را گرفته و به نظر می رسد پتانسیل هایی بی پایان داشته باشد.

در ادامه با بررسی Macbook Pro 15 inch 2016 همراه باشید تا ببینیم ویژگی های در نظر گرفته شده برای لپ تاپ جدید آنقدر جذاب هستند که به موجب آنها ارزش داشته باشد دردسرهای استفاده از USB-C در بازار امروز را به جان بخرید یا خیر.

سخت افزار مدل مورد استفاده برای بررسی:

  • پردازنده: Core i7 اسکای لیک با 4 هسته و توان 2.7 گیگاهرتز (قابل افزایش تا 3.6 با توربو بوست)
  • کارت گرافیک: Radeon Pro 455 با 2 گیگابایت حافظه
  • حافظه رم: 16 گیگابایت از نوع LPDDR3 با سرعت 2133 مگاهرتز
  • حافظه داخلی: 512 گیگابایت SSD مبتنی بر PCIe
  • صفحه نمایش رتینا 15.4 اینچی IPS با رزولوشن 2880 در 1800 و 220 پیکسل در هر اینچ
  • دارای تاچ بار و 4 درگاه تاندربولت 3 (USB-C)
  • وزن: 1.83 کیلوگرم
  • سیستم عامل: MacOS Sierra
  • قیمت بازار در زمان نگارش بررسی: حدود 11 میلیون تومان
  • قیمت اپل استور در زمان نگارس بررسی: 2800 دلار
  • شروع قیمت مدل 15 اینچی از 2400 دلار (قابل افزایش تا 4300 دلار)

بررسی ویدیویی

طراحی: یک هوا کوچکتر و زیباتر

پیش از پرداختن به جزئیات طراحی مک بوک پروی جدید ابتدا یک موضوع حاشیه ای را از سر راه برداریم، بله نشان سیب پشت بدنه دیگر چراغ ندارد و به نظر می رسد اپل این مشخصه ی مشهور لپ تاپ های خود را کنار گذاشته است.

این موضوع در کنار تغییرات جزئی دیگر باعث شده ظاهر مک بوک پرو های جدید بیش از آنکه طراحی نسل پیش از خود را تداعی کند، ادامه دهنده ی راه مک بوک 12 اینچی سال 2015 به نظر برسد.

البته کلیات طراحی هنوز هم مثل سالهای پیش هستند، از جمله سادگی و ظرافت بدنه یکپارچه آلومینیومی. اپل در این مدل لولای معمول دستگاه را با یک لولای کاملاً فلزی جایگزین کرده که مستحکم تر و روان تر به نظر می رسد و زیبایی طراحی را هم افزایش داده است.

اپل در حالی طول مک بوک پروی 15 اینچی جدید را به 15.5 سانتی متر کاهش داده که حتی مدل 13 اینچی سال گذشته هم 18 سانتی متر طول داشت. لپ تاپ جدید به لطف کاهش ابعاد حالا وزن کمتری هم دارد و حدود 1.8 کیلوگرم است، در حالی که همین محصول در نسل گذشته 2.04 کیلوگرم وزن داشت.

ضخامت دستگاه البته تغییر چندانی نسبت به نسل قبل نداشته است، اما با این حال کوچکتر شدن ابعاد دستگاه کاملاً محسوس است و حمل و استفاده از لپ تاپ جدید را ساده تر کرده است.

با این وزن و ابعاد جدید حالا دیگر بزرگترین و قدرتمند ترین لپ تاپ اپل فاصله چشمگیری با مک بوک ایر ندارد، آن هم بدون وجود پسوندی که نشان دهد لپ تاپ جدید قرار است به سبکی و لطافت هوا باشد.

برای مقایسه در نظر داشته باشید که مک بوک پروی جدید 15 اینچی با ضخامت 1.55 سانتی متر حالا از Dell XPS 15 (یکی از عمده ترین رقبای مک بوک جدید) هم باریک تر است، هرچند اختلاف از یک سانتی متر کمتر به حساب می آید.

اما سرفس بوک که رقیب مایکروسافتی مک بوک پرو به حساب می آید 2.2 میلی متر ضخامت دارد که فاصله ی آن با محصول اپل قابل توجه است، هرچند سرفس بوک در عوض با وجود سخت افزار قوی تر از مک بوک پرو حدود 200 گرم سبک تر است.

آخرین تغییر عمده در طراحی دستگاه هم اضافه شدن امکان انتخاب محصول با بدنه ی خاکستری به جای نقره ای به حساب می آید.

در مجموع باید گفت اپل باز هم موفق شده لپ تاپ جدید خود را از نسل قبلی باریک، سبک و کوچکتر کند، اما باید ببینیم این بار هم چنین هدفی بدون ایجاد تغییر در عمر باتری، تجربه کاربری و موارد اینچنینی انجام گرفته یا خیر.

درگاه ها: به زندگی پر از دانگل خوش آمدید

نخستین چیزی که به نظر می رسد برای رسیدن به طراحی جدید مک بوک پرو فدا شده تنوع درگاه هاست. لپ تاپ جدید اپل تنها 4 درگاه (در برخی مدل ها 2 درگاه) تاندربولت 3 دارد که در حقیقت همان USB-C به حساب می آید و از امکان انتقال تصویر هم پشتیبانی می کند.

بر همین اساس هرکاری که بخواهید بکنید، از اتصال لوازم جانبی و موبایل گرفته تا وصل کردن مانیتور و کارت حافظه و حتی شارژ کردن مک بوک را باید با استفاده از همین 4 درگاه انجام دهید.

مشکل اینجاست که درگاه USB-C به تازگی در حال فراگیر شدن در بازار است و هنوز محصولات چندانی نیستند که آن را مورد استفاده قرار دهند، در نتیجه برای اتصال تقریباً هرچیزی که در اختیار دارید باید یک دانگل جدید تهیه کنید، حتی اگر این ابزار آیفون 7 باشد!

برای نمونه اپل دانگل یا تبدیل مورد نیاز برای اتصال آیفون را با قیمت 19 دلار به فروش می رساند و تبدیل USB نوع C به USB مرسوم نوع A هم 9 دلار قیمت دارد، اما برای تهیه یک کارت خوان مبتنی بر USB-C باید حدود 29 دلار کنار گذارید.

البته مدل های ارزان قیمت تری هم در بازار وجود دارند که سازنده و نام و نشان آنها مشخص نیست، اما تصمیم با شماست که چنین قطعاتی را به لپ تاپ 2800 دلاری خود متصل کنید یا خیر.

آیا مایل هستید به گسترش استفاده از USB-C کمک کنید؟

اپل می گوید با این تصمیم می خواسته به گسترش درگاه جدید USB-C در بازار کمک کند و بدون تردید همین اتفاق هم به مرور رخ می دهد و مشکل مک بوک های جدید را حل می کند، اما تا آن زمان این شما هستید که باید دردسر های استفاده از تبدیل های مختلف را در تمام طول روز به جان بخرید، خصوصاً اگر لپ تاپ را برای استفاده در کسب و کار خود تهیه می کنید و لازم است دوربین، کارت حافظه و یا وسیله جانبی دیگری را دائماً به دستگاه متصل کنید.

خوشبختانه لپ تاپ جدید بر خلاف آیفون های اخیر جک 3.5 میلی متری دارد و لازم نیست برای اتصال هدفون هم کابل تبدیل USB-C یا هدفون های بیسیم جدید اپل را خریداری کنید، اما درگاه MagSafe که برای اتصال شارژر کاربرد داشت کنار گذاشته شده است.

حالا باید شارژر لپ تاپ جدید را به USB-C متصل کنید و هر درگاه مورد نظر خود در سمت چپ یا راست بدنه را هم می توانید مورد استفاده قرار دهید، اما دیگر آهنربا اتصال ایمن شارژر به لپ تاپ را تضمین نمی کند.

کیبورد و تاچ پد: دو قدم به عقب، یک قدم به جلو

اپل سال گذشته برای کاهش ضخامت مک بوک 12 اینچی، صفحه کلید آن را متحول کرده و سوییچ های جدیدی موسوم به سوییچ های پروانه ای زیر کلید ها قرار داده بود. تا اینجای کار همه راضی بودند تا اینکه اولین سری لپ تاپ ها به دست کاربران رسید و انتقادات بی شمار فضای وب را فرا گرفت.

مشکل اینجا بود که اپل برای کاهش ضخامت لپ تاپ، میزان ارتفاع و حرکت عمودی کلید های کیبورد را کاهش داده بود و در نتیجه تایپ کردن با لپ تاپ جدید دیگر تجربه کاربری مناسب پیشین را نداشت.

کافی نبودن حرکت دکمه ها سرعت تایپ را به شکل قابل توجهی کاهش می دهد و اشکالات نگارشی را هم بیشتر می کند، چرا که وقتی به سرعت مشغول تایپ هستید نمی توانید از روی صدا یا حرکت دکمه ها مطمئن باشید همه ی آنها را به درستی ثبت کرده اید.

خوشبختانه عملکرد کیبورد نسبت به مک بوک 12 اینچی بهبود یافته است

خوشبختانه اپل صدای اعتراض کاربران را شنید و حالا در مک بوک پروهای جدید نسل دوم مکانیسم سوییچ های پروانه ای را مورد استفاده قرار داده که عملکرد آنها نسبت به قبل بهبود یافته، هرچند در تئوری ارتفاع عمودی حرکت کلید ها نیم میلی متر باقی مانده است.

البته باز هم تجربه کاربری کیبورد جدید در بازار بهترین نیست و مدتی طول می کشد تا به متفاوت بودن آن عادت کنید، اما حداقل این بار نیمی از کاربران می گویند کیبورد جدید را می توان قابل قبول به حساب آورد.

عمده ترین مشکلات هم گذشته از حرکت ناچیز کلیدها به سمت پایین، اندازه ی بیش از حد بزرگ آنهاست و محل قرارگیری دکمه های جهت که باعث می شود بسیاری از مواقع به جای جهت بالا دکمه ی شیفت را فشار دهید.

برای بررسی بیشتر عملکرد کیبورد را با تایپ کردن در سایت 10FastFingers امتحان کردیم و به شکل متوسط هر بار بین 65 تا 70 کلمه (شامل 5 یا 6 اشتباه) قابل دستیابی بود که رقم قابل قبولی به حساب می آید.

البته با وجود بهبودها کیبورد جدید باز هم یک ایراد عمده دارد و اینکه هنگام تایپ صدای بلندی ایجاد می کند. بلندی صدا تا حدی است که اگر در یک محیط ساکت مثل کلاس درس طولانی مدت تایپ کنید، به احتمال زیاد با اعتراض اطرافیان مواجه خواهید شد.

تاچ پد دستگاه مثل گذشته به شکل مکانیکی قابل کلیک نیست و بازخورد لرزشی را با یک موتور کوچک ایجاد می کند، اما این بار از نظر اندازه تقریباً دو برابر بزرگتر شده و بخش قابل توجهی از بخش پایین کیبورد را به خود اختصاص داده است.

هرچند فضای لمسی بزرگتر روی کاغذ خواستنی به حساب می آید، اما باید توجه داشته باشید که حالا ترک پد بخش زیادی از بدنه که هنگام تایپ دست خود را رویش قرار می دادید در بر گرفته است.

البته مکانیزم های نرم افزاری برای تشخیص برخورد اتفاقی دست با ترک پد به شکل مناسبی عمل می کنند، اما مواردی هم پیش می آید که دست شما بدون اینکه متوجه باشید روی ترک پد قرار گرفته و کلیک شما را به کلیک راست تبدیل کند یا در استفاده از نشانگر ماوس اختلال ایجاد نماید.

خوشبختانه دقت ترک پد جدید از بخش هایی است که بدون تغییر باقی مانده و باز هم مک بوک پروهای اپل از این نظر یکی از بهترین های بازار هستند.

حسگر اثر انگشت: بهتر از سلامِ ویندوز

اپل و مایکروسافت در بسیاری موضوعات رویه کاملاً متفاوتی را در پیش گرفته اند و نحوه ی باز کردن قفل لپ تاپ هم یکی از آنهاست. در لپ تاپ های ویندوزی که از قابلیت Windows Hello پشتیبانی می کنند دوربین های مادون قرمز تعبیه شده که اگر صورت شما را تشخیص دهد قفل سیستم عامل را باز می کند.

خوبی روش مایکروسافت این است که به حرکت اضافی احتیاجی ندارد و صرف قرار گرفتن کاربر جلوی کامپیوتر کفایت می کند، اما دقت این روش به عوامل مختلفی از جمله میزان نور محیط و جهت تابش آن یا عینکی بودن یا نبودن کاربر و موارد دیگر بستگی دارد.

کارایی حسگر اثر انگشت از دوربین مادون قرمز بیشتر است

اپل از طرف دیگر ترجیح داده چیز جدیدی ابداع نکند و برای این کار یک حسگر اثر انگشت در سمت راست مدل های مجهز به تاچ بار قرار داده است، قابلیتی که از حدود 3 سال پیش در iOS امتحان خود را پس داده است.

این بار البته حسگر اثر انگشت به جای دکمه ی Home ابزارهای موبایل، با دکمه ی خاموش و روشن کردن لپ تاپ های جدید یکپارچه شده است. تفاوت دیگر این است که حسگر مک بوک پرو به اندازه ی آیفون های اپل یا حتی دیگر پرچمداران مشهور بازار سریع عمل نمی کند.

علاوه بر این باید توجه داشت که حسگر به طور همیشگی قابل استفاده نیست و گاهی اوقات هم لازم می شود گذرواژه خود را برای تایید هویت به شکل سنتی وارد کنید، از جمله برای ریستارت کردن دستگاه.

اما گذشته از این موارد، اضافه شدن حسگر اثر انگشت قابلیت بسیار کاربردی است که تجربه کاربری دستگاه را به شکل قابل توجهی نسبت به دستگاه های فاقد این ویژگی بهبود می دهد، حتی بیشتر از تاچ بار.

تاچ بار: جذاب اما غیر حیاتی

گذشته از تمام تغییرات و بهبودهای انجام گرفته، تاچ بار مهم ترین عاملی به حساب می آید که قرار است شما را برای پرداخت رقم بالاتر و خرید مدل های تازه ترغیب نماید.

تاچ بار در حقیقت جای دکمه های فانکشن (بالاترین ردیف دکمه ها شامل F1 تا F12) را گرفته و قرار است عملکردهای بیشتری نسبت به کم و زیاد کردن صدا و نور نمایشگر و موارد اینچنینی در اختیار شما قرار دهد.

البته همین کارهای معمول هم حالا به روش جدیدی انجام می شوند. مثلاً برای کم و زیاد کردن صدا باید انگشت خود را روی دکمه ی مجازی قرار داده و به چپ و راست بکشید.

ایجاد تغییر در تنظیمات دستگاه به این شکل حس جذاب و تجربه کاربری مناسبی دارد، از جمله تغییر رنگ پوست شکلک های اموجی که با همین روش انجام می شود.

اما از طرف دیگر برخی عملکردها هم هستند که روی تاچ بار پیچیده تر به نظر می رسند، در حالی که این بخش قرار است انجام کارها را ساده تر کند.

برای مثال تا وقتی بدانید اموجی شما در کدام دسته بندی قرار دارد یا پیشتر از آن استفاده کرده باشید، پیدا کردن آن شکلک به مراتب ساده تر از روش های سنتی انجام می گیرد، اما اگر قرار باشد یک اموجی فرضی را بین همه ی آنها پیدا کنید، لازم است مدت نسبتاً زیادی را برای سوایپ کردن روی نمایشگر باریک بالای کیبورد صرف کنید.

در عوض وجود تاچ بار استفاده از اپلیکیشن Messages را روی مک بوک پرو نسبت به آیفون ساده تر می کند، برای مثال روی آیفون برای Tapback کردن باید گوشه ای از حباب اطراف متن روی صفحه را فشار دهید که پیدا کردن محل دقیقش ساده نیست، اما روی تاچ بار با یک اشاره می توانید پیام های دریافتی را به اصلاح Tapback کنید.

در سافاری و نرم افزار ایمیل هم تاچ بار به شکل پیشفرض عملکرد قابل قبولی دارد، اما خوشبختانه اگر بخواهید می توانید آن را بر اساس نیاز و سلیقه ی خود شخصی سازی کنید تا کاربرد بیشتری هم داشته باشد.

برای من به شخصه موارد زیادی پیش می آید که صدا از مرورگر در حال پخش باشد اما متوجه نباشم و دکمه ی pause بالای کیبورد را بزنم و پخش صدا در اپلیکیشن های موسیقی آغاز شود. اما به لطف تاچ بار این اتفاق دیگر رخ نمی دهد و کنترل هر یک از اپلیکیشن هایی که به پخش صدا مشغول هستند جدا از بقیه انجام می گیرد.

در نرم افزارهای دیگر، تجربه کاربری تاچ بار یکنواخت نیست و فراز و فرود زیادی دارد. مثلا استفاده از این قابلیت در اپلیکیشن های Photos و QuickTime تا حد زیادی کار را ساده تر می کند، اما iMovie اعتنای چندانی به این ویژگی جدید ندارد و در GarageBand هم کارکردهای تاچ بار چندان کاربردی به نظر نمی رسند.

اگر بخواهیم در مجموع به یک نتیجه گیری کلی دست پیدا کنیم، باید بگوییم تاچ بار بدون تردید تجربه کاربری لپ تاپ های جدید را بهبود می دهد، اما تفاوت به اندازه ی رقمی که می پردازید نیست.

حتی خود اپل هم آنقدری که فکر کنید روی این قابلیت تمرکز ندارد و به توسعه دهندگان نرم افزار توصیه کرده عملکرد اختصاصی برای تاچ بار طراحی نکنند که در صورت عدم وجود آن قابل انجام نباشد.

از طرف دیگر هم با وجود تمام محدودیت ها شاهد توسعه بازی بازی مثل Pac-Bar یا TouchBarPong بودیم که نشان می دهند پتانسیل های تاچ بار بی پایان هستند و امکان دارد در آینده هرچیزی روی آن مشاهده کنیم.

اما حداقل امروز و تا زمانی که این قابلیت تازه وارد و جدید به پختگی و بلوغ دست پیدا نکند، می توانید از تاچ بار صرف نظر کنید بدون اینکه تجربه کاربری خارق العاده ای را از دست بدهید، تا زمانی که این ویژگی پس از مدتی توسعه و تکامل مثل صفحه نمایش لمسی به بخش جدایی ناپذیر لپ تاپ های کاربران تبدیل شود.

پخش صدا: بیس تنومند تر از گذشته

اپل می گوید صدای اسپیکرهای لپ تاپ جدید سراسر فضای اتاق را در بر می گیرد و تا حد مناسبی هم این ادعا را عملی می کند. کیفیت صدای اسپیکر در نسل جدید به شکل محسوسی بهبود یافته و حالا خصوصاً قدرت و عمق بیس بیشتر شده است.

عملکرد اسپیکر خصوصاً در زمینه پخش بیس بهبود یافته

البته هنوز آن روزی نرسیده که کیفیت اسپیکر لپ تاپ با اسپیکرهای قابل حمل حتی نه چندان بزرگ و گران قیمت برابری کند، اما بدون تردید مک بوک پرو از این نظر یکی از مدل های خوب بازار به حساب می آید، حتی با وجود رقبایی مثل Zenbook 3 ساخت ایسوس که از این نظر در دنیای ویندوز یکی از بهترین عملکردها را دارد.

پخش فرمت های غیر فشرده با این لپ تاپ از محدوده فرکانسی مناسب و پخش قابل قبول فرکانس های زیر و بم حکایت دارد و بلندی صدا هم در غالب موارد بیش از آن چیزی است که احتیاج داشته باشید، خصوصیتی که در کنار کیفیت چشمگیر نمایشگر، مک بوک پرو های جدید را به یکی از بهترین ها برای پخش فیلم و موسیقی تبدیل می کند.

صفحه نمایش: بهترین تاکنون

اپل می گوید نمایشگر مک بوک پروهای جدید بهترین صفحه نمایشی به حساب می آید که تاکنون در ساخت کامپیوترهای مک مورد استفاده قرار داده و در عمل هم چیزی غیر از این را مشاهده نمی کنید.

هرچند رزولوشن 1800 در 2880 این صفحه نمایش 15.4 اینچی رتینا نسبت به نسل قبلتغییری  نداشته، اما حداکثر روشنایی 67 درصد بیشتر شده و به 500 نیت رسیده است که رقم قابل قبولی به حساب می آید.

لپ تاپ جدید به بهترین صفحه نمایش اپل تاکنون مجهز است

اپل همچنین در این مدل تعداد رنگهای قابل نمایش را نسبت به استاندارد sRGB حدود 25 درصد بیشتر کرده و به دنیای استاندارد P3 وارد شده که برای عکاسان، طراحان گرافیک و سازندگان ویدیو سودمند خواهد بود.

برای مقایسه در نظر داشته باشید که Dell XPS 15 با وجود رزولوشن 4K تنها قادر است 71 درصد رنگهای استاندارد sRGB را نمایش دهد، هرچند سرفس بوک در این بخش عملکرد نزدیکی به مک بوک پرو ارائه می کند.

توان پردازش: کافی اما گران

فراهم آوردن بالاترین قدرت سخت افزاری هرگز نقطه ی تمرکز اپل در ساخت لپ تاپ هایش نبوده و مک بوک پرو های جدید هم از این قاعده مستثنی نیستند. شرکت سازنده این بار حتی با وجود فاصله ی کوتاه تا عرضه ی نسل جدید پردازنده های اینتل برای آماده شدن آنها منتظر نماند و لپ تاپ های تازه را با نسل پردازنده های قدیمی تر نسل شش رونمایی کرده است.

برای بررسی توان پردازشی مک بوک پرو های جدید نسخه 15 اینچی از این محصول را با شماره مدل MLH42 مورد استفاده قرار دادیم که برای تهیه کردنش باید 2800 دلار بپردازید.

سازنده ترجیح داده منتظر آماده شدن نسل جدید پردازنده های اینتل نماند

توان پردازش این مدل از پردازنده 4 هسته ای Core i7 سری اسکای لیک با قدرت 2.7 گیگاهرتز، 16 گیگابایت حافظه رم LPDDR3 با سرعت 2133 مگاهرتز و کارت گرافیک 2 گیگابایتی Radeon Pro 455 تامین می شود (این مدل اکنون در بازار ایران با قیمت حدود 11 میلیون تومان به فروش می رسد).

به لطف این ترکیب سخت افزاری و هماهنگی بالا با سیستم عامل، مک بوک پروی جدید مثل همیشه قادر است عملکردهای روزانه را به روان ترین شکل انجام دهد. برای بررسی این موضوع در حالی که مشغول دانلود کردن فایل و استریم ویدیو در پس زمینه بودیم چندین تب در مرورگر باز کردیم و همزمان نرم افزار GarageBand را هم مورد استفاده قرار دادیم و هیچگونه تاخیر یا اختلال قابل توجهی مشاهده نکردیم.

برای مقایسه با رقبا توان دستگاه را با نرم افزار Geekbench 4 اندازه گیری کردیم و مک بوک پرو با کسب امتیاز 13215 نشان داد تقریباً دو برابر سرفس بوک مایکروسافت قدرت دارد و بالاتر از سطح متوسط بازار قرار می گیرد.

اما بخشی از سرعت بالای دستگاه و اجرای روان عملکردها به حافظه 512 گیگابایتی SSD باز می گردد که مبتنی بر PCIe عمل می کند.نتایج بنچمارک این حافظه از سرعت 727 مگابایت در ثانیه حکایت دارد که نشان می دهد انتقال یک فایل 5 گیگابایتی روی حافظه مک بوک پرو ظرف تنها 7 ثانیه انجام می گیرد.

این میزان چندین برابر از لپ تاپ های مجهز به هارد دیسک های HDD بالاتر است و در دنیای SSD ها هم رقم مناسبی به حساب می آید. خوشبختانه سازنده امکان انتخاب حافظه تا 2 ترابایت را هم برای دستگاه در نظر گرفته تا مشکل محدودیت ظرفیت حافظه های SSD را هم از میان بردارد، هرچند برای داشتن این ویژگی باید رقم چشمگیری را کنار گذارید که از عهده ی بسیاری از کاربران غیر تجاری خارج است.

توان گرافیکی: نه به بازی های سنگین

و اما کارت گرافیک AMD Radeon Pro 455 که از قدرت کافی برای ویرایش ویدیو، طراحی و حتی اجرای بازی های نه چندان سبک بهره می برد، اما اگر بازی کردن با لپ تاپ برای شما مهم است هرگز نباید مک بوک پرو را به عنوان یکی از گزینه های خود به حساب آورید.

اینجا همان جایی است که رقبایی مثل سرفیس پرو و Dell XPS 15 به راحتی از اپل پیش می افتند و شرکت ساکن کوپرتینو هم ظاهراً مقاومتی در این مورد ندارد. برای مثال با اجرای بازی Dirt 3 روی لپ تاپ 2800 دلاری به 60 فریم در هر ثانیه دست پیدا کردیم که برای انجام این بازی سبک مناسب است، اما برای مقایسه سرفس بوک به لطف کارت گرافیک Nvidia GTX 965M می تواند همین بازی را با نرخ 117 فریم در هر ثانیه اجرا کند.

خوشبختانه در تست OpenGL بنچمارک Cinebench عملکرد مک بوک پرو مناسب تر بود و این دستگاه به امتیاز 79.84 دست یافت که تقریباً با سرفس بوک برابری می کند و حتی از لپ تاپ هایی مثل HP Spectre x360 و XPS 13 که کارت گرافیک مجزا ندارند نزدیک به دو برابر بیشتر است.

اما با این حال وقتی فاکتور قیمت را هم در نظر می گیریم، ارزش خرید دستگاه از نظر توان پردازش گرافیکی کاهش پیدا می کند، چرا که دستیابی به عملکرد مشابه در دنیای ویندوز با صرف هزینه به مراتب کمتر امکان پذیر است.

اگر گیمیر هستید مک بوک پرو لپ تاپ مورد نظر شما نیست

در نهایت تست Compute از بنچمارک گیک بنچ 4 را روی دستگاه اجرا کردیم که توان پردازنده و توان کارت گرافیک را به شکل همزمان سنجش می کند. مک بوک پرو در این تست امتیاز 42 هزار را کسب کرد که آن را جایی بین Spectre اچ پی با امتیاز 20 هزار و سرفس بوک با امتیاز 64 هزار قرار می دهد (برای مقایسه مدل 13 اینچی مک بوک پرو با جیپ گرافیکی Iris Pro ساخت اینتل در همین تست امتیاز 30 هزار را کسب کرده است).

تا اینجای کار دیدیم که مک بوک پرو برای اجرای سیستم عامل، عملکردهای روزانه و فعالیت های حرفه ای تر مثل ویرایش عکس و ویدیو کمبودی ندارد، اما مشکل از جایی آغاز می شود که دستگاه را با رقبای ویندوزی مقایسه کنید.

برای مثال Dell XPS 15 با سخت افزار کمابیش مشابه قادر است از نظر توان پردازش با مک بوک پرو برابری کند، آن هم در حالی که قیمت مناسب تری دارد و به کارت گرافیک Geforce GTX 960M مجهز است.

بر همین اساس باید تصمیم بگیرید که آیا در اختیار داشتن این ترکیب سخت افزاری به همراه تاچ بار و پلتفرم نرم افزاری اپل (که البته تجربه کاربری بسیار دلچسبی هم دارد) برای شما ارزش هزینه کردن 2800 دلار (یا حداقل 2400 دلار در مدل پایه) را دارد یا خیر.

حرارت: نتیجه ی ترکیب باریکی با آلومینیوم

هرجا یک لپ تاپ باریک خصوصاً با بدنه ی فلزی مشاهده کردید، باید احتمال ایجاد گرمای زیادی را هم در نظر داشته باشید، مشکلی که پیشتر در بسیاری از نسل های مک بوک پرو مشاهده کرده بودیم.

برای بررسی این موضوع یک فایل ویدیویی HD را به مدت 15 دقیقه روی دستگاه استریم کردیم که در نهایت دمای ترک پد، کیبورد و زیر بدنه به ترتیب تا 81، 88.5 و 89 درجه افزایش داد.

هرچند این میزان گرما هنگام استفاده از دستگاه کاملاً ملموس به حساب می آید، اما مشکلی در عملکرد لپ تاپ ایجاد نمی کند و با رقم خطرناکی مثل 95 درجه هم فاصله دارد.

خوشبختانه با رسیدن دما به رقم های بالا فن های مک بوک وارد عمل شده و بدنه ی دستگاه را تاحدی خنک می کنند، اما به نظر می رسد اپل ترجیح می دهد به جای اینکه فن ها همواره با سرعت پایینی مشغول کار و تولید صدا باشند تنها در مواقع ضروری با قدرت و صدای بسیار بالا وارد عمل شوند، موضوعی که پسندیدن یا نپسندیدن آن به سلیقه ی شما بستگی دارد.

باتری: خوشبختانه مشکل نرم افزاری بود

در کنار حذف درگاه ها و اضافه شدن تاچ بار، باتری سومین بخش خبرساز لپ تاپ های جدید اپل به حساب می آید. شرکت سازنده هنگام رونمایی از محصول اعلام کرده بود مک بوک پرو های جدید با وجود کاهش اندازه، قادر هستند با هر شارژ تا 10 ساعت کاربر را همراهی کنند که هم اندازه با نسل پیشین به حساب می آید و رقم مناسبی است.

اما پس از عرضه ی محصول بازار کاربران و البته منتقدین بسیاری اعلام کردند این موضوع صحت ندارد. در ادامه شاهد انتشار گزارش های فراوانی بودیم که برخی از آنها حتی از کارکرد 2 یا 3 ساعته ی باتری محصول جدید حکایت داشت.

برخی اعتقاد دارند اپل در ابتدا می خواسته باتری جدیدی برای مک بوک توسعه دهد که قابلیت پر کردن فضاهای خالی بین قطعات داخل بدنه را داشته باشد، اما نتوانسته آن را به موقع آماده کند و محصول را بدون ایجاد تغییر در طراحی داخلی، با باتری های کوچک تری از نوع معمولی به بازار عرضه کرده است.

برخی دیگر هم می گویند حتی اگر اپل همان باتری نسل قبلی را هم مورد استفاده قرار داده بود، با توجه به پیشرفت و بهینه سازی نسل جدید دستیابی به عمر باتری 12 ساعته دور از ذهن نبود. در نهایت گروه دیگری هم مصرف تاچ بار را عامل اصلی کافی نبودن شارژ باتری می دانند.

در هر حال کار به جایی رسید که سایت های معتبر بر خلاف سال های گذشته نسل جدید مک بوک پرو را از لیست محصولات پیشنهادی خود حذف کردند و کاربران بسیاری هم محصول تازه خریداری شده را به دلیل مشکل باتری برای فروشنده پس فرستادند.

هرچند اپل وجود ایراد عمر باتری در مک بوک پرو های جدید را پذیرفت، اما اصرار داشت مشکل از باگ نرم افزاری مرورگر سافاری است و به سخت افزار دستگاه ارتباطی ندارد.

خوشبختانه بروزرسانی اخیر نشان می دهد اپل چندان هم خلاف واقعیت را نمی گفته و موفق شده با بروزرسانی نرم افزاری عملکرد دستگاه را بهبود دهد. البته عمر باتری المانی بسیار متغیر است و به نوع استفاده ی هر کاربر بستگی دارد، بر همین اساس ممکن است رقم دستیافته ی شما روی یک محصول با شخص دیگر در همان محصول متفاوت باشد.

عمکلرد دستگاه از نظر عمر باتری کمابیش با نسل قبل یکسان است

اما بر اساس چند روزی که دستگاه برای استفاده در اختیار ما قرار داشت به تخمینی حدودی دست پیدا کردیم. اگر بروزرسانی نرم افزاری را دریافت کرده باشید، عموماً در هر روز می توانید تا 8 ساعت دستگاه را برای انجام امور روزمره مثل مرور وب و پخش موسیقی و موارد مشابه مورد استفاده قرار دهید که رقم مناسبی است و برای یک روز کاری کفایت می کند.

اگر استفاده ی شما سبک تر باشد، دستیافتن به رقم 10 ساعت که اپل ادعا می کند و حتی بالاتر از آن هم امکان پذیر است، اما استفاده طولانی مدت از حداکثر توان پردازشی، روشنایی بالای نمایشگر و موارد اینچنینی عمر باتری دستگاه را به زیر 4 ساعت می رساند که البته تعجبی هم ندارد.

در مجموع می توان گفت اگر پیش از این کاربر مک بوک های اخیر بوده باشید، روی نسل جدید هم از نظر عمر باتری تجربه کاربری مشابهی دریافت می کنید و جای نگرانی در مورد گزارشهای منتشر شده از مشکلات باتری محصول جدید وجود ندارد.

نرم افزار: تجربه کاربری بهتر از همیشه با سیری

مک بوک پروی جدید به شکل پیشفرض با سیستم عامل macOS Sierra عرضه می شود که در این نسخه نامش از Mac OS X تغییر یافته اما مثل همیشه تجربه کاربری بسیار مناسبی دارد.

یکی از مهم ترین امکانات جدید دستیار دیجیتالی اپل به حساب می آید که بالاخره از ابزارهای موبایل مبتنی بر iOS به سیستم عامل دسکتاپ این شرکت هم راه یافته است.

در نسخه جدید بالاخره سیری به سیستم عامل دسکتاپ اپل آمده است

با وجود سیری می توانید بسیاری از عملکردهای سیستم را بدون نیاز به دست و با فرمان های صوتی به انجام برسانید، از جمله باز کردن سایت ها، چک کردن وضعیت آب و هوا، ارسال پیام متنی، پخش موسیقی با iTunes و موارد متنوع دیگری که مشابه آنها را پیشتر روی آیفون و آیپد مشاهده کرده ایم.

خوشبختانه دقت و سرعت پردازش دستیار دیجیتالی هم روی لپ تاپ اپل مناسب است و کمتر پیش می آید منظور شما را متوجه نشود، البته اگر با انجام مکالمه به زبان انگلیسی مشکل خاصی نداشته باشید.

خبر خوب اینکه وجود این ویژگی جدید حتی بیشتر از تاچ بار تجربه کاربری سیستم عامل مک را بهبود می دهد و پس از عادت کردن به آن دشوار است بخواهید به نسخه های قدیمی تر باز گردید.

برای آشنایی بیشتر با امکانات آخرین نسخه از سیستم عامل اپل از شما دعوت می کنیم بررسی macOS Sierra را در مطالعه نمایید.

جمع بندی: حالا ارزش خرید مدل 2015 از همیشه بالاتر است

مک بوک پروی جدید از بسیاری جهات محصول جذابی است و نسبت به نسل قبل از خود بهبودهای متنوعی دارد، از جمله کاهش وزن و ابعاد، نمایشگر روشن تر، پخش صدای بهتر، توان پردازش بالاتر و حافظه ی سریع تر.

اما اپل در کنار این بهبودها تغییرات دیگری هم در دستگاه ایجاد کرده که تجربه ی کاربری آن را به شکل قابل توجهی تحت تاثیر قرار می دهد. در لپ تاپ های جدید تاچ بار جای دکمه های فانکشن را گرفته و عملکرد کیبورد و تاچ پد هم تا حدی دستخوش تغییر شده است.

اما حتی پیش از عادت کردن به این تغییرات لازم است با مسئله مهم تری دست و پنجه نرم کنید. مک بوک پرو های جدید هیچکدام از درگاه های پیشین (حتی کارت خوان و USB نوع A) را ندارند و تنها 2 یا 4 پورت USB نوع C برای آنها در نظر گرفته شده که تمام عملکردها از جمله شارژ دستگاه، انتقال تصویر و اتصال لوازم جانبی از طریق همان 2 یا 4 درگاه یکسان انجام می گیرد.

چند سال دیگر که USB نوع C در بازار فراگیر شده باشد و شما هم ابزارهای جدید تهیه کرده باشید، این مشکل دیگر موضوعیت خود را از دست داده است، اما اگر امروز بخواهید لپ تاپ جدید را برای کسب و کار خود مورد استفاده قرار دهید باید آمادگی تهیه و همراه داشتن دانگل را تقریباً برای هرکاری که می خواهید انجام دهید داشته باشید.

برای مثال یک عکاس که از مک بوک پروی جدید برای ویرایش عکس استفاده می کند، در طول روز چندباری به دانگل برای اتصال کارت خوان به دستگاه احتیاج پیدا می کند یا هر کسب و کار دیگری که برای انجام آن لازم است چیزی را به لپ تاپ متصل کنید.

برخی اعتقاد دارند اپل با این تصمیم می خواهد به بهانه ی کمک به پیشرفت تکنولوژی دانگل های بیشتری به فروش برساند، یعنی مشابه همان رویه ای که این گروه در مورد حذف درگاه هدفون از آیفون های اخیر مثال می زنند.

 

گروه دیگری هم در مقابل اعتقاد دارند اپل حتی قبل از کاربران می داند چه چیزی برای آنها بهتر است و به همان سمت هم حرکت می کند، حتی اگر به نظر برسد بازار هنوز آمادگی چنین تغییری را نداشته باشد، مثل حذف کیبورد در اولین آیفون.

اما هر کدام از این دو بینش صحت داشته باشند، در نهایت این شما هستید که باید چند هزار دلار برای خرید لپ تاپ جدید و انواع دانگل ها هزینه کنید و مدتی آسودگی کاربران دستگاه های دیگر را با حسرت تحت نظر بگیرید تا USB نوع C همه جا فراگیر شود.

کاربرانی که پسوند «Pro» یا حرفه ای برای آنها اهمیت ندارد و تنها به دنبال انجام عملکردهای ساده در طول روز مثل مرور وب و پخش فیلم و موسیقی هستند هم نیازی نیست هزینه ی بالای مدل های گران قیمت را بپردازند و یک مدل 13 اینچی بدون تاچ بار یا حتی نسل های قدیمی، از نظر اقتصادی برای آنها انتخاب مناسب تری به حساب می آید.

گذشته از عدم وجود درگاه های متنوع، کمبودهای دیگری هم در تولید نسل جدید مک بوک پروها وجود دارد که تاحدی ارزش خرید آن را در مقابل مدل های پیشین کاهش می دهد، از جمله عملکرد باتری و استفاده از پردازنده ی قدیمی که باید منتظر بمانیم در نسل بعدی مرتفع شوند.

همه ی این عوامل در کنار افزایش قیمت، بیش از اینکه توجه خریداران را به مک بوک های جدید جلب کند، ارزش خرید مدل 2015 را بیشتر از قبل افزایش داده است. حتی اگر می خواهید حتماً بر لبه ی تکنولوژی حرکت کنید و تازه ترین دستیافته های نسل 2016 را در اختیار داشته باشید هم توصیه ی ما این است که به دلیل اختلاف قیمت قابل توجه، از مدل های دارای تاچ بار صرف نظر کنید.

ساده ترین انتخاب را هم کاربرانی در پیش دارند که زرق و برق تاچ بار توجهشان را جلب کرده و حاضر نیستند برای رفع مشکلات تا بروزرسانی سخت افزاری بعدی منتظر بمانند، در این صورت تنها کافی است 13 یا 15 اینچی محصول را انتخاب کنید و از آنچه شرکت ساکن کوپرتینو آن را روشی انقلابی برای تعامل با کامپیوترهای خود نامیده است، لذت ببرید.

در پایان گفتنی است که مدل پایه از مک بوک پرو 15 اینچی با پردازنده 2.6 گیگاهرتزی Core i7 اسکای لیک، 8 گیگابایت حافظه رم، 256 گیگابایت حافظه SSD و کارت گرافیک Radeon Pro 450 و 4 درگاه USB-C با قیمت 2399 دلار به فروش می رسد.

مدلی که در این بررسی مشاهده کردید 2799 دلار قیمت دارد و از حافظه ی رم و حافظه ی داخلی 2 برابر بیشتر و پردازنده قوی تر 2.7 گیگاهرتزی بهره می برد. خرید نسل قبل مک بوک پرو 15 اینچی هم با 2.2 گیگاهرتز پردازشگر Core i7، حافظه رم 16 گیگابایت، 256 گیگابایت حافظه SSD و پردازشگر گرافیکی Iris Pro با 1999 دلار امکان پذیر است.

در مقابل خرید سرفیس بوک با Performance Base از مایکروسافت با قدرت بالاتر 2399 دلار هزینه در پی دارد و خرید Dell XPS 15 که یکی از عمده ترین رقبای مک بوک پرو به حساب می آید هم 2100 دلار تمام می شود، آن هم با توان پردازش بالاتر و صفحه نمایش 4K.

نکات مثبت

نکات مثبت
  • حسگر اثر انگشت
  • کیفیت نمایشگر
  • کیفیت اسپیکر
  • دقت تاچ پد
  • طراحی، وزن و ابعاد

نکات منفی

نکات منفی
  • عدم وجود درگاه های متنوع
  • قیمت بالا
  • پردازنده قدیمی
  • تاچ پد بیش از حد بزرگ

The post appeared first on .

بررسی دیجیاتو: Macbook Pro 2016 [به همراه بررسی ویدیویی]

بررسی دیجیاتو: Google Pixel؛ درون و برون [به همراه بررسی ویدیویی]

بررسی دیجیاتو: Google Pixel؛ درون و برون [به همراه بررسی ویدیویی]

حدود دو ماه پیش بود که گوگل پس از مدتها حدس و گمان و شایعه، سرانجام تلفن های هوشمند سری نکسوس را کنار گذاشت و موبایل پیکسل را به عنوان تازه ترین پرچمدار خود .

محصولی که پس از HTC Dream و Nexus One، سومین همکاری بین اچ تی سی و غول حوزه جستجو به حساب می آید، اما این بار برچسب Made by Google را همراه دارد و شرکت تایوانی تنها به عنوان خط تولیدی برای پیاده سازی ایده های گوگل عمل کرده است.

نکسوس های پیشین گوگل عموماً موبایل هایی ارزان قیمت بودند و توانایی رقابت با پرچمداران جذاب را نداشتند، اما شرکت ساکن مانتین ویو هنگام تولید Nexus 6P () رویه خود را تا حد زیادی تغییر داد و حالا، با رونمایی از پیکسل های جدید، شاهد هستیم پرونده موبایل های اقتصادی گوگل کاملاً به دست فراموشی سپرده شده است.

قیمت پیکسل جدید گوگل از 650 دلار آغاز می شود که با آیفون 7 برابر است، اما تلفن هوشمند گوگل در ازای این رقم ویژگی های جذابی در اختیار شما قرار می دهد و همین موضوع، آن را به یکی از بهترین جایگزین ها برای آیفون در دنیای اندروید و رقیبی اساسی برای پرچمداران نام آشنا تبدیل می کند.

در ادامه برای آشنایی با خصوصیات و امکانات اولین پرچمدار طراحی شده به دست گوگل، با بررسی تلفن هوشمند پیکسل همراه باشید.

بررسی ویدیویی

طراحی

هرچند طراحی پیکسل به دست گوگل انجام شده، اما حضور شرکت تایوانی هم در این میان وجود دارد و نمای کلی دستگاه را به HTC 10 () شبیه ساخته است.

حتی دکمه پاور دستگاه هم به شکل زبر و طرح دار ساخته شده که یکی از شاخصه های محصولات اخیر HTC به حساب می آید.

اما نکته ی مهم تر این است که ظاهر HTC 10 تا حد زیادی آیفون های اپل را یادآوری می کند و همین موضوع باعث شده نخستین پرچمدار گوگل هم به عمده ترین رقیب خود شباهت هایی داشته باشد، خصوصاً اگر آنها را کنار یکدیگر قرار دهید.

البته گوگل برای متمایز ساختن ظاهر پرچمدار خود نسبت به محصولات دیگر، نیمه ی بالایی پشت بدنه را از شیشه و نیمه پایینی را از فلز ساخته است.

بدون تردید گوگل با این روش به هدف خود رسیده و پیکسل از فاصله دور هم قابل تشخیص است، اما در عین حال طراحی محصول تا حدی عجیب است و باید منتظر بمانیم تا بازار میزان زیبایی آن را مشخص کند.

شیشه پشت بدنه با سبک موسوم به 2.5D ساخته شده و لبه های آن خمیدگی دارد که حس مطلوبی هنگام لمس ایجاد می کند. انحنای لبه های پشت بدنه نیز به شکل کاملاً مناسبی طراحی شده و ارگونومی بسیار خوبی برای این محصول 5 اینچی به ارمغان آورده است.

یک تمایز عمده بین پیکسل و آیفون این است که لنز دوربین موبایل اپل از پشت بدنه بیرون زده، در حالی که گوگل برای جلوگیری از این موضوع پشت بدنه را با شیب ملایمی طراحی کرده و ضخامت دستگاه بین 7.3 تا 8.8 میلی متر متغیر است.

این موضوع کاملاً در زیبایی و افزایش سادگی بدنه پیکسل موثر بوده است، اما لازم است اشاره کنیم که سنگین تر بودن بخش بالای بدنه هنگام استفاده از دستگاه محسوس به نظر می رسد، در نتیجه شما هستید که تعیین می کنید کدام روش مناسب تر است.

تمایز دیگر هم اینکه گوگل در پیکسل بر خلاف آیفون 7 جک 3.5 میلی متری هدفون را کنار نگذاشته و این موضوع می تواند انتخاب بین این دو رقیب را برای برخی کاربران ساده تر نماید.

در نمای روبرو باز هم شاهد استفاده از شیشه 2.5D روی نمایشگر هستیم. این موضوع در کنار حاشیه های قابل توجه در اطراف صفحه نمایش، باز هم به شباهت هرچه بیشتر بین آیفون و پیکسل دامن زده است، در نتیجه اگر دکمه سخت افزاری زیر نمایشگر محصول را نادیده بگیرید تفاوت چندانی بین نمای روبروی دو رقیب به چشم نمی خورد.

گوگل این محصول را در سه رنگ تولید کرده و در نام گذاری آنها نیز اندکی ذوق و سلیقه به خرج داده است، بر همین اساس هر دو مدل پیکسل در رنگ های خیلی نقره ای، واقعا آبی و کاملاً مشکی به فروش می رسد.

این شرکت ضمناً بر خلاف محصولی مثل نکسوس 5X () در گذاشتن کابل و تبدیل به میزان کافی دست و دلبازی کرده تا مشکلی برای اتصال درگاه USB نوع C به درگاه های قدیمی تر وجود نداشته باشد.

بر همین اساس داخل جعبه یک کابل نوع C به نوع C، یک نوع C به نوع A و یک دانگل وجود دارد که هنگام مهاجرت از آیفون به پیکسل، اطلاعات، تصاویر و فایل های شما را به راحتی بین دو محصول انتقال می دهد.

این دانگل ضمناً به عنوان رابط OTG هم عمل می کند، اما لازم است اشاره کنیم هنگام وصل کردن حافظه فلش، لازم بود حافظه را با موبایل پیکسل فرمت کنیم، در حالی که همان حافظه با همان دانگل روی موبایل دیگری مثل LG G5 بدون نیاز به فرمت کردن قابل استفاده بود.

در مجموع می توان اولین تلفن هوشمند طراحی شده توسط گوگل از کیفیت ساخت بالایی بهره می برد که از همان اولین استفاده کاملاً محسوس است.

سازنده تلاش کرده طراحی پیکسل تا جای ممکن ساده و مینیمال باشد و به همین هدف هم دست یافته است، اما نکته اینجاست که اپل هم در ساخت آیفون رویه مشابهی دارد که این موضوع در کنار استفاده از ترکیب شیشه و فلز در هر دو محصول، به شباهت زیادی بین این دو رقیب منجر شده است.

بر همین اساس باید بگوییم گوگل به طور مستقیم کاربران آیفون را هدف گرفته و می خواهد با طراحی دستگاه، حس نسبتاً آشنایی برای آنها در پلتفرم اندروید فراهم آورد؛ موضوعی که وجود دانگل برای مهاجرت از آیفون به اندروید درون بسته بندی پیکسل را نیز می توان نشانه ای برای تایید آن در نظر گرفت.

نمایشگر

سال گذشته، نکسوس 6P به نمایشگر AMOLED مجهز بود و برای مدل کوچکتر یعنی نکسوس 5X، یک صفحه نمایش معمولی تر از نوع LCD در نظر گرفته شده بود.

حالا پیکسل های جدید نخستین تلفن های هوشمند هستند که از پلتفرم جدید گوگل برای واقعیت مجازی موسوم به Daydream پشتیبانی می کند و طبق اعلام سازنده موبایل هایی که می خواهند گواهی پشتیبانی از Daydream را دریافت کنند، لازم است از صفحه نمایش از نوع AMOLED برخوردار باشند.

حالا هر دو موبایل کوچک و بزرگ گوگل به نمایشگر AMOLED مجهز هستند

گوگل بر همین اساس پیکسل کوچک خود را به یک صفحه نمایش 5 اینچی از همین نوع با رزولوشن 1980×1020 و تراکم 441 پیکسل در هر اینچ مجهز شده تا قادر باشد هنگام استفاده در هدست واقعیت افزوده، تصویری با کیفیت مناسب در برابر چشم کاربر قرار دهد.

البته لازم است اشاره کنیم که مدل XL به دلیل رزولوشن QHD از تراکم 534 پیکسل در هر اینچ صفحه نمایش بهره می برد که 17 درصد از پیکسل 5 اینچی بالاتر است.

حقیقت اینجاست که وقتی پیکسل 5 اینچی را در دست داشته باشید، با توجه به فاصله ی نسبتاً زیاد از چشم کاربر، پایین تر بودن رزولوشن این مدل به هیچ عنوان قابل تشخیص نیست.

اما برای رسیدن به پاسخ نهایی باید منتظر بمانیم هدست گوگل به بازار برسد تا عیار نمایشگر را از فاصله ی نزدیک به چشم نیز محک بزنیم.

تا آن زمان، می توانیم بگوییم صفحه نمایش موبایل پیکسل همانطور که از یک پنل AMOLED انتظار می رود رنگهای پویا و مشکی عمیق دارد، هرچند رنگها نسبت به گلکسی های سامسونگ اندکی اغراق شده تر به نظر می رسند.

اما در عین حال عمده ترین نقطه ضعف پنل های این نوع در اینجا هم حضور دارد و روشنایی صفحه نمایش پیکسل از رقبای مجهز به پنل LCD اندکی پایین تر است، اما نه آنقدر که هنگام استفاده از دستگاه اخلال ایجاد گردد.

سازنده به طور پیش فرض امکان تغییر در نحوه نمایش رنگهای نمایشگر را برای دستگاه در نظر نگرفته است، اما یک حالت نمایش sRGB هم وجود دارد که در صورت داشتن اطلاعات لازم می توانید با مراجعه به بخش توسعه دهندگان دستگاه آن را فعال نمایید.

از دیگر امکانات نرم افزاری دستگاه در این بخش نیز لازم است به حالت موسوم به Night Light اشاره کنیم که مشابه آن را پیشتر در محصولات رقیب مشاهده کرده بودیم.

اما حالا با اضافه شدن چنین قابلیتی به هسته اندروید، می توانید با فعال کردن آن میزان انتشار نور آبی و خستگی چشم یا اختلال خواب در اثر آن را کاهش دهید.

نرم افزار

پیکسل های تازه اولین موبایل های مجهز به اندروید 7.1 نوقا در بازار هستند و علاوه بر این از لانچر جدید گوگل به نام Pixel بهره می برند.

پیشتر در به امکانات اضافه شده در نسخه پیش نمایش این سیستم عامل پرداخته بودیم، در نتیجه حالا به توضیح ویژگی های جدید رابط کاربری پیکسل بسنده خواهیم کرد.

نخستین ویژگی جدید که یکی از مهم ترین قابلیت های اضافه شده به اندروید نوقا به حساب می آید، عملکردی نزدیک تاچ سه بعدی آیفون را به پلتفرم گوگل آورده است.

گوگل در نسخه 7.1 ویژگی مشابه تاچ سه بعدی را به اندروید اضافه کرده است

البته برای استفاده از تاچ سه بعدی اپل لازم است نمایشگر تلفن هوشمند شما به شکل سخت افزاری از این ویژگی پشتیبانی کند، اما در پلتفرم گوگل کافی است آیکون اپلیکیشن مورد نظر خود را چند ثانیه نگاه دارید تا گزینه هایی مشابه کلیک راست در کامپیوتر، ظاهر شوند.

برای مثال اگر آیکون Gmail را لحظاتی نگاه دارید، گزینه ی ارسال ایمیل ظاهر می شود یا با نگاه داشتن آیکون مرورگر کروم می توانید به سرعت یک تب جدید باز کنید.

اما باید توجه داشته باشید که در حال حاضر تقریباً فقط حدود 17 اپلیکیشن پیشفرض گوگل از این ویژگی پشتیبانی می کنند و لازم است مدت بیشتری منتظر بمانید تا این ویژگی بین توسعه دهندگان دیگر هم فراگیر شود.

علاوه بر این باید توجه داشت که هرچند روش گوگل به دلیل عدم نیاز به سخت افزار خاص، روی همه ی تلفن های هوشمند مجهز به این لانچر کار می کند، اما در عین حال نسبت به روش اپل دقت پایینتری دارد.

خصوصاً اینکه روشی نیست که متوجه شوید کدام اپلیکیشن ها از این ویژگی پشتیبانی می کنند.

در نتیجه هنگامی که آیکون یک اپلیکیشن که از این ویژگی پشتیبانی نمی کند را نگه دارید، دستگاه تصور می کند می خواهید آن نرم افزار را در صفحات خانگی جابجا کنید و این موضوع چندان دلچسب به حساب نمی آید.

علاوه بر این باید اشاره کنیم که در حال حاضر مشخص نیست گوگل قصد دارد لانچر جدید خود را در اختیار کاربران محصولات دیگر هم قرار دهد یا خیر، اما به نظر می رسد .

گوگل در نسخه تازه تاکید زیادی روی استفاده از دستیار صوتی جدید خود دارد

گوگل در نسخه ی تازه تاکید زیادی روی استفاده از دستیار جدید صوتی خود به نام Google Assistant دارد. سازنده حتی روی پلاستیکی که درون جعبه روی موبایل پیکسل کشیده شده توضیح داده که با نگاه داشتن دکمه ی هوم نرم افزاری دایره شکل پایین صفحه، می توانید به دستیار صوتی گوگل دسترسی داشته باشید.

علاوه بر این مثل گذشته، امکان فعال کردن دستیار صوتی دستگاه با گفتن جمله OK Google هم وجود دارد، اما پیش از آن لازم است چندباری این جمله را تکرار کنید تا موبایل با صدای شما و نحوه ادای کلمات خو بگیرد.

دستیار جدید در حقیقت نسخه تکامل یافته و هوشمند تر از Google Now به حساب می آید که همان کارهای سابق را انجام می دهد، اما حالا جنبه انسانی تری به خود گرفته و در محیطی مشابه به چت اطلاعات را در اختیار شما قرار می دهد، در نتیجه کمتر این احساس را در شما ایجاد می کند که در حال صحبت کردن با یک ربات هستید.

دستیار جدید گوگل علاوه بر این حالا به مرور زمان عادات و علایق شما را یاد می گیرد و هرچه بیشتر از آن استفاده کنید، پیشنهادات نزدیک تری به سلایقتان ارائه خواهد کرد.

یک ویژگی جدید دیگر این است که حالا کیبورد اندروید از امکان ارسال فایل های GIF پشتیبانی می کند، در نتیجه وقتی در اپلیکیشن های پیام رسان که این امکان را داشته باشند به بخش اموجی های کیبورد مراجعه کنید، در عملکردی مشابه نرم افزار تلگرام می توانید تصاویر متحرک موسوم به گیف را نیز در کنار شکلک های اموجی مشاهده، جستجو و ارسال نمایید.

گوگل در نسخه جدید رابط کاربری خود نحوه دسترسی به کشور اپلیکیشن ها را نیز تغییر داده است، در نتیجه حالا کافی است انگشت خود را از پایین صفحه به بالا بکشید (یا روی فلش کلیک کنید) تا کشوی اپلیکیشن ها نمایان شود.

تصاویر زمینه پرتعداد و متحرک هم خصوصیت جدید دیگری هستند که در لانچر گوگل به چشم می خورند و تنوع زیادی برای محیط رابط کاربری به ارمغان آورده اند.

در نهایت لازم است اشاره کنیم که گوگل آیکون نرم افزارهای خود را در نسخه جدید دایره شکل کرده تا ظاهر رابط کاربری یکدست تر باشد، اما آیکون اپلیکیشن های دیگر مثل قبل به شکل مربع باقی مانده اند.

هر دو پیکسل جدید ضمناً به شکل همیشگی عکس های ثبت شده با دوربین دستگاه را به شکل خودکار و با رزولوشن کامل، روی حافظه ابری سرویس Google Photos ذخیره سازی می کنند، خدمتی که برای کاربران دیگر محصولات مبتنی بر اندروید با رزولوشن پایینتر و فشرده شده انجام می گیرد.

دوربین

 

گوگل در گذشته اهمیت چندانی برای دوربین موبایل های هود قائل نبود و بیشتر تلفن های هوشمند سری نکسوس واقعا در این زمینه عملکرد قابل قبولی نداشتند.

اما شرکت ساکن مانتین ویو به مرور پذیرفت این قابلیت یکی از اصلی ترین ویژگی های مد نظر کاربران است و به مرور عملکرد خود را در این زمینه بهتر کرد.

حالا بر اساس روند جدید گوگل، پیکسل به یک دوربین 12 مگاپیکسلی با فلش دوگانه، فوکوس خودکار لیزری و پیکسل های 1.55 میکرونی و لنز با گشادگی دریچه دیافراگم مجهز است.

اگر این ویژگی ها برای شما آشنا به نظر می رسد اشتباه نمی کنید، چرا که سازنده پیشتر مشابه آن را در Nexus 6P () هم مورد استفاده قرار داده بود.

سنسور دوربین پیکسل نسبت به آخرین نکسوس بهبودیافته و امکانات جدیدی دارد

اما باید بدانید که گوگل سنسور IMX378 که نسخه بهبود یافته از IMX377 مورد استفاده در نکسوس قبلی به حساب می آید را برای پیکسل در نظر گرفته که از ویژگی های بهبود یافته بهره می برد.

با وجود اینکه لرزشگیر اپتیکال در میان ویژگی های دوربین پیکسل به چشم نمی خورد، اما این تلفن هوشمند حالا به لطف خصوصیات پیشرفته ی خود می تواند رقبای بزرگی مثل آیفون 7 و گلکسی اس 7 را به مبارزه طلب کند.

گوگل رابط کاربری بخش دوربین را نیز بازطراحی کرده است و با استفاده از آن می توانید به راحتی حالت های تصویربرداری مثل پانوراما، عکاسی 360 درجه، افکت های Lens Blur و ویدیوی صحنه آهسته را فعال نمایید.

اما تمرکز اصلی در طراحی این بخش روی سادگی بوده و گوگل تلاش کرده عملکردهای دوربین به شکل خودکار انجام گیرند، در نتیجه نیازی به ایجاد تغییر در تنظیمات وجود ندارد و تنظیمات چندانی هم برای تغییر در نظر گرفته نشده اند.

مهم ترین نکته که هنگام استفاده از دوربین محصول تازه به چشم می آید سرعت آن است؛ خصوصاً اینکه پیکسل تصاویر را به شکل پیشفرض روی حالت HDR ثبت می کند.

سرعت ثبت تصاویر HDR در پیکسل چشمگیر است

هرچند استفاده از این حالت کنتراست و کیفیت تصویر را افزایش می دهد، اما سرعت عملکرد قوی ترین محصولات اندرویدی را نیز پایین می آورد، در حالی که به لطف فناوری SME-HDR کاهش سرعت به هیچ عنوان روی پرچمدار گوگل محسوس نیست.

این موضوع در کنار پیکسل های بزرگ سنسور محصول کمک می کند تصاویر حتی هنگام عکاسی در شرایط کم نور هم رنگهای چشم نواز و کنتراست مناسبی داشته باشند. هنگام عکاسی در نور روز هم کیفیت عکس ها و عملکرد پیکسل در ثبت رنگ ها همانطور است که از یک پرچمدار انتظار می رود.

عملکرد عالی دوربین در بخش فیلمبرداری هم مشاهده می شود. پیکسل هم مثل پرچمداران فعلی قادر است ویدیوها را با رزولوشن 4K ثبت کند، با این تفاوت که هنگام فیلمبرداری حسگر ژیروسکوپ به کمک لرزشگیر نرم افزاری می آید و نتیجه کاملاً چشمگیر است.

دوربین 8 مگاپیکسلی جلوی بدنه نیز به لطف حالت HDR+ از کیفیت مناسبی برخوردار است، هرچند به دلیل گشادگی دریچه دیافراگم f/2.4 در لنز این دوربین، تصاویر گاهی اوقات با روشنایی کمتر از رقبای دیگر ثبت می شوند.

در مجموع باید گفت دوربین پیکسل از نظر کیفیت یکی از بهترین های بازار است و کسب امتیاز 89 در بنچمارک های DXOMark نیز از همین موضوع حکایت دارد.

اما از نظر سرعت، تجربه کاربری حتی فراتر از آنچه انتظار دارید ارائه می کند و تقریباً هیچ تاخیری هنگام استفاده از دوربین مشاهده نمی شود.

عمده ترین ایراد دستگاه در این بخش نیز به عملکرد فوکوس خودکار باز می گردد، چرا که پیکسل قادر نیست به اندازه برخی از رقبا سوژه ها را از فاصله بسیار نزدیک ثبت کند و هنگام عکاسی از پنجره نیز گاهی اوقات به سختی تلاش می کند به جای نمای بیرون، روی چهارچوب پنجره فوکوس نماید.

در پایان از شما دعوت می کنیم گالری نمونه عکس های ثبت شده با دوربین دستگاه را مشاهده نمایید.

سخت افزار

گوگل در کنار 4 گیگابایت حافظه رم، چیپست اسنپدراگون 821 را در تولید پیکسل مورد استفاده قرار داده؛ اما سرعت پردازش آن را تا نزدیک اسنپدراگون 820 پایین آورده است.

بر همین اساس پیکسل گوگل از قدرت تقریباً یکسان با دیگر پرچمداران مجهز به اسنپدراگون 820 برخوردار است و بر اساس بنچمارک ها، از توان پردازش کافی برای انجام سنگین ترین عملکردها بهره می برد.

به لطف توان پردازش کافی نه تنها اجرای نرم افزارهای سنگین را برای پیکسل ممکن کرده، بلکه باعث شده رابط کاربری و انیمیشن های نرم افزار این محصول به روان ترین شکل ممکن اجرا شوند و یکی از چشم نواز ترین تجربه های ممکن در دنیای اندروید را، پیش چشم کاربر قرار دهند.

علاوه بر این استفاده از هسته های پردازشی جدیدتر در اسنپدراگون 821 باعث شده مصرف باتری بهینه تر از محصولات مجهز به مدل 820 باشد که در بخش مربوطه به توضیح بیشتر خواهیم پرداخت.

پیکسل از نظر اجرای روان رابط کاربری یکی از بهترین های دنیای اندروید است

البته هرجا اسم مدل 820 وجود داشته باشد گمانه زنی هایی در مورد ایجاد گرمای بیش از حد به ذهن متبادر می گردد. این موضوع تا حدی در مورد پیکسل هم صدق می کند و هنگام استفاده از بدنه فلزی به شکل محسوسی داغ خواهد شد، اما لازم است بدانید جای نگرانی از این بابت وجود ندارد و اخلالی در عملکرد دستگاه ایجاد نخواهد شد.

بخشی از توان پردازشی بالای دستگاه نیز به لطف حافظه داخلی پر سرعت از نوع UFS 2.0+ فراهم شده، اما لازم است بدانید این تلفن هوشمند تنها در 2 نسخه 32 و 128 گیگابایتی عرضه می شود و امکان افزایش آن از طریق کارت حافظه وجود ندارد.

حدود 7 گیگابایت از این میزان به نرم افزار دستگاه اختصاص دارد، در نتیجه توصیه می کنیم هنگام انتخاب بین این دو مدل دقت کافی را مبذول داشته باشید، هرچند پشتیبان گیری همیشگی پیکسل از عکس های کاربر تا حد زیادی مصرف حافظه را کاهش می دهد.

در پایان لازم است اشاره کنیم که پیکسل های گوگل به شکل تک سیم کارت ساخته شده و امکان استفاده از سیم کارت دوم هم مثل کارت حافظه برای آنها در نظر گرفته نشده است.

اسپیکر

یکی از مزیت های استفاده از خطوط تولید اچ تی سی این است که شرکت تایوانی سالها در حوزه پخش صدا با کیفیت بالا روی موبایل هایش تجربه دارد و از این نظر یکی از بهترین های بازار به حساب می آید.

البته باید توجه داشت که بر خلاف نمای پایین بدنه، پیکسل گوگل تنها به یک اسپیکر مونو مجهز است و بر همین اساس از نظر کیفیت صدا نسبت به رقبایی مثل آیفون 7 پلاس ()، Xperia XZ () و حتی HTC 10 () در رده پایین تری قرار می گیرد.

با این وجود، اسپیکر دستگاه صدای شفاف و قابل قبولی دارد که کاملاً بلند است و حتی روی بالاترین حالت هم نویز و دیستورشن چندانی ایجاد نمی کند.

باتری

در گذشته اگر می خواستید یک موبایل از خانواده نکسوس داشته باشید، به احتمال زیاد باید قید عمر باتری دستگاه را می زدید و حساسیت بالایی به این بخش از عملکرد محصول نشان نمی دادید.

اما یک تلفن هوشمند عالی تا زمانی جذاب است که روشن باشد و کارایی داشته باشد، بر همین اساس گوگل در نسخه کوچک پیکسل یک باتری با ظرفیت 2770 میلی آمپر ساعت را مورد استفاده قرار داده که با توجه به اندازه دستگاه و رزولوشن نمایشگر رقم کاملاً مناسبی به حساب می آید.

طراحی و توسعه همزمان سخت افزار و نرم افزار هماهنگی بالایی بین آنها فراهم می کند

علاوه بر این باید توجه داشت که پیکسل به اندروید نوقا مجهز است و در نتیجه از نسل دوم ویژگی Doze بهره می برد. نکته ی دیگر اینکه گوگل حالا سخت افزار و نرم افزار موبایل هایش را خودش می سازد، در نتیجه قادر است مثل اپل هماهنگی بالایی بین این دو بخش برقرار کند.

همه ی این خصوصیات، باعث شده پیکسل بر خلاف اغلب موبایل های پیشین مجهز به اندروید خالص از عمر باتری مناسبی برخوردار باشد و به سادگی حداقل یک روز کاربر را همراهی نماید.

پیکسل گوگل با هر شارژ به راحتی یک روز کاربر را همراهی می کند

البته لازم است توجه داشته باشید میزان عمر باتری تا حد زیادی به نحوه کارکرد شما و مقدار استفاده از عملکردهای دستگاه باز می گردد، اما رسیدن تا نزدیک دو روز استفاده ی کامل از پیکسل با هر شارژ نیز غیر ممکن نخواهد بود، رقمی که این محصول را هم رده با رقبایی عمده از جمله آیفون 7 و گلکسی اس 7 قرار می دهد.

هرچند چیپست پیکسل از نسل سوم فناوری شارژ سریع پشتیبانی می کند، اما گوگل فناوری کوالکام را استفاده نکرده و یک شارژر مبتنی بر فناوری USB-C Power Delivery را برای محصول خود در نظر گرفته است.

به لطف جریان 5 ولتی و 3 آمپری این شارژر، 70 درصد از ظرفیت باتری در مدت یک ساعت شارژ می شود و شارژ کامل هم به حدود 90 دقیقه زمان نیاز دارد که هرچند به اندازه LG G5 () و گلکسی های جدید سامسونگ سریع نیست، اما رقم کاملاً قابل قبولی به حساب می آید و از Nexus 6P () کوتاه تر است.

جمع بندی

دوربین با کیفیت، توان پردازش مناسب، کیفیت ساخت بالا و هماهنگی عالی بین سخت افزار و نرم افزار دستگاه، ویژگی هایی هستند که نخستین تلفن های هوشمند سری پیکسل گوگل را، به یکی از بهترین گزینه ها در دنیای اندروید تبدیل می کنند.

حالا دیگر سامسونگ بین افکار عمومی معرف پلتفرم اندروید نیست و گوگل به طور مستقیم نشان می دهد یک تلفن هوشمند عالی مبتنی بر این سیستم عامل چگونه باید باشد.

پیکسل حالا از رقبای نام آشنای خود از جمله آیفون و گلکسی های سامسونگ چیزی کم ندارد و به خوبی می تواند نیازهای اکثر کاربران را بر طرف نماید. موبایل جدید علاوه بر این به لانچر اختصاصی گوگل مجهز است که امکانات اختصاصی این شرکت مثل دستیار صوتی جدید را به بهترین شکل در اختیار کاربر قرار می دهد.

حالا دیگر انتخاب بین طراحی ظاهری، ظاهر رابط کاربری و ویژگی های اختصاصی هر محصول صورت می گیرد و پرچمدار شایسته و جذاب گوگل نقطه ضعف قابل توجهی وجود ندارد که در تصمیم خریداران تاثیر منفی داشته باشد.

البته باید توجه داشته باشید که این تلفن هوشمند ویژگی های جذاب خود را در ازای رقمی کمابیش یکسان با رقبای خود در اختیار شما قرار می دهد و برخلاف موبایل های نکسوسی به هیچ عنوان اقتصادی و ارزان قیمت نیست.

پیکسل جدید گوگل بر همین اساس در نسخه 32 گیگابایتی با قیمت 650 عرضه می شود و برای تهیه مدل 128 گیگابایتی نیز باید 100 دلار اضافه تر بپردازید.

در پایان بد نیست اشاره کنیم که سال گذشته تفاوت های قابل توجهی بین Nexus 5X () و Nexus 6P () مشاهده می شد، اما حالا عمده ترین تفاوت بین دو تلفن هوشمند جدید خانواده پیکسل به اندازه ی دستگاه باز می گردد.

در نتیجه اگر قصد مهاجرت از نکسوس های قبلی یا موبایل های دیگر به پیکسل های جدید را داشته باشید، تنها کافی است اندازه مورد نیاز خود را بین دو گزینه 5 و 5.5 اینچ انتخاب و بقیه امور را به موبایل جذاب گوگل بسپارید.

در پایان گفتنی است نسخه 32 گیگابایتی تلفن هوشمند .

نکات منفی
    نکات منفی

      The post appeared first on .

      بررسی دیجیاتو: Google Pixel؛ درون و برون [به همراه بررسی ویدیویی]

      بررسی دیجیاتو: آیفون 7 و 7 پلاس؛ به استقبال آینده ای مبهم [به همراه بررسی ویدیویی]

      بررسی دیجیاتو: آیفون 7 و 7 پلاس؛ به استقبال آینده ای مبهم [به همراه بررسی ویدیویی]

      عدد 10 برای اپل اهمیت دارد و این شرکت سال آینده دهمین سالگرد عرضه آیفون را جشن می گیرد، محصولی که یکی از مهم ترین ساخته های استیو جابز به حساب می آید و تاکنون، آثار زیادی از خود در دنیای فناوری به جای گذاشته است.

      برخی اعتقاد دارند به همین دلیل است که اپل این بار برای نخستین بار، پس دو سال، ظاهر آیفون را دگرگون نکرده و محصول انقلابیِ واقعیِ خود را برای سال آینده نگاه داشته است.

      صحت یا سقم این ادعا سال آینده مشخص می شود و تا آن زمان هم کسی به اسرار داخلی اپل دسترسی ندارد، در نتیجه فعلاً بیایید جدیدترین آیفون عرضه شده توسط این شرکت را زیر زره بین قرار دهیم.

      شاید آیفون 7 پلاس به لطف دوربین دوگانه، آنقدری با نسل پیشین متفاوت به نظر برسد که برای کاربران تشنه پس از دو سال، راضی کننده باشد؛ اما سوال اینجاست که آیا برادر کوچکتر هم می تواند توجه ها را به قابلیت هایش جلب کند یا خیر.

      آیفون، حالا پس از 9 سال حضور در بازار، به بلوغ مناسبی رسیده و در نتیجه می تواند ویژگی های جذاب همیشگی خود را، به بهترین شکل در اختیار کاربر قرار دهد.

      این تلفن هوشمند از هماهنگی بالایی بین نرم افزار و سخت افزار بهره می برد، رابط کاربری راحتی دارد و مثل همیشه، قادر است عکس هایی چشم نواز ثبت کند که در زمره ی بهترین های بازار به حساب آیند.

      از طرف دیگر، ویژگی های جدیدی که سازنده برای محصول تازه در نظر گرفته هم آنقدری هستند که با اغماض بتوان گفت آیفون جدید، تجربه کاربری نسبتاً متفاوتی در مقایسه با نسل قبل ارائه می دهد.

      همین موضوع، به این بحث بین کاربران دامن زده که آیا آیفون 7 محصولی انقلابی است و ارزش خرید دارد، یا تفاوت ها آنقدر هم دندان گیر نیستند و در نتیجه، تصمیم منطقی تر این است که تا سال آینده منتظر بمانیم و شرکت ساکن کوپرتینو احتمالاً محصول واقعاً انقلابی خود را در دهمین سالگرد آیفون رونمایی کند.

      با بررسی از تلفن هوشمند جدید اپل همراه باشید تا پاسخ این پرسش را از نظر بگذرانیم.

      بررسی ویدیویی

      ***لینک ویدیو***

      طراحی

      پیش از پرداختن به طراحی محصول لازم است اشاره کنیم که اپل در آیفون های جدید، نایلون محافظ روی جعبه را تغییر داده است. در گذشته، یک سلفون ساده دور جعبه کشیده می شد که به سادگی می توانستید آن را باز کنید و دوباره دور جعبه سلفون بپیچید.

      همین موضوع متاسفانه باعث شده بود بسیاری از فروشندگان قطعات جانبی اصلی داخل جعبه مثل هدفون و کابل را با نمونه ی تقلبی تعویض کنند و هیچ اطمینانی وجود نداشت که محصول، واقعا آکبند باشد.

      حالا روکش پلاستیکی جدید اپل کمی پیچیده تر است و حداقل می توانید مطمئن باشید در کوتاه مدت، نمونه تقلبی آن قابل تولید نیست. با ذکر این نکته، بررسی طراحی دستگاه را آغاز می کنیم.

      بسته بندی جدید آیفون تقلب را برای فروشندگان متقلب دشوار می کند

      آیفون 7 بر خلاف برادر بزرگتر خود به دوربین دوگانه مجهز نیست و این موضوع، شباهت ظاهر دستگاه به نسل پیشین را بیش از پیش کرده است. شاید هم اپل دیگر آن اپل همیشگی نیست و اعتقاد دارد طراحی ظاهری دستگاه نسبت به قابلیت ها، در درجه ی دوم اهمیت قرار می گیرد؛ در نتیجه نیازی نیست یک سال در میان به شکل کامل تغییر کند.

      چه طراحی مشابه با نسل پیشین باب میل شما باشد چه آن را تکراری و خسته کننده بدانید، می توانیم این نوید را بدهیم که آیفون 7 از نظر القای حس کیفیت و ارگونومی چیزی کم ندارد.

      این تلفن هوشمند با ضخامت 7.1 میلی به خوبی در دست شما جای می گیرد و خمیدگی های اطراف بدنه مثل همیشه با نرمی و لطافت تراش خورده اند.

       

      ضخامت نسخه پلاس هم تنها 2 دهم میلی متر از آیفون 7 بیشتر است، اما در هر حال باید توجه داشته باشید که ارگونومی یک محصول 5.5 اینچی هرگز نمی تواند به خوبی محصولات کوچکتر باشد.

      گذشته از دوربین دوگانه و اندازه بزرگتر، دیگر خصوصیات دو محصول یکسان است و اگر از آیفون های 6S و 6 استفاده کرده باشید، هنگام استفاده از تلفن های هوشمند تازه هم حس مشابهی خواهید داشت.

      در این میان یک تفاوت بزرگ با قبل وجود دارد که آن هم هنگام استفاده چندان تغییری در حس شما ایجاد نمی کند؛ اینکه آیفون های جدید در مقابل آب مقاوم هستند و می توانید آنها را تا 30 دقیقه در عمق 1 متری آب غوطه ور کنید.

      مقاومت در برابر آب بالاخره به پلتفرم اپل هم آمده است

      این قابلیت البته به هیچ عنوان مبتکرانه و منحصر به اپل به حساب نمی آید و پیش از این در محصولات متعددی از رقبا، از جمله سونی و سامسونگ وجود داشته است؛ اما با این حال کاربرانی که به یک موبایل مقاوم در برابر آب احتیاج دارند، حالا خوشحال خواهند شد که یک محصول از پلتفرم اپل هم به حق انتخاب های آنها افزوده شده است.

      ویدیوی تبلیغاتی اپل برای معرفی کاربردهای تلفن هوشمند مقاوم در برابر آب

      هرچند اپل با چند سال فاصله تلفن هوشمند مقاوم در برابر آب عرضه کرده و از رقبای خود در این زمینه عقب به نظر می رسد، اما ظاهرا همین فاصله باعث شده شرکت ساکن کوپرتینو از اشتباهات سازندگان دیگر درس بگیرد و آنها را تکرار نکند.

      برای مثال می توانیم به سونی اشاره کنیم که در چند تلفن هوشمند اول مقاوم در برابر آب، در پوش هایی را برای محافظت از درگاه های دستگاه تدارک دیده بود و همین موضوع نارضایتی کاربران را در پی داشت، چرا که هر بار لازم بود برای شارژ محصول درپوش پلاستیکی را باز کنند.

      این قطعه ضمناً استهلاک بالایی داشت و ممکن بود پس از مدتی استفاده از بدنه جدا شود، اتفاقی که اگر رخ می داد، مقاومت محصول در برابر آب از بین می رفت.

      حالا سونی دیگر محصولات مقاوم در برابر آب را بدون درپوش عرضه می کند و اپل هم با مدتی فاصله، از میانه ی مسیر خود را به رقیب ژاپنی رسانده است. البته باید توجه داشته باشید که رقبا عموماً گواهی IP68 را دریافت کرده اند، در حالی که آیفون 7 گواهی IP67 دارد و مقاومتش در برابر آب و غبار در درجه پایین تری قرار می گیرد.

      اپل علاوه بر این اعلام کرده میزان مقاومت دستگاه در برابر آب به مرور و در اثر استهلاک کاهش خواهد یافت در نتیجه بهتر است این موضوع را پس از خرید در نظر داشته باشید.

      در هر حال، باید ورود دیر هنگام اپل به این حوزه را تبریک بگوییم، آن هم برای شرکتی که درون درگاه محصولات پیشین یک نوار ویژه تعبیه می کرد که در صورت برخورد با آب تغییر رنگ بدهد و دستگاه را از گارانتی خارج کند.

      دکمه هوم جدید جذاب اما عجیب است

      یکی از تصمیمات اپل برای مقاوم ساختن بدنه در برابر نفوذ آب این است که دکمه ی فیزیکی Home آیفون های پیشین را کنار گذاشته و یک فرورفتگی لمسی به جای آن قرار داده است که مثل وان پلاس 3 متحرک نیست و هیچ منفذی برای نفوذ آب ندارد.

      اگر با تاچ پد فورس تاچ لپ تاپ های جدید اپل کار کرده باشید، احتمالاً مدتی طول کشیده باشد تا به این قابلیت جدید عادت کنید، اما حتماً حالا شما هم تمایلی به بازگشت و استفاده از تاچ پد های معمول پیشین را نداشته باشید.

      دکمه هوم جدید آیفون هم ممکن است همینطور باشد، خصوصاً اگر آیفون های قبلی را طولانی مدت استفاده کرده باشید. در این صورت احتمالاً در ابتدا احساس عجیبی خواهید داشت که هنگام فشار دادن این دکمه، به جای فرو رفتن و شنیدن صدای کلیک فیزیکی، یک ویبر کوتاه در بخش پایین بدنه دریافت خواهید کرد.

      علاوه بر این با کاهش تو رفتگی، این بخش به اندازه قبل نسبت به دیگر بخش ها متمایز نیست و اندکی دشوار تر آن را با لمس پیدا می کنید و این موضوع تا حدی ارگونومی دستگاه را کاهش داده است.

       

      صرف نظر از اینکه چقدر طول بکشد به دکمه ی جدید عادت کنید، بد نیست بدانید که کاربران بسیاری سابقه ی خراب شدن دکمه ی فیزیکی آیفون را در خاطر خود دارند و حالا با این تغییر بدون تردید خرسند خواهد شد.

       اپل جک هدفون را هم به کلی از دستگاه حذف کرده تا نیازی به درپوش گذاشتن رویش وجود نداشته باشد. حالا اپل نخستین غول دنیای تکنولوژی به حساب می آید که جرئت کرده یکی از پر قدیمی و پر استفاده ترین درگاه های تاریخ فناوری را برای حرکت به سوی جایگزین های بهتر کنار گذارد.

      هدفون آیفون 7 بر همین اساس با استفاده از درگاه لایتنینگ (که درپوش هم ندارد) به دستگاه متصل می شود و مدتهاست کاربران و صاحب نظران بحث می کنند که اپل جک 3.5 میلی متری را حذف کرده تا کاربران را به خرید هدفون های جدیدش ، یا واقعا .

      هرچه باشد، در نهایت این شما هستید که اگر آیفون 7 را تهیه کنید، به شکل پیش فرض نمی توانید هنگام گوش کردن موسیقی همزمان دستگاه را شارژ کنید، مگر اینکه را جداگانه تهیه کرده و همواره همراه داشته باشید.

      حالا در نبود جک هدفون، هر دو طرف درگاه لایتنینگ به سوراخ های اسپیکر اختصاص داده شده است. هرچند آیفون های جدید نخستین موبایل های اپل هستند که صدا را به شکل استریو پخش می کنند، اما جالب است بدانید تنها سوراخ های سمت راست برای پخش موسیقی کاربرد دارند و صدای استریو از راه دیگری تامین شده که در بخش مربوطه به جزئیاتش خواهیم پرداخت.

      در مورد رنگهای بدنه هم باید اشاره کنیم که آیفون جدید در مدل های صورتی (رز گلد)، طلایی و نقره ای تولید شده، اما در این نسل رنگ خاکستری موسوم به فضایی با یک مشکی تیره تر جایگزین شده و یک مدل مجهز به بدنه مشکی براق هم وجود دارد.

      این رنگ جدید البته تنها برای مدل های گران قیمت تر در نظر گرفته شده که 256 گیگابایت حافظه ی داخلی دارند؛ ضمن اینکه اپل توصیه می کند در صورت تهیه این رنگ، یک قاب محافظ هم برای آیفون خریداری کنید چرا که به دلیل براق بودن، بدنه ی این مدل در مقابل خط و خش چندان مقاومت بالایی ندارد.

      رنگ مشکی براق به بدنه پیانو شباهت دارد

      هرچند اپل این موضوع را اعلام نکرده، اما بد نیست بدانید بدنه نسخه مشکی براق به شدت لیز است و احتمال سُر خوردنش بالاست؛ موضوعی که می توان آن را دومین دلیل برای تهیه قاب محافظ در نظر گرفت.

      در مجموع باید بگوییم اپل در ساخت آیفون های جدید، به قول خودش شجاعت و جسارت به خرج داده تا یکی از پر استفاده ترین بخش های دستگاه را حذف کند.

      با چنین تصمیمی، شرکت ساکن کوپرتینو به راحتی توانسته تغییرات مورد نظر خود (از جمله بدنه مقاوم در برابر آب و دوربین های بهتر) را در محصول تازه اعمال کند، بدون اینکه لازم باشد نوآوری چندانی را چاشنی جسارت خود کرده باشد.

      در نهایت توصیه می کنیم توجه داشته باشید که هنوز نمی توان با اطمینان گفت آینده ی دنیای فناوری به کدام سمت است، در نتیجه این امکان وجود دارد که آیفون های جدید را تهیه کنید اما اپل در حذف درگاه هدفون ناکام بماند یا فناوری دیگری فراگیر شود (برای نمونه تا با خصوصیات USB Type-C به عنوان یکی از رقبای اصلی درگاه اپل در این زمینه آشنا شوید).

      نمایشگر

      آیفون 7 به یک نمایشگر 4.7 اینچی IPS LCD با رزولوشن 750 در 1334 و تراکم 326 پیکسل در هر اینچ مجهز است که پیشتر هم مشابه آن را در آیفون 6S و حتی 6 مشاهده کرده بودیم.

      همین موضوع در مورد نسخه پلاس هم صدق می کند و این تلفن هوشمند به نمایشگر 5.5 اینچی با رزولوشن 1080 و تراکم 401 پیکسل در هر اینچ مجهز است که سابقه ی استفاده از آن به آیفون 6 باز می گردد.

      اما با وجود یکسان بودن این خصوصیات، اپل روشنایی پنل جدید را 25 درصد افزایش داده وسعت بازه رنگهای آن را هم به استاندارد سینمایی رسانده است تا جلوه ای چشمگیر تر داشته باشند.

      رزولوشن و اندازه نمایشگر آیفون های تازه مثل نسل قبل است

      در حقیقت می توان گفت اپل به جای افزایش رزولوشن و تعداد پیکسل ها، تلاش کرده کیفیت پخش تصویر در نمایشگر را افزایش دهد و بر همین اساس صفحه نمایش آیفون های جدید از نظر دقت تولید رنگ یکی از بهترین های حال حاضر در بازار به حساب می آیند.

      اما با این وجود عجیب است که اپل سیستم TrueTone که پیشتر در آیپد پرو () معرفی کرده بود را برای شخصی سازی نحوه نمایش رنگها در اختیار کاربران آیفون های جدید قرار نداده است.

      اپل به طور رسمی اعلام کرده حداکثر روشنایی این نمایشگر تا 625 نیت می رسد، موضوعی که در بررسی ما هم خلافش اثبات نشد. میزان روشنایی این نمایشگر کاملاً برای استفاده زیر نور مستقیم خورشید کفایت می کند.

      البته باید توجه داشته باشید که اگر به شکل دستی روشنایی صفحه نمایش را افزایش دهید، حداکثر روشنایی قابل دستیابی نخواهد بود و این اتفاق تنها زمانی رخ می دهد که حالت Auto فعال باشد و دستگاه به شکل خودکار تشخیص دهد حداکثر روشنایی مورد نیاز است.

      این نمایشگر ضمناً به حالت موسوم به شیف شب مجهز است که در صورت فعال کردنش (به شکل دستی یا خودکار بر اساس ساعت) میزان انتشار نور آبی از سطح صفحه نمایش کاهش یافته و این موضوع میزان خستگی چشم و اختلال خواب در اثر استفاده از تلفن هوشمند در شب را کاهش خواهد داد.

      از دیگر قابلیت های سازنده در این بخش هم می توان به تاچ سه بعدی اشاره کرد که در نسل پیش معرفی شد و عملکردی مشابه کلیک راست کردن در کامپیوترهای شخصی دارد. البته باید بدانید که میزان کارایی این قابلیت در محصول جدید افزایش یافته است، موضوعی که در بخش نرم افزار به جزئیاتش خواهیم پرداخت.

      در نهایت باید بگوییم هرچند نمایشگر آیفون های جدید (خصوصاً در نسخه کوچکتر) از نظر تراکم پیکسل یا پویایی رنگها به رقبایی مثل سامسونگ نمی رسد، اما عملکرد اپل در بهبود کیفیت صفحه نمایش آیفون های قبلی قابل قبول است و این دو محصول، به راحتی نمره قبولی را در این بخش دریافت می کند.

      نرم افزار

       

      اپل مدتی پیش از عرضه آیفون های جدید، تازه ترین نسخه از سیستم عامل موبایل خود را برای دستگاه های قدیمی تر منتشر کرده بود و بر همین اساس پیشتر قابلیت های iOS 10 را .

      اپل در این نسخه، روش قدیمی و مشهور Slide to Unlock را کنار گذاشته و حالا دیگر برای باز کردن قفل آیفون باید دکمه هوم لمسی دستگاه را فشار دهید.

      منطق اپل این است که کاربر احتمالاً برای دسترسی به صفحه قفل یکبار دکمه هوم را فشار داده و انگشتش روی آن قرار دارد، در نتیجه بهتر است شخص را مجبور نکنیم انگشت خود را از روی دکمه برداشته و روی نمایشگر اسلاید کند.

      هرچند چنین ایده ای قابل پذیرش است، اما جالب است بدانید حتی اگر دستگاه شما به حسگر اثر انگشت مجهز باشد هم نمی توانید صرفا با لمس حسگر قفل دستگاه را باز کنید و لازم است حتما به دکمه ی جدید لمسی فشار وارد کنید تا لرزش آن را احساس کنید.

      این روش جدید البته به معنای این نیست که اسلاید کردن در صفحه قفل دیگر کاربرد نداشته باشد. ویجت های صفحه قفل یکی از مهم ترین ویژگی های اضافه شده در iOS 10 هستند که برای مشاهده آنها لازم است در صفحه قفل به سمت چپ اسلاید کنید.

      اپل در iOS 10 روی افزایش کارایی اپلیکیشن های مقیم تمرکز داشته است

      برای فعال کردن دوربین هم دیگر احتیاجی نیست علامت بسیار کوچک دوربین را از گوشه پایین سمت راست به مرکز صفحه بکشید، بلکه از هر جای نمایشگر که به سمت راست اسلاید کنید، اپلیکیشن دوربین به راحتی باز خواهد شد.

      هنگامی که شرکت ساکن کوپرتینو تاچ سه بعدی را در آیفون قبلی معرفی کرد، اعتقاد داشت این قابلیت انقلابی در روش تعامل کاربر با ابزارهای موبایل به حساب می آید.

      اما در ادامه شاهد بودیم که قابلیت های تاچ سه بعدی آنقدری متنوع نبود و بسیاری از کاربران پس از مدتی حتی فراموش کردند موبایلشان این ویژگی را هم دارد.

      حالا اپل در iOS جدید کارایی تاچ سه بعدی را افزایش داده تا وجود این قابلیت برای کاربران تاثیر گذار باشد؛ در نتیجه تقریباً هرجای صفحه نمایش که انگشت خود را فشار دهید، یک گزینه مشابه کلیک راست با گزینه های متنوع ظاهر خواهد شد.

      برای مثال می توانیم به آیکون چراغ قوه در بخش Control Center اشاره کنیم که اگر روی آن فشار دهید سه گزینه ظاهر می شود و با استفاده از آنها می توانید نور فلاش دستگاه را از بین کم، متوسط یا زیاد انتخاب نمایید.

      مرکز کنترل ضمناً به 3 پنل جداگانه تقسیم شده است. پنل نخست که مثل سابق است اما دکمه های کنترل پخش موسیقی از آن حذف شده، پنل دوم که با استفاده از آن می توانید پخش موسیقی را کنترل کنید و بخش سوم که به کنترل ابزارهای خانگی هوشمند اختصاص دارد.

      نوار نوتیفیکیشن ها هم در نسخه جدید متحول شده و حالا می توانید بدون نیاز به باز کردن اپلیکیشن ها، با نوتیفیکیشن ها تعامل کنید و برای مثال پیام های دریافتی را با استفاده از همان نوتیفیکیشن پاسخ دهید.

      تغییرات iOS 10 موارد متعدد اما نسبتاً ریزی هستند که در جای جای سیستم عامل پراکنده اند، اما در کنار یکدیگر قادر هستند تجربه کاربری دستگاه را بهبود بخشند.

      اپل در این نسخه ضمناً تمرکز زیادی روی افزایش کارایی اپلیکیشن های مقیم دستگاه داشته است (که حالا می توانید آنها را در صورت تمایل از رابط کاربری حذف کنید).

      برای مثال اپلیکیشن پیام رسانی iOS حالا دیگر آن محیط مینیمال و کارکرد بسیار ساده ی قبل را ندارد و امکانات بیشماری برایش در نظر گرفته شده که می تواند ساعت ها کاربران را حین گپ و گفت سرگرم نماید.

      دستیار دیجیتالی اپل هم در نسخه تازه به مراتب فعال تر شده و کارایی بیشتری دارد. این موضوع ضمناً به اپلیکیشن های اپل محدود نیست و می تواند هر نرم افزاری را شامل گردد؛ چرا که اپل در این نسخه دسترسی توسعه دهندگان سوم شخص را به سیری باز کرده است تا قادر باشند این دستیار دیجیتالی را، به اپلیکیشن های خود متصل کنند.

      قابلیت های جدید iOS 10 آنقدر ریز و پراکنده هستند که پرداختن به همه آنها در اینجا ممکن نیست، بر همین اساس از شما دعوت می کنیم .

      دوربین ها

       

      هردو آیفون جدید، به یک دوربین 12 مگاپیکسلی تازه مجهز هستند، ضمن اینکه اپل برای نخستین بار موفق شده لرزشگیر اپتیکال را که پیش از این به مدل های پلاس اختصاص داشت، به آیفون کوچکتر هم اضافه کند (قابلیتی که احتمالاً با حذف جک 3.5 میلی متری ممکن شده است).

      حالا به لطف لرزشگیر اپتیکال، هردو تلفن هوشمند تازه قادر هستند در شرایط کم نور تصاویر را با کیفیت بالاتری ثبت کنند. علاوه بر این سیستم فلش هر دو محصول هم دگرگون شده و تعداد LED های فلش دوگانه به 4 عدد رسیده است.

      البته اپل توضیح داده که افزایش تعداد LED ها، تعداد رنگ های قابل تولید فلش را افزایش نمی دهد و در حال حاضر هم فلش های مجهز به LED می توانند صدها طیف مختلف از نور را تولید کنند، اما این تغییر میزان نور فلش و در نتیجه کارایی آن را به شکل محسوسی افزایش می دهد.

      در این نسل هر دو مدل به لرزشگیر اپتیکال مجهز هستند

      حالا تعداد تکه های لنز آیفون جدید به 6 عدد رسیده و این موضوع در کنار در کنار گشادگی دریچه دیافراگم و سنسور جدید، میزان جذب نور را تا 50 درصد افزایش داده است. مهم ترین تغییر نسل جدید اما چیزی است که ظاهر نسخه پلاس را با نسل قبل و حتی نسخه کوچکتر متفاوت کرده و سازنده حتی با وجود حذف جک 3.5 میلی متری هم نتوانسته آن را در هر دو محصول تعبیه کند.

      آیفون 7 پلاس بر همین اساس به یک دوربین 12 مگاپیکسلی دوم در کنار دوربین اصلی مجهز است که امکان زوم اپتیکال تا 2 برابر (بدون افت کیفیت) را برای این محصول فراهم آورده است.

      دوربین دوگانه در دنیای اندروید چندان ابتکاری به حساب نمی آید

      این ایده البته در دنیای اندروید چندان هم ابتکاری به حساب نمی آید و پیشتر مشابه آن توسط سازندگان مختلفی استفاده شده، از جمله LG G5 () که به یک لنز عریض دوم مجهز است.

      در حال حاضر، لنز دوم تنها برای زوم کردن بدون کاهش کیفیت مورد استفاده قرار می گیرد، اما اپل قصد دارد با ارائه بروزرسانی () این امکان را هم فراهم کند که تصویر هر دو لنز برای افزایش عمق میدان عکس ترکیب شود؛ قابلیتی که پیش از این در هوآوی P9 () هم مشاهده کرده بودیم.

      سازنده برای سوییچ کردن بین این دو لنز یک دکمه در رابط کاربری دوربین در نظر گرفته که با فشار دادنش می توانید تعیین کنید تصویر با لنز عادی ثبت شود یا تله فوتو.

      از نظر کیفیت تصویربرداری، حداقل تا زمانی که بروزرسانی نرم افزاری ارائه نشده، می توان گفت تفاوت چشمگیری در عملکرد آیفون های جدید با نسل پیشین به چشم نمی خورد.

      این البته نقض کننده ی این موضوع نیست که آیفون مثل همیشه یکی از بهترین تجربه های کاربری را در زمینه ی عکاسی با موبایل ارائه می کند. علاوه بر این دوربین جدید هم مثل نمایشگر دستگاه از استاندارد سینمایی وسعت رنگ موسوم به DCI-P3 پشتیبانی می کند.

      با غروب آفتاب اما ورق کاملاً باز می گردد و بهبودهای انجام گرفته یک به یک نمایان می شوند. آیفون های جدید به لطف حسگر باکیفیت و لرزشگیر اپتیکال قادر هستند تصاویر را با ایزوی پایینتر (برای نویز کمتر) و سرعت شاتر آهسته تر (برای جذب نور بیشتر) ثبت کنند.

      بر همین اساس اگر نمونه عکس های آیفون های جدید را کنار نسل پیشین قرار دهید، کاملاً مشخص است که سازنده عملکرد دوربین را در این بخش بهبود داده است.

      البته در اینجا لازم است یک موضوع را در مورد نسخه پلاس گوشزد کنیم، اینکه هرچند هردو سنسور دوربین های این محصول 12 مگاپیکسلی هستند، اما سنسور لنز تله فوتو از دوربین عادی کوچکتر است.

      بر همین اساس عکس هایی که روی حالت زوم دو برابر ثبت شوند، کیفیت پایین تری خواهند داشت و جالب اینکه با وجود رزولوشن یکسان، حتی سایز عکس های ثبت شده با دوربین دوم هم کمتر است.

      از این تفاوت کیفیت حتی می توان اینگونه نتیجه گرفت که دوربین دوم به لرزشگیر اپتیکال هم مجهز نباشد، در نتیجه دوربین نمی تواند سرعت شاتر را کاهش دهد و تصاویر را مثل سنسور دیگر با کمترین نویز به ثبت برساند.

      البته باید اشاره کنیم که این تفاوت کیفیت بیشتر از هرچیز هنگام عکاسی در شرایط کم نور به چشم می آید و در نور کافی به نظر نمی رسد لنزها غیر از میزان زوم، تفاوتی با یکدیگر داشته باشند.

      هرچند گشادگی دریچه دیافراگم مدل های جدید روی اف 2.2 ثابت مانده، اما رزولوشن دوربین جلو به 7 مگاپیکسل افزایش یافته که تقریباً با رزولوشن دوربین عقب در آیفون 6 برابر است.

      کیفیت و عملکرد این دوربین هم مثل همیشه یکی از بهترین های بازار است و نارسایی قابل توجهی ندارد که خاطر کاربران علاقه مند به سلفی را مکدر نماید.

      آیفون های جدید ضمناً مثل نسل قبل ویدیوهای 4K را با نرخ 30 فریم در هر ثانیه ثبت کنند. علاوه بر این

      رنگهای ویدیو ها هم به اندازه عکس های دوربین چشم نواز هستند و از نظر کیفیت به راحتی نمره قبولی را در دنیای موبایل دریافت خواهند کرد.

       

      سخت افزار

      عرضه هر آیفون جدید با معرفی تازه ترین چیپست اپل همراه است و سازنده بر همین اساس چیپست A10 Fusion را برای محصول تازه در نظر گرفته که نه تنها نخستین مدل 4 هسته ای اپل به حساب می آید، بلکه برای اولین بار یک پسوند هم در کنار شماره ی نامش دارد.

      قدرت این چیپست نسبت به نسل قبل 40 درصد و در مقایسه با آیفون 6 حدود 2 برابر افزایش داشته است. پردازشگر گرافیکی جدید چیپست هم 6 هسته دارد و در بنچمارک Ice Storm Unlimited امتیاز نزدیک به 3800 را کسب کرده که از افزایش 30 درصدی توانش حکایت دارد.

      این امتیاز ضمناْ آیفون 7 را از این نظر، بالاتر از رقبایی مثل گلکسی اس 7 () قرار می دهد. همین موضوع در مورد نسخه پلاس هم صدق می کند و نگاهی به امتیاز بنچمارک های این محصول نشان می دهد که با یکی از قدرتمند ترین تلفن های هوشمند بازار مواجه هستیم.

      اما سوال اینجاست که آیا اینهمه افزایش قدرت، در نهایت برای کاربر محسوس است که لازم باشد روی آن مانور دهیم یا خیر. حقیقت اینجاست که حتی آیفون 6 هم با وجود اینکه توان پردازشی اش نصف دو محصول جدید بود، عملکرد مناسبی داشت و رابط کاربری خود را مثل بازی های گرافیکی سنگین، کاملاً روان اجرا می کرد.

      حالا آیفون جدید هم در اجرای رابط کاربری، بازی های سنگین و اجرای همزمان اپلیکیشن ها در کنار یکدیگر مشکلی ندارد، در نتیجه اپل بار دیگر موفق شده به لطف ساخت همزمان نرم افزار و سخت افزار، هماهنگی بالایی بین این دو رقم زند و تجربه کاربری مناسبی را برای خریداران فراهم آورد.

      اما جایی که عملکرد چیپست جدید بیش از هرچیز محسوس است، عمر باتری به حساب می آید که حالا نسبت به قبل بهینه تر شده است، اما توضیح بیشتر در مورد آن را به بخش باتری موکول می کنیم.

      آیفون 7 ضمناً بر خلاف شایعات پیشین به 2 گیگابایت حافظه رم مجهز است و افزایش به 3 گیگابایت تنها در نسخه پلاس اتفاق افتاده است، هرچند این موضوع هم در نهایت تاثیر ملموسی برای کاربر نهایی نخواهد داشت.

      اپل بالاخره پذیرفته 16 گیگابایت حافظه داخلی برای آیفون کافی نیست

      علاوه بر این بد نیست اشاره کنیم اپل بالاخره پذیرفته که 16 گیگابایت حافظه داخلی برای آیفون کافی نیست و حداقل میزان حافظه را به 32 گیگابایت افزایش داده است (مدل پایه که با قیمت 650 دلار به فروش می رسد).

      اگر این میزان هم برای شما کافی به نظر نمی رسد، می توانید با 100 دلار هزینه بیشتر مدل مجهز به 128 گیگابایت حافظه داخلی را تهیه کنید، رقمی که قبلاً حداکثر میزان حافظه آیفون به حساب می آمد اما این رقم اکنون به 256 گیگابایت افزایش یافته است.

      در حقیقت می توان گفت اپل در آیفون جدید، ظرفیت های پیشین را 2 برابر کرده و با حذف حافظه 64 گیگابایتی، 3 حق انتخاب 32، 128 و 256 گیگابایت را در اختیار خریداران قرار می دهد. (ضمناً توجه داشته باشید که تنها بالاترین مدل همراه با بدنه مشکی براق عرضه می شود)

      در پایان اگر در مورد نگران هستید، لازم است اشاره کنیم که در طول مدت بررسی چندباری هنگام انجام پردازش های سنگین با این صدا برخورد داشتیم، اما شدت صدا آنقدر کم بود که باید برای شنیدنش بدنه تلفن هوشمند را به گوش خود می چسباندید.

      البته با این وجود باید توجه داشته باشید که امکان دارد این صدا در ویدیوهایی که با آیفون ضبط می کنید ثبت شود، یا هنگام مکالمه به گوش مخاطب آن سوی خط هم برسد.

      اسپیکر و هدفون

      اپل می گوید جک 3.5 میلی متری را از آیفون 7 حذف کرده تا جای بیشتری برای دوربین، باتری و موتور تپتیک دستگاه (موتوری که بازخوردهای خفیف لرزشی در نمایشگر و دکمه ی هوم ایجاد می کند) وجود داشته باشد.

      علاوه بر این، مقاوم کردن بدنه دستگاه در برابر آب هم در نبود یکی از سوراخ ها، به مراتب ساده تر است، هرچند شرکت ساکن کوپرتینو می گوید این موضوع در حذف جک 3.5 میلی متری نقشی نداشته است.

      در هر حال، بالاخره روز واقعه فرا رسیده و اپل جک 3.5 میلی متری را از جدیدترین آیفون حذف کرده است. آیفون های جدید بر همین اساس همراه با هدفون هایی عرضه می شوند که لازم است آنها را به درگاه لایتنینگ دستگاه متصل کنید.

      بر همین اساس باید بگوییم برای شارژ باتری همزمان با گوش کردن موسیقی، لازم است که برای این منظور طراحی شده اند را خریداری کنید.

      علاوه بر این، اگر هدفون سیم دار گران قیمتی دارید یا با هدفون های فابریک همراه آیفون های جدید احساس راحتی نمی کنید، لازم است مبدل جک 3.5 میلی متری به لایتنینگ که اپل درون جعبه دستگاه قرار داده را استفاده کنید.

      هرچند این موضوع تا حدی مشکل را رفع می کند، اما همراه داشتن همیشگی یک تبدیل چندان برای کاربران دلچسب نخواهد بود و احتمال گم شدن این قطعه ی بسیار کوچک هم چندان دور از ذهن نیست.

      در حقیقت به نظر می رسد اپل انتظار دارد کاربران چند عدد از این مبدل های ارزان قیمت را تهیه کرده و به هدفون های خود متصل کنند، محصولی که 9 دلار قیمت دارد و ارزان ترین سخت افزار تولید شده توسط اپل تاکنون به حساب می آید.

      در مورد کیفیت هدفون های لایتنینگ باید بدانید تفاوتی با مدل های پیشین ندارند و می توان آنها را قابل قبول به حساب آورد، هرچند با توجه به اینکه اپل شرکت بیتس را به تملک خود درآورده، انتظار می رود هدفون های این شرکت از پرچمداران رقبایی مثل HTC یا LG بهتر باشد، در حالی که به هیچ عنوان چنین نیست.

      کیفیت هدفون های تازه با قبل تفاوتی ندارد

      میزان راحتی این هدفون هم تا حد زیادی به شکل گوش شما بستگی دارد و می تواند بین خیلی راحت تا آزار دهنده متغیر باشد. علاوه بر این یک مدل بی سیم هم از این هدفون ها با نام AirPod عرضه شده که تنها تفاوتش در نداشتن سیم است.

      البته باید بدانید که این هدفون ها مبتنی بر فناوری بی سیم اختصاصی اپل کار می کنند و به همین دلیل جفت شدن آنها با آیفون های جدید به سادگی انجام می گیرد؛ تنها کافی است هدفون ها را از گوش خارج کنید.

      مشکلی برای استفاده از هدفون های متفرقه بلوتوث وجود ندارد

      اما همانقدر که نداشتن سیم و فناوری اختصاصی سازنده استفاده از این محصول را ساده کرده، به همان نسبت هم بی سیم بودن گوشی های هدفون جدید احتمال گم شدن آن را از طرف دیگر افزایش می دهد؛ در نتیجه توصیه می کنیم در صورت تهیه آنها به این موضوع توجه مضاعف داشته باشید. علاوه بر این دستگاه از هدفون های بلوتوث معمول هم پشتیبانی می کند و مشکلی برای استفاده از آنها وجود ندارد.

      اما برگردیم به اسپیکرهای استریو، چرا که اپل پس از سالها موفق شده پخش صدای آیفون را استریو کند. این ویژگی نه تنها از سالها پیش در دنیای اندروید وجود داشته است، بلکه حتی روش اپل هم برای این منظور چندان مبتکرانه نیست و پیشتر توسط تولید کنندگانی مثل هوآوی در P9 Plus () استفاده شده است.

      صدای استریو بلندی صدا را افزایش داده اما کیفیت به رقبایی مثل بوم ساند HTC نمی رسد

      در این روش اسپیکر مکالمه که در بالای نمایشگر قرار دارد برای پخش استریو در کنار اسپیکر اصلی دستگاه مورد استفاده قرار می گیرد. بدون تردید میزان فراگیری پخش صدا در این روش هرگز به رقبایی مثل HTC نمی رسد که دو اسپیکر بزرگ و اختصاصی در بالا و پایین نمایشگر دارند، اما با این وجود عملکرد پخش صدا در دو محصول تازه نسبت به قبل بهبود یافته است.

      البته با این روش جدید وضوح و کیفیت پخش صدا بهبود چندانی نداشته، اما حداکثر بلندی حدود 2 برابر از نسل قبل بیشتر شده و کاملاً برای استفاده در محیط های شلوغ و خارجی کفایت می کند.

      در نتیجه می توان گفت سیستم جدید پخش صدا در آیفون های تازه، بیش از هرچیز هنگام گوش دادن به پادکست ها یا حتی مکالمه تلفنی سودمند خواهد بود، چرا که در این حالت کیفیت و تفکیک صدا نسبت به بلندی، اهمیت کمتری خواهد داشت.

      دکمه هوم جدید

      اگر در گذشته استهلاک بالا و خرابی دکمه هوم آیفون را تجربه کرده باشید، احتمالاً حالا خوشحال هستید که اپل دکمه فیزیکی را به کلی از آیفون های جدید حذف کرده است.

      البته لازم است بدانید فرورفتگی لمسی که جای دکمه فیزیکی را گرفته، هرچند از نظر ظاهری تفاوت چشمگیری با مدل های قبلی ندارد، اما عملکردی کاملاً متفاوت ارائه می کند.

      آیفون های جدید به موتور Taptic مجهز هستند که در بدنه لرزش های خفیف ایجاد می کند. هرچند آیفون قبلی هم به همین موتور مجهز بود، اما اپل می گوید اضافه کردن این قطعه یکی از دلایل حذف جک هدفون از آیفون 7 بوده است.

      دکمه هوم جدید پتانسیل زیادی دارد اما لازم است به آن عادت کنید

      در هر حال هنگامی که دکمه ی هوم جدید را فشار دهید، این موتور به لرزه در می آید تا حس کلیک کردن را به کاربر القاء کند. اینکه روش جایگزین اپل خوب است یا بد به سلیقه شما بستگی دارد، اما لازم است بدانید که این روش حس کاملاً متفاوتی نسبت به قبل ایجاد می کند؛ چرا که لرزش این موتور در تمام بخش پایین و حتی پشت بدنه احساس می شود.

      این دکمه ضمناً خازنی است و تنها در صورت لمس پوست عمل می کند، در نتیجه مثل نمایشگر دستگاه، نمی توانید آن را با دستکش مورد استفاده قرار دهید (البته برخی از دستکش های مخصوص نمایشگر آیفون قابل استفاده هستند).

      اگر تاکنون از ترک پد های فورس تاچ مک بوک یا مجیک ترک پد اپل استفاده کرده باشید، می توانید تصور کنید القای حس کلیک کردن روی یک سطح صاف غیر مکانیکی چه حسی خواهد داشت.

      یکی از مزیت های چنین روشی این است که هنگام استفاده از ترک پد فورس تاچ، نرم افزارهای مک می توانند با ایجاد لرزش به شما بازخورد انتقال دهند.

      مثلا فرض کنید در حال تنظیم کادر در نرم افزار گرافیکی هستید و هنگامی که کادر دقیقاً در وسط قرار گرفت، تاچ پد با یک لرزش خفیف به سادگی شما را در جریان می گذارد.

      حالا همین اتفاق می تواند در مورد آیفون 7 هم رخ دهد و توسعه دهندگان سوم شخص، این قابلیت را در اپلیکیشن های خود استفاده کنند. برای درک بهتر کافی است اپلیکیشن ساعت را در آیفون های جدید باز کنید و ببینید چگونه با هر تکان عقربه، موتور تپتیک هم یک لرزش خفیف ایجاد می کند.

      اپل علاوه بر این امکان تعیین میزان لرزش را هم بین سه گزینه کم، متوسط و زیاد برای کاربر تدارک دیده است، در نتیجه می توانید این موضوع را تا حدی بر اساس سلیقه ی خود تنظیم نمایید.

      در مجموع باید بگوییم روش جدید کارایی مناسبی دارد و ضمناً از این پتانسیل هم برخوردار است که توسعه دهندگان سوم شخص ویژگی های جذابی در اپلیکیشن های خود برایش اختصاص دهند.

      در نتیجه ارزشش را دارد که به دکمه ی جدید آیفون عادت کنید، حتی اگر این موضوع در ابتدا دشوار به نظر برسد.

      باتری

      اپل می گوید حذف جک 3.5 میلی متری باعث شده فضای بیشتری در داخل بدنه برای بخش های دیگر وجود داشته باشد، از جمله باتری که در آیفون 7 حدود 14 درصد و در نسخه پلاس 5 درصد نسبت به نسل قبل افزایش ظرفیت داشته اند.

      افزایش حجم باتری و مصرف بهینه تر چیپست عمر باتری را تا 2 ساعت افزایش داده

      حالا آیفون 7 به یک باتری با ظرفیت 1960 میلی آمپر ساعت مجهز است و این میزان در مدل پلاس 2900 میلی آمپر ساعت در نظر گرفته شده است. علاوه بر این باید توجه داشت که چیپست جدید A10 Fusion در کنار 2 هسته قدرتمند، به دو هسته کم مصرف هم مجهز شده است، در نتیجه پردازش های نه چندان سنگین را با مصرف باتری کمتری نسبت به قبل انجام می دهد.

      سازنده ادعا می کند این تغییرات باعث شده آیفون 7 قادر باشد با هر شارژ تا 2 ساعت و مدل پلاس هم یک ساعت بیشتر از نسل قبل کاربر را همراهی نمایند.

      برای بررسی بیشتر موضوع، از هر دو دستگاه تست پخش ممتد ویدیو به عمل آوردیم. در این میان آیفون 7 حدود 12 ساعت به فعالیت خود ادامه داد و مدل پلاس هم رقم 14 ساعت را ثبت کرد که نشان می دهد ادعای اپل در مورد بهبود عملکرد نسبت به نسل قبل کاملاً صحت دارند.

      اما اگر می خواهید بدانید برای استفاده روزمره چقدر می توانید روی آیفون های جدید حساب کنید، باید بگوییم بر اساس تجربه ای که در طول یک هفته بررسی این دو تلفن هوشمند داشتیم، آیفون 7 به طور معمول با هر شارژ یک روز کار می کند و این زمان در صورت عدم استفاده از قابلیت های پر مصرف، تا 2 روز هم قابل افزایش خواهد بود. اما در مورد آیفون 7 پلاس احتمال بیشتری وجود دارد که دومین روز را هم بدون نیاز به شارژ مجدد به پایان برسانید.

      جمع بندی

      پیشرو بودن در هیچ حالتی بدون هزینه تمام نمی شود، خصوصاً در دنیای تکنولوژی که اگر بخواهید آن را را یک قدم رو به جلو برانید، لازم است به درستی تشخیص دهید پایان عمر کدام فناوری سر رسیده و جسارت لازم را، برای جایگزین کردن آن داشته باشید.

      تشخیص اپل برای کنار گذاشتن جک 3.5 میلی متری هدفون چه صحیح باشد و چه نادرست، شکی نیست که خریداران آیفون 7 خود را بر لبه ی تکنولوژی احساس خواهند کرد، جایی که هرچند جلوتر از دیگران قرار دارند، اما اندکی از تیزی و برندگی لبه را هم بر پیکر خود احساس خواهند کرد.

      جک 3.5 میلی متری آنقدری در بازار جا افتاده که کنار گذاشتنش در ابتدا تاحدی دردناک به نظر برسد. اولین مشکل، زمانی پیش می آید که بخواهید دستگاه را همزمان با گوش دادن به موسیقی شارژ کنید.

      در این حالت باید پخش موسیقی را متوقف کنید، یا یکی از مبدل های نه چندان ریز نقش را برای این منظور همراه داشته باشید.

      علاوه بر این در صورت خرید آیفون 7، انتخاب های شما برای گوش کردن به موسیقی محدودتر می شود؛ هدفون همراه آیفون 7 که مبتنی بر درگاه لایتنینگ عمل می کند، هدفون های بی سیم، یا استفاده از مبدل جک 3.5 میلی متری که اپل درون جعبه این محصول قرار داده است.

      اگر چنین محدودیت هایی در تجربه کاربری شما تاثیر می گذارد، می توانید منتظر بمانید تا روند کنار گذاشتن فناوری قدیمی به شکل کامل تری انجام گیرد، در غیر این صورت ورود شما را به آینده ی احتمالی خوشامد می گوییم.

      اما همه ی ویژگی های آیفون 7 مربوط به آینده نیستند و بخش قابل توجهی از آنها هم خاطرات 9 سال حضور این تلفن هوشمند در بازار را یادآوری می کنند.

      این محصول عکس های عالی ثبت می کند، نمایشگر با کیفیتی دارد، از توان پردازش کافی برای سنگین ترین عملکردها برخوردار است و از امکانات جذاب و متنوع برای رفع انواع نیازهای کاربران پشتیبانی می کند.

       

      در مورد دوربین دوگانه در نسخه پلاس هم باید بگوییم در حال حاضر این ویژگی آنقدری تاثیر گذار نیست و تنها «زوم دو برابر» را به دستگاه اضافه می کند، اما اپل می گوید در بروزرسانی بعدی سیستم عامل امکان ترکیب تصاویر دو دوربین را برای افزایش عمق میدان و کیفیت عکس ها به دستگاه اضافه خواهد کرد.

      در مجموع باید بگوییم آیفون جدید بدون تردید یکی از محصولات جذاب موجود در بازار به حساب می آید و از عملکرد مناسبی در بخش های حیاتی مثل کیفیت تصویربرداری و عمر باتری برخوردار است.

      اما اگر کاربر آیفون های اخیر هستید، باید تصمیم بگیرید که قابلیت های جدید اضافه شده به تازه ترین محصول برای شما کفایت می کند، یا ترجیح می دهید شانس خود را امتحان کنید و منتظر بمانید مشخص شود اپل سال آینده برای دهمین سالگرد آیفون برنامه ویژه ای دارد یا خیر.

      علاوه بر این بد نیست اشاره کنیم همانطور که خود اپل هم اذعان داشته، بدون تردید حذف جک 3.5 میلی متری جسارت زیادی احتیاج دارد، اما در حقیقت اپل این جسارت را به جای ابتکار مورد استفاده قرار داده است؛ به این معنا که با حذف جک هدفون، فضا را برای اضافه کردن برخی قابلیت های دنیای اندروید به تلفن هوشمند خود باز کرده است، آن هم بدون اینکه نیاز باشد ابتکار چندانی از خود به خرج دهد.

      مدل پایه از آیفون 7 در بازار ایران و مدل پایه از آیفون 7 پلاس توسط فروشگاه اپل آن آی سی به فروش می رسند.

      نکات مثبت

      • عملکرد دوربین به لطف جذب نور عالی و لرزشگیر اپتیکال
      • قدرت پردازش به لطف چیپ A10 Fusion
      • اسپیکرهای استریو
      • کیفیت نمایشگر
      • ارگونومی و طراحی ظاهری
      • عمر باتری
      • مقاومت در برابر آب

      نکات منفی

      • کاربران لازم است به شکل همزمان به دگرگون شدن دکمه ی هوم غیر قابل کلیک و حذف جک هدفون (دو بخش بسیار پر استفاده) عادت کنند
      • عدم امکان استفاده همزمان از شارژر و هدفون دستگاه
      • رنگ مشکی براق به مدل های گران تر محدود است و به سادگی خراشیده می شود

      The post appeared first on .

      بررسی دیجیاتو: آیفون 7 و 7 پلاس؛ به استقبال آینده ای مبهم [به همراه بررسی ویدیویی]

      عدد 10 برای اپل اهمیت دارد و این شرکت سال آینده دهمین سالگرد عرضه آیفون را جشن می گیرد، محصولی که یکی از مهم ترین ساخته های استیو جابز به حساب می آید و تاکنون، آثار زیادی از خود در دنیای فناوری به جای گذاشته است.

      برخی اعتقاد دارند به همین دلیل است که اپل این بار برای نخستین بار، پس دو سال، ظاهر آیفون را دگرگون نکرده و محصول انقلابیِ واقعیِ خود را برای سال آینده نگاه داشته است.

      صحت یا سقم این ادعا سال آینده مشخص می شود و تا آن زمان هم کسی به اسرار داخلی اپل دسترسی ندارد، در نتیجه فعلاً بیایید جدیدترین آیفون عرضه شده توسط این شرکت را زیر زره بین قرار دهیم.

      شاید آیفون 7 پلاس به لطف دوربین دوگانه، آنقدری با نسل پیشین متفاوت به نظر برسد که برای کاربران تشنه پس از دو سال، راضی کننده باشد؛ اما سوال اینجاست که آیا برادر کوچکتر هم می تواند توجه ها را به قابلیت هایش جلب کند یا خیر.

      آیفون، حالا پس از 9 سال حضور در بازار، به بلوغ مناسبی رسیده و در نتیجه می تواند ویژگی های جذاب همیشگی خود را، به بهترین شکل در اختیار کاربر قرار دهد.

      این تلفن هوشمند از هماهنگی بالایی بین نرم افزار و سخت افزار بهره می برد، رابط کاربری راحتی دارد و مثل همیشه، قادر است عکس هایی چشم نواز ثبت کند که در زمره ی بهترین های بازار به حساب آیند.

      از طرف دیگر، ویژگی های جدیدی که سازنده برای محصول تازه در نظر گرفته هم آنقدری هستند که با اغماض بتوان گفت آیفون جدید، تجربه کاربری نسبتاً متفاوتی در مقایسه با نسل قبل ارائه می دهد.

      همین موضوع، به این بحث بین کاربران دامن زده که آیا آیفون 7 محصولی انقلابی است و ارزش خرید دارد، یا تفاوت ها آنقدر هم دندان گیر نیستند و در نتیجه، تصمیم منطقی تر این است که تا سال آینده منتظر بمانیم و شرکت ساکن کوپرتینو احتمالاً محصول واقعاً انقلابی خود را در دهمین سالگرد آیفون رونمایی کند.

      با بررسی از تلفن هوشمند جدید اپل همراه باشید تا پاسخ این پرسش را از نظر بگذرانیم.

      بررسی ویدیویی

      ***لینک ویدیو***

      طراحی

      پیش از پرداختن به طراحی محصول لازم است اشاره کنیم که اپل در آیفون های جدید، نایلون محافظ روی جعبه را تغییر داده است. در گذشته، یک سلفون ساده دور جعبه کشیده می شد که به سادگی می توانستید آن را باز کنید و دوباره دور جعبه سلفون بپیچید.

      همین موضوع متاسفانه باعث شده بود بسیاری از فروشندگان قطعات جانبی اصلی داخل جعبه مثل هدفون و کابل را با نمونه ی تقلبی تعویض کنند و هیچ اطمینانی وجود نداشت که محصول، واقعا آکبند باشد.

      حالا روکش پلاستیکی جدید اپل کمی پیچیده تر است و حداقل می توانید مطمئن باشید در کوتاه مدت، نمونه تقلبی آن قابل تولید نیست. با ذکر این نکته، بررسی طراحی دستگاه را آغاز می کنیم.

      بسته بندی جدید آیفون تقلب را برای فروشندگان متقلب دشوار می کند

      آیفون 7 بر خلاف برادر بزرگتر خود به دوربین دوگانه مجهز نیست و این موضوع، شباهت ظاهر دستگاه به نسل پیشین را بیش از پیش کرده است. شاید هم اپل دیگر آن اپل همیشگی نیست و اعتقاد دارد طراحی ظاهری دستگاه نسبت به قابلیت ها، در درجه ی دوم اهمیت قرار می گیرد؛ در نتیجه نیازی نیست یک سال در میان به شکل کامل تغییر کند.

      چه طراحی مشابه با نسل پیشین باب میل شما باشد چه آن را تکراری و خسته کننده بدانید، می توانیم این نوید را بدهیم که آیفون 7 از نظر القای حس کیفیت و ارگونومی چیزی کم ندارد.

      این تلفن هوشمند با ضخامت 7.1 میلی به خوبی در دست شما جای می گیرد و خمیدگی های اطراف بدنه مثل همیشه با نرمی و لطافت تراش خورده اند.

       

      ضخامت نسخه پلاس هم تنها 2 دهم میلی متر از آیفون 7 بیشتر است، اما در هر حال باید توجه داشته باشید که ارگونومی یک محصول 5.5 اینچی هرگز نمی تواند به خوبی محصولات کوچکتر باشد.

      گذشته از دوربین دوگانه و اندازه بزرگتر، دیگر خصوصیات دو محصول یکسان است و اگر از آیفون های 6S و 6 استفاده کرده باشید، هنگام استفاده از تلفن های هوشمند تازه هم حس مشابهی خواهید داشت.

      در این میان یک تفاوت بزرگ با قبل وجود دارد که آن هم هنگام استفاده چندان تغییری در حس شما ایجاد نمی کند؛ اینکه آیفون های جدید در مقابل آب مقاوم هستند و می توانید آنها را تا 30 دقیقه در عمق 1 متری آب غوطه ور کنید.

      مقاومت در برابر آب بالاخره به پلتفرم اپل هم آمده است

      این قابلیت البته به هیچ عنوان مبتکرانه و منحصر به اپل به حساب نمی آید و پیش از این در محصولات متعددی از رقبا، از جمله سونی و سامسونگ وجود داشته است؛ اما با این حال کاربرانی که به یک موبایل مقاوم در برابر آب احتیاج دارند، حالا خوشحال خواهند شد که یک محصول از پلتفرم اپل هم به حق انتخاب های آنها افزوده شده است.

      ویدیوی تبلیغاتی اپل برای معرفی کاربردهای تلفن هوشمند مقاوم در برابر آب

      هرچند اپل با چند سال فاصله تلفن هوشمند مقاوم در برابر آب عرضه کرده و از رقبای خود در این زمینه عقب به نظر می رسد، اما ظاهرا همین فاصله باعث شده شرکت ساکن کوپرتینو از اشتباهات سازندگان دیگر درس بگیرد و آنها را تکرار نکند.

      برای مثال می توانیم به سونی اشاره کنیم که در چند تلفن هوشمند اول مقاوم در برابر آب، در پوش هایی را برای محافظت از درگاه های دستگاه تدارک دیده بود و همین موضوع نارضایتی کاربران را در پی داشت، چرا که هر بار لازم بود برای شارژ محصول درپوش پلاستیکی را باز کنند.

      این قطعه ضمناً استهلاک بالایی داشت و ممکن بود پس از مدتی استفاده از بدنه جدا شود، اتفاقی که اگر رخ می داد، مقاومت محصول در برابر آب از بین می رفت.

      حالا سونی دیگر محصولات مقاوم در برابر آب را بدون درپوش عرضه می کند و اپل هم با مدتی فاصله، از میانه ی مسیر خود را به رقیب ژاپنی رسانده است. البته باید توجه داشته باشید که رقبا عموماً گواهی IP68 را دریافت کرده اند، در حالی که آیفون 7 گواهی IP67 دارد و مقاومتش در برابر آب و غبار در درجه پایین تری قرار می گیرد.

      اپل علاوه بر این اعلام کرده میزان مقاومت دستگاه در برابر آب به مرور و در اثر استهلاک کاهش خواهد یافت در نتیجه بهتر است این موضوع را پس از خرید در نظر داشته باشید.

      در هر حال، باید ورود دیر هنگام اپل به این حوزه را تبریک بگوییم، آن هم برای شرکتی که درون درگاه محصولات پیشین یک نوار ویژه تعبیه می کرد که در صورت برخورد با آب تغییر رنگ بدهد و دستگاه را از گارانتی خارج کند.

      دکمه هوم جدید جذاب اما عجیب است

      یکی از تصمیمات اپل برای مقاوم ساختن بدنه در برابر نفوذ آب این است که دکمه ی فیزیکی Home آیفون های پیشین را کنار گذاشته و یک فرورفتگی لمسی به جای آن قرار داده است که مثل وان پلاس 3 متحرک نیست و هیچ منفذی برای نفوذ آب ندارد.

      اگر با تاچ پد فورس تاچ لپ تاپ های جدید اپل کار کرده باشید، احتمالاً مدتی طول کشیده باشد تا به این قابلیت جدید عادت کنید، اما حتماً حالا شما هم تمایلی به بازگشت و استفاده از تاچ پد های معمول پیشین را نداشته باشید.

      دکمه هوم جدید آیفون هم ممکن است همینطور باشد، خصوصاً اگر آیفون های قبلی را طولانی مدت استفاده کرده باشید. در این صورت احتمالاً در ابتدا احساس عجیبی خواهید داشت که هنگام فشار دادن این دکمه، به جای فرو رفتن و شنیدن صدای کلیک فیزیکی، یک ویبر کوتاه در بخش پایین بدنه دریافت خواهید کرد.

      علاوه بر این با کاهش تو رفتگی، این بخش به اندازه قبل نسبت به دیگر بخش ها متمایز نیست و اندکی دشوار تر آن را با لمس پیدا می کنید و این موضوع تا حدی ارگونومی دستگاه را کاهش داده است.

       

      صرف نظر از اینکه چقدر طول بکشد به دکمه ی جدید عادت کنید، بد نیست بدانید که کاربران بسیاری سابقه ی خراب شدن دکمه ی فیزیکی آیفون را در خاطر خود دارند و حالا با این تغییر بدون تردید خرسند خواهد شد.

       اپل جک هدفون را هم به کلی از دستگاه حذف کرده تا نیازی به درپوش گذاشتن رویش وجود نداشته باشد. حالا اپل نخستین غول دنیای تکنولوژی به حساب می آید که جرئت کرده یکی از پر قدیمی و پر استفاده ترین درگاه های تاریخ فناوری را برای حرکت به سوی جایگزین های بهتر کنار گذارد.

      هدفون آیفون 7 بر همین اساس با استفاده از درگاه لایتنینگ (که درپوش هم ندارد) به دستگاه متصل می شود و مدتهاست کاربران و صاحب نظران بحث می کنند که اپل جک 3.5 میلی متری را حذف کرده تا کاربران را به خرید هدفون های جدیدش ، یا واقعا .

      هرچه باشد، در نهایت این شما هستید که اگر آیفون 7 را تهیه کنید، به شکل پیش فرض نمی توانید هنگام گوش کردن موسیقی همزمان دستگاه را شارژ کنید، مگر اینکه را جداگانه تهیه کرده و همواره همراه داشته باشید.

      حالا در نبود جک هدفون، هر دو طرف درگاه لایتنینگ به سوراخ های اسپیکر اختصاص داده شده است. هرچند آیفون های جدید نخستین موبایل های اپل هستند که صدا را به شکل استریو پخش می کنند، اما جالب است بدانید تنها سوراخ های سمت راست برای پخش موسیقی کاربرد دارند و صدای استریو از راه دیگری تامین شده که در بخش مربوطه به جزئیاتش خواهیم پرداخت.

      در مورد رنگهای بدنه هم باید اشاره کنیم که آیفون جدید در مدل های صورتی (رز گلد)، طلایی و نقره ای تولید شده، اما در این نسل رنگ خاکستری موسوم به فضایی با یک مشکی تیره تر جایگزین شده و یک مدل مجهز به بدنه مشکی براق هم وجود دارد.

      این رنگ جدید البته تنها برای مدل های گران قیمت تر در نظر گرفته شده که 256 گیگابایت حافظه ی داخلی دارند؛ ضمن اینکه اپل توصیه می کند در صورت تهیه این رنگ، یک قاب محافظ هم برای آیفون خریداری کنید چرا که به دلیل براق بودن، بدنه ی این مدل در مقابل خط و خش چندان مقاومت بالایی ندارد.

      رنگ مشکی براق به بدنه پیانو شباهت دارد

      هرچند اپل این موضوع را اعلام نکرده، اما بد نیست بدانید بدنه نسخه مشکی براق به شدت لیز است و احتمال سُر خوردنش بالاست؛ موضوعی که می توان آن را دومین دلیل برای تهیه قاب محافظ در نظر گرفت.

      در مجموع باید بگوییم اپل در ساخت آیفون های جدید، به قول خودش شجاعت و جسارت به خرج داده تا یکی از پر استفاده ترین بخش های دستگاه را حذف کند.

      با چنین تصمیمی، شرکت ساکن کوپرتینو به راحتی توانسته تغییرات مورد نظر خود (از جمله بدنه مقاوم در برابر آب و دوربین های بهتر) را در محصول تازه اعمال کند، بدون اینکه لازم باشد نوآوری چندانی را چاشنی جسارت خود کرده باشد.

      در نهایت توصیه می کنیم توجه داشته باشید که هنوز نمی توان با اطمینان گفت آینده ی دنیای فناوری به کدام سمت است، در نتیجه این امکان وجود دارد که آیفون های جدید را تهیه کنید اما اپل در حذف درگاه هدفون ناکام بماند یا فناوری دیگری فراگیر شود (برای نمونه تا با خصوصیات USB Type-C به عنوان یکی از رقبای اصلی درگاه اپل در این زمینه آشنا شوید).

      نمایشگر

      آیفون 7 به یک نمایشگر 4.7 اینچی IPS LCD با رزولوشن 750 در 1334 و تراکم 326 پیکسل در هر اینچ مجهز است که پیشتر هم مشابه آن را در آیفون 6S و حتی 6 مشاهده کرده بودیم.

      همین موضوع در مورد نسخه پلاس هم صدق می کند و این تلفن هوشمند به نمایشگر 5.5 اینچی با رزولوشن 1080 و تراکم 401 پیکسل در هر اینچ مجهز است که سابقه ی استفاده از آن به آیفون 6 باز می گردد.

      اما با وجود یکسان بودن این خصوصیات، اپل روشنایی پنل جدید را 25 درصد افزایش داده وسعت بازه رنگهای آن را هم به استاندارد سینمایی رسانده است تا جلوه ای چشمگیر تر داشته باشند.

      رزولوشن و اندازه نمایشگر آیفون های تازه مثل نسل قبل است

      در حقیقت می توان گفت اپل به جای افزایش رزولوشن و تعداد پیکسل ها، تلاش کرده کیفیت پخش تصویر در نمایشگر را افزایش دهد و بر همین اساس صفحه نمایش آیفون های جدید از نظر دقت تولید رنگ یکی از بهترین های حال حاضر در بازار به حساب می آیند.

      اما با این وجود عجیب است که اپل سیستم TrueTone که پیشتر در آیپد پرو () معرفی کرده بود را برای شخصی سازی نحوه نمایش رنگها در اختیار کاربران آیفون های جدید قرار نداده است.

      اپل به طور رسمی اعلام کرده حداکثر روشنایی این نمایشگر تا 625 نیت می رسد، موضوعی که در بررسی ما هم خلافش اثبات نشد. میزان روشنایی این نمایشگر کاملاً برای استفاده زیر نور مستقیم خورشید کفایت می کند.

      البته باید توجه داشته باشید که اگر به شکل دستی روشنایی صفحه نمایش را افزایش دهید، حداکثر روشنایی قابل دستیابی نخواهد بود و این اتفاق تنها زمانی رخ می دهد که حالت Auto فعال باشد و دستگاه به شکل خودکار تشخیص دهد حداکثر روشنایی مورد نیاز است.

      این نمایشگر ضمناً به حالت موسوم به شیف شب مجهز است که در صورت فعال کردنش (به شکل دستی یا خودکار بر اساس ساعت) میزان انتشار نور آبی از سطح صفحه نمایش کاهش یافته و این موضوع میزان خستگی چشم و اختلال خواب در اثر استفاده از تلفن هوشمند در شب را کاهش خواهد داد.

      از دیگر قابلیت های سازنده در این بخش هم می توان به تاچ سه بعدی اشاره کرد که در نسل پیش معرفی شد و عملکردی مشابه کلیک راست کردن در کامپیوترهای شخصی دارد. البته باید بدانید که میزان کارایی این قابلیت در محصول جدید افزایش یافته است، موضوعی که در بخش نرم افزار به جزئیاتش خواهیم پرداخت.

      در نهایت باید بگوییم هرچند نمایشگر آیفون های جدید (خصوصاً در نسخه کوچکتر) از نظر تراکم پیکسل یا پویایی رنگها به رقبایی مثل سامسونگ نمی رسد، اما عملکرد اپل در بهبود کیفیت صفحه نمایش آیفون های قبلی قابل قبول است و این دو محصول، به راحتی نمره قبولی را در این بخش دریافت می کند.

      نرم افزار

       

      اپل مدتی پیش از عرضه آیفون های جدید، تازه ترین نسخه از سیستم عامل موبایل خود را برای دستگاه های قدیمی تر منتشر کرده بود و بر همین اساس پیشتر قابلیت های iOS 10 را .

      اپل در این نسخه، روش قدیمی و مشهور Slide to Unlock را کنار گذاشته و حالا دیگر برای باز کردن قفل آیفون باید دکمه هوم لمسی دستگاه را فشار دهید.

      منطق اپل این است که کاربر احتمالاً برای دسترسی به صفحه قفل یکبار دکمه هوم را فشار داده و انگشتش روی آن قرار دارد، در نتیجه بهتر است شخص را مجبور نکنیم انگشت خود را از روی دکمه برداشته و روی نمایشگر اسلاید کند.

      هرچند چنین ایده ای قابل پذیرش است، اما جالب است بدانید حتی اگر دستگاه شما به حسگر اثر انگشت مجهز باشد هم نمی توانید صرفا با لمس حسگر قفل دستگاه را باز کنید و لازم است حتما به دکمه ی جدید لمسی فشار وارد کنید تا لرزش آن را احساس کنید.

      این روش جدید البته به معنای این نیست که اسلاید کردن در صفحه قفل دیگر کاربرد نداشته باشد. ویجت های صفحه قفل یکی از مهم ترین ویژگی های اضافه شده در iOS 10 هستند که برای مشاهده آنها لازم است در صفحه قفل به سمت چپ اسلاید کنید.

      اپل در iOS 10 روی افزایش کارایی اپلیکیشن های مقیم تمرکز داشته است

      برای فعال کردن دوربین هم دیگر احتیاجی نیست علامت بسیار کوچک دوربین را از گوشه پایین سمت راست به مرکز صفحه بکشید، بلکه از هر جای نمایشگر که به سمت راست اسلاید کنید، اپلیکیشن دوربین به راحتی باز خواهد شد.

      هنگامی که شرکت ساکن کوپرتینو تاچ سه بعدی را در آیفون قبلی معرفی کرد، اعتقاد داشت این قابلیت انقلابی در روش تعامل کاربر با ابزارهای موبایل به حساب می آید.

      اما در ادامه شاهد بودیم که قابلیت های تاچ سه بعدی آنقدری متنوع نبود و بسیاری از کاربران پس از مدتی حتی فراموش کردند موبایلشان این ویژگی را هم دارد.

      حالا اپل در iOS جدید کارایی تاچ سه بعدی را افزایش داده تا وجود این قابلیت برای کاربران تاثیر گذار باشد؛ در نتیجه تقریباً هرجای صفحه نمایش که انگشت خود را فشار دهید، یک گزینه مشابه کلیک راست با گزینه های متنوع ظاهر خواهد شد.

      برای مثال می توانیم به آیکون چراغ قوه در بخش Control Center اشاره کنیم که اگر روی آن فشار دهید سه گزینه ظاهر می شود و با استفاده از آنها می توانید نور فلاش دستگاه را از بین کم، متوسط یا زیاد انتخاب نمایید.

      مرکز کنترل ضمناً به 3 پنل جداگانه تقسیم شده است. پنل نخست که مثل سابق است اما دکمه های کنترل پخش موسیقی از آن حذف شده، پنل دوم که با استفاده از آن می توانید پخش موسیقی را کنترل کنید و بخش سوم که به کنترل ابزارهای خانگی هوشمند اختصاص دارد.

      نوار نوتیفیکیشن ها هم در نسخه جدید متحول شده و حالا می توانید بدون نیاز به باز کردن اپلیکیشن ها، با نوتیفیکیشن ها تعامل کنید و برای مثال پیام های دریافتی را با استفاده از همان نوتیفیکیشن پاسخ دهید.

      تغییرات iOS 10 موارد متعدد اما نسبتاً ریزی هستند که در جای جای سیستم عامل پراکنده اند، اما در کنار یکدیگر قادر هستند تجربه کاربری دستگاه را بهبود بخشند.

      اپل در این نسخه ضمناً تمرکز زیادی روی افزایش کارایی اپلیکیشن های مقیم دستگاه داشته است (که حالا می توانید آنها را در صورت تمایل از رابط کاربری حذف کنید).

      برای مثال اپلیکیشن پیام رسانی iOS حالا دیگر آن محیط مینیمال و کارکرد بسیار ساده ی قبل را ندارد و امکانات بیشماری برایش در نظر گرفته شده که می تواند ساعت ها کاربران را حین گپ و گفت سرگرم نماید.

      دستیار دیجیتالی اپل هم در نسخه تازه به مراتب فعال تر شده و کارایی بیشتری دارد. این موضوع ضمناً به اپلیکیشن های اپل محدود نیست و می تواند هر نرم افزاری را شامل گردد؛ چرا که اپل در این نسخه دسترسی توسعه دهندگان سوم شخص را به سیری باز کرده است تا قادر باشند این دستیار دیجیتالی را، به اپلیکیشن های خود متصل کنند.

      قابلیت های جدید iOS 10 آنقدر ریز و پراکنده هستند که پرداختن به همه آنها در اینجا ممکن نیست، بر همین اساس از شما دعوت می کنیم .

      دوربین ها

       

      هردو آیفون جدید، به یک دوربین 12 مگاپیکسلی تازه مجهز هستند، ضمن اینکه اپل برای نخستین بار موفق شده لرزشگیر اپتیکال را که پیش از این به مدل های پلاس اختصاص داشت، به آیفون کوچکتر هم اضافه کند (قابلیتی که احتمالاً با حذف جک 3.5 میلی متری ممکن شده است).

      حالا به لطف لرزشگیر اپتیکال، هردو تلفن هوشمند تازه قادر هستند در شرایط کم نور تصاویر را با کیفیت بالاتری ثبت کنند. علاوه بر این سیستم فلش هر دو محصول هم دگرگون شده و تعداد LED های فلش دوگانه به 4 عدد رسیده است.

      البته اپل توضیح داده که افزایش تعداد LED ها، تعداد رنگ های قابل تولید فلش را افزایش نمی دهد و در حال حاضر هم فلش های مجهز به LED می توانند صدها طیف مختلف از نور را تولید کنند، اما این تغییر میزان نور فلش و در نتیجه کارایی آن را به شکل محسوسی افزایش می دهد.

      در این نسل هر دو مدل به لرزشگیر اپتیکال مجهز هستند

      حالا تعداد تکه های لنز آیفون جدید به 6 عدد رسیده و این موضوع در کنار در کنار گشادگی دریچه دیافراگم و سنسور جدید، میزان جذب نور را تا 50 درصد افزایش داده است. مهم ترین تغییر نسل جدید اما چیزی است که ظاهر نسخه پلاس را با نسل قبل و حتی نسخه کوچکتر متفاوت کرده و سازنده حتی با وجود حذف جک 3.5 میلی متری هم نتوانسته آن را در هر دو محصول تعبیه کند.

      آیفون 7 پلاس بر همین اساس به یک دوربین 12 مگاپیکسلی دوم در کنار دوربین اصلی مجهز است که امکان زوم اپتیکال تا 2 برابر (بدون افت کیفیت) را برای این محصول فراهم آورده است.

      دوربین دوگانه در دنیای اندروید چندان ابتکاری به حساب نمی آید

      این ایده البته در دنیای اندروید چندان هم ابتکاری به حساب نمی آید و پیشتر مشابه آن توسط سازندگان مختلفی استفاده شده، از جمله LG G5 () که به یک لنز عریض دوم مجهز است.

      در حال حاضر، لنز دوم تنها برای زوم کردن بدون کاهش کیفیت مورد استفاده قرار می گیرد، اما اپل قصد دارد با ارائه بروزرسانی () این امکان را هم فراهم کند که تصویر هر دو لنز برای افزایش عمق میدان عکس ترکیب شود؛ قابلیتی که پیش از این در هوآوی P9 () هم مشاهده کرده بودیم.

      سازنده برای سوییچ کردن بین این دو لنز یک دکمه در رابط کاربری دوربین در نظر گرفته که با فشار دادنش می توانید تعیین کنید تصویر با لنز عادی ثبت شود یا تله فوتو.

      از نظر کیفیت تصویربرداری، حداقل تا زمانی که بروزرسانی نرم افزاری ارائه نشده، می توان گفت تفاوت چشمگیری در عملکرد آیفون های جدید با نسل پیشین به چشم نمی خورد.

      این البته نقض کننده ی این موضوع نیست که آیفون مثل همیشه یکی از بهترین تجربه های کاربری را در زمینه ی عکاسی با موبایل ارائه می کند. علاوه بر این دوربین جدید هم مثل نمایشگر دستگاه از استاندارد سینمایی وسعت رنگ موسوم به DCI-P3 پشتیبانی می کند.

      با غروب آفتاب اما ورق کاملاً باز می گردد و بهبودهای انجام گرفته یک به یک نمایان می شوند. آیفون های جدید به لطف حسگر باکیفیت و لرزشگیر اپتیکال قادر هستند تصاویر را با ایزوی پایینتر (برای نویز کمتر) و سرعت شاتر آهسته تر (برای جذب نور بیشتر) ثبت کنند.

      بر همین اساس اگر نمونه عکس های آیفون های جدید را کنار نسل پیشین قرار دهید، کاملاً مشخص است که سازنده عملکرد دوربین را در این بخش بهبود داده است.

      البته در اینجا لازم است یک موضوع را در مورد نسخه پلاس گوشزد کنیم، اینکه هرچند هردو سنسور دوربین های این محصول 12 مگاپیکسلی هستند، اما سنسور لنز تله فوتو از دوربین عادی کوچکتر است.

      بر همین اساس عکس هایی که روی حالت زوم دو برابر ثبت شوند، کیفیت پایین تری خواهند داشت و جالب اینکه با وجود رزولوشن یکسان، حتی سایز عکس های ثبت شده با دوربین دوم هم کمتر است.

      از این تفاوت کیفیت حتی می توان اینگونه نتیجه گرفت که دوربین دوم به لرزشگیر اپتیکال هم مجهز نباشد، در نتیجه دوربین نمی تواند سرعت شاتر را کاهش دهد و تصاویر را مثل سنسور دیگر با کمترین نویز به ثبت برساند.

      البته باید اشاره کنیم که این تفاوت کیفیت بیشتر از هرچیز هنگام عکاسی در شرایط کم نور به چشم می آید و در نور کافی به نظر نمی رسد لنزها غیر از میزان زوم، تفاوتی با یکدیگر داشته باشند.

      هرچند گشادگی دریچه دیافراگم مدل های جدید روی اف 2.2 ثابت مانده، اما رزولوشن دوربین جلو به 7 مگاپیکسل افزایش یافته که تقریباً با رزولوشن دوربین عقب در آیفون 6 برابر است.

      کیفیت و عملکرد این دوربین هم مثل همیشه یکی از بهترین های بازار است و نارسایی قابل توجهی ندارد که خاطر کاربران علاقه مند به سلفی را مکدر نماید.

      آیفون های جدید ضمناً مثل نسل قبل ویدیوهای 4K را با نرخ 30 فریم در هر ثانیه ثبت کنند. علاوه بر این

      رنگهای ویدیو ها هم به اندازه عکس های دوربین چشم نواز هستند و از نظر کیفیت به راحتی نمره قبولی را در دنیای موبایل دریافت خواهند کرد.

       

      سخت افزار

      عرضه هر آیفون جدید با معرفی تازه ترین چیپست اپل همراه است و سازنده بر همین اساس چیپست A10 Fusion را برای محصول تازه در نظر گرفته که نه تنها نخستین مدل 4 هسته ای اپل به حساب می آید، بلکه برای اولین بار یک پسوند هم در کنار شماره ی نامش دارد.

      قدرت این چیپست نسبت به نسل قبل 40 درصد و در مقایسه با آیفون 6 حدود 2 برابر افزایش داشته است. پردازشگر گرافیکی جدید چیپست هم 6 هسته دارد و در بنچمارک Ice Storm Unlimited امتیاز نزدیک به 3800 را کسب کرده که از افزایش 30 درصدی توانش حکایت دارد.

      این امتیاز ضمناْ آیفون 7 را از این نظر، بالاتر از رقبایی مثل گلکسی اس 7 () قرار می دهد. همین موضوع در مورد نسخه پلاس هم صدق می کند و نگاهی به امتیاز بنچمارک های این محصول نشان می دهد که با یکی از قدرتمند ترین تلفن های هوشمند بازار مواجه هستیم.

      اما سوال اینجاست که آیا اینهمه افزایش قدرت، در نهایت برای کاربر محسوس است که لازم باشد روی آن مانور دهیم یا خیر. حقیقت اینجاست که حتی آیفون 6 هم با وجود اینکه توان پردازشی اش نصف دو محصول جدید بود، عملکرد مناسبی داشت و رابط کاربری خود را مثل بازی های گرافیکی سنگین، کاملاً روان اجرا می کرد.

      حالا آیفون جدید هم در اجرای رابط کاربری، بازی های سنگین و اجرای همزمان اپلیکیشن ها در کنار یکدیگر مشکلی ندارد، در نتیجه اپل بار دیگر موفق شده به لطف ساخت همزمان نرم افزار و سخت افزار، هماهنگی بالایی بین این دو رقم زند و تجربه کاربری مناسبی را برای خریداران فراهم آورد.

      اما جایی که عملکرد چیپست جدید بیش از هرچیز محسوس است، عمر باتری به حساب می آید که حالا نسبت به قبل بهینه تر شده است، اما توضیح بیشتر در مورد آن را به بخش باتری موکول می کنیم.

      آیفون 7 ضمناً بر خلاف شایعات پیشین به 2 گیگابایت حافظه رم مجهز است و افزایش به 3 گیگابایت تنها در نسخه پلاس اتفاق افتاده است، هرچند این موضوع هم در نهایت تاثیر ملموسی برای کاربر نهایی نخواهد داشت.

      اپل بالاخره پذیرفته 16 گیگابایت حافظه داخلی برای آیفون کافی نیست

      علاوه بر این بد نیست اشاره کنیم اپل بالاخره پذیرفته که 16 گیگابایت حافظه داخلی برای آیفون کافی نیست و حداقل میزان حافظه را به 32 گیگابایت افزایش داده است (مدل پایه که با قیمت 650 دلار به فروش می رسد).

      اگر این میزان هم برای شما کافی به نظر نمی رسد، می توانید با 100 دلار هزینه بیشتر مدل مجهز به 128 گیگابایت حافظه داخلی را تهیه کنید، رقمی که قبلاً حداکثر میزان حافظه آیفون به حساب می آمد اما این رقم اکنون به 256 گیگابایت افزایش یافته است.

      در حقیقت می توان گفت اپل در آیفون جدید، ظرفیت های پیشین را 2 برابر کرده و با حذف حافظه 64 گیگابایتی، 3 حق انتخاب 32، 128 و 256 گیگابایت را در اختیار خریداران قرار می دهد. (ضمناً توجه داشته باشید که تنها بالاترین مدل همراه با بدنه مشکی براق عرضه می شود)

      در پایان اگر در مورد نگران هستید، لازم است اشاره کنیم که در طول مدت بررسی چندباری هنگام انجام پردازش های سنگین با این صدا برخورد داشتیم، اما شدت صدا آنقدر کم بود که باید برای شنیدنش بدنه تلفن هوشمند را به گوش خود می چسباندید.

      البته با این وجود باید توجه داشته باشید که امکان دارد این صدا در ویدیوهایی که با آیفون ضبط می کنید ثبت شود، یا هنگام مکالمه به گوش مخاطب آن سوی خط هم برسد.

      اسپیکر و هدفون

      اپل می گوید جک 3.5 میلی متری را از آیفون 7 حذف کرده تا جای بیشتری برای دوربین، باتری و موتور تپتیک دستگاه (موتوری که بازخوردهای خفیف لرزشی در نمایشگر و دکمه ی هوم ایجاد می کند) وجود داشته باشد.

      علاوه بر این، مقاوم کردن بدنه دستگاه در برابر آب هم در نبود یکی از سوراخ ها، به مراتب ساده تر است، هرچند شرکت ساکن کوپرتینو می گوید این موضوع در حذف جک 3.5 میلی متری نقشی نداشته است.

      در هر حال، بالاخره روز واقعه فرا رسیده و اپل جک 3.5 میلی متری را از جدیدترین آیفون حذف کرده است. آیفون های جدید بر همین اساس همراه با هدفون هایی عرضه می شوند که لازم است آنها را به درگاه لایتنینگ دستگاه متصل کنید.

      بر همین اساس باید بگوییم برای شارژ باتری همزمان با گوش کردن موسیقی، لازم است که برای این منظور طراحی شده اند را خریداری کنید.

      علاوه بر این، اگر هدفون سیم دار گران قیمتی دارید یا با هدفون های فابریک همراه آیفون های جدید احساس راحتی نمی کنید، لازم است مبدل جک 3.5 میلی متری به لایتنینگ که اپل درون جعبه دستگاه قرار داده را استفاده کنید.

      هرچند این موضوع تا حدی مشکل را رفع می کند، اما همراه داشتن همیشگی یک تبدیل چندان برای کاربران دلچسب نخواهد بود و احتمال گم شدن این قطعه ی بسیار کوچک هم چندان دور از ذهن نیست.

      در حقیقت به نظر می رسد اپل انتظار دارد کاربران چند عدد از این مبدل های ارزان قیمت را تهیه کرده و به هدفون های خود متصل کنند، محصولی که 9 دلار قیمت دارد و ارزان ترین سخت افزار تولید شده توسط اپل تاکنون به حساب می آید.

      در مورد کیفیت هدفون های لایتنینگ باید بدانید تفاوتی با مدل های پیشین ندارند و می توان آنها را قابل قبول به حساب آورد، هرچند با توجه به اینکه اپل شرکت بیتس را به تملک خود درآورده، انتظار می رود هدفون های این شرکت از پرچمداران رقبایی مثل HTC یا LG بهتر باشد، در حالی که به هیچ عنوان چنین نیست.

      کیفیت هدفون های تازه با قبل تفاوتی ندارد

      میزان راحتی این هدفون هم تا حد زیادی به شکل گوش شما بستگی دارد و می تواند بین خیلی راحت تا آزار دهنده متغیر باشد. علاوه بر این یک مدل بی سیم هم از این هدفون ها با نام AirPod عرضه شده که تنها تفاوتش در نداشتن سیم است.

      البته باید بدانید که این هدفون ها مبتنی بر فناوری بی سیم اختصاصی اپل کار می کنند و به همین دلیل جفت شدن آنها با آیفون های جدید به سادگی انجام می گیرد؛ تنها کافی است هدفون ها را از گوش خارج کنید.

      مشکلی برای استفاده از هدفون های متفرقه بلوتوث وجود ندارد

      اما همانقدر که نداشتن سیم و فناوری اختصاصی سازنده استفاده از این محصول را ساده کرده، به همان نسبت هم بی سیم بودن گوشی های هدفون جدید احتمال گم شدن آن را از طرف دیگر افزایش می دهد؛ در نتیجه توصیه می کنیم در صورت تهیه آنها به این موضوع توجه مضاعف داشته باشید. علاوه بر این دستگاه از هدفون های بلوتوث معمول هم پشتیبانی می کند و مشکلی برای استفاده از آنها وجود ندارد.

      اما برگردیم به اسپیکرهای استریو، چرا که اپل پس از سالها موفق شده پخش صدای آیفون را استریو کند. این ویژگی نه تنها از سالها پیش در دنیای اندروید وجود داشته است، بلکه حتی روش اپل هم برای این منظور چندان مبتکرانه نیست و پیشتر توسط تولید کنندگانی مثل هوآوی در P9 Plus () استفاده شده است.

      صدای استریو بلندی صدا را افزایش داده اما کیفیت به رقبایی مثل بوم ساند HTC نمی رسد

      در این روش اسپیکر مکالمه که در بالای نمایشگر قرار دارد برای پخش استریو در کنار اسپیکر اصلی دستگاه مورد استفاده قرار می گیرد. بدون تردید میزان فراگیری پخش صدا در این روش هرگز به رقبایی مثل HTC نمی رسد که دو اسپیکر بزرگ و اختصاصی در بالا و پایین نمایشگر دارند، اما با این وجود عملکرد پخش صدا در دو محصول تازه نسبت به قبل بهبود یافته است.

      البته با این روش جدید وضوح و کیفیت پخش صدا بهبود چندانی نداشته، اما حداکثر بلندی حدود 2 برابر از نسل قبل بیشتر شده و کاملاً برای استفاده در محیط های شلوغ و خارجی کفایت می کند.

      در نتیجه می توان گفت سیستم جدید پخش صدا در آیفون های تازه، بیش از هرچیز هنگام گوش دادن به پادکست ها یا حتی مکالمه تلفنی سودمند خواهد بود، چرا که در این حالت کیفیت و تفکیک صدا نسبت به بلندی، اهمیت کمتری خواهد داشت.

      دکمه هوم جدید

      اگر در گذشته استهلاک بالا و خرابی دکمه هوم آیفون را تجربه کرده باشید، احتمالاً حالا خوشحال هستید که اپل دکمه فیزیکی را به کلی از آیفون های جدید حذف کرده است.

      البته لازم است بدانید فرورفتگی لمسی که جای دکمه فیزیکی را گرفته، هرچند از نظر ظاهری تفاوت چشمگیری با مدل های قبلی ندارد، اما عملکردی کاملاً متفاوت ارائه می کند.

      آیفون های جدید به موتور Taptic مجهز هستند که در بدنه لرزش های خفیف ایجاد می کند. هرچند آیفون قبلی هم به همین موتور مجهز بود، اما اپل می گوید اضافه کردن این قطعه یکی از دلایل حذف جک هدفون از آیفون 7 بوده است.

      دکمه هوم جدید پتانسیل زیادی دارد اما لازم است به آن عادت کنید

      در هر حال هنگامی که دکمه ی هوم جدید را فشار دهید، این موتور به لرزه در می آید تا حس کلیک کردن را به کاربر القاء کند. اینکه روش جایگزین اپل خوب است یا بد به سلیقه شما بستگی دارد، اما لازم است بدانید که این روش حس کاملاً متفاوتی نسبت به قبل ایجاد می کند؛ چرا که لرزش این موتور در تمام بخش پایین و حتی پشت بدنه احساس می شود.

      این دکمه ضمناً خازنی است و تنها در صورت لمس پوست عمل می کند، در نتیجه مثل نمایشگر دستگاه، نمی توانید آن را با دستکش مورد استفاده قرار دهید (البته برخی از دستکش های مخصوص نمایشگر آیفون قابل استفاده هستند).

      اگر تاکنون از ترک پد های فورس تاچ مک بوک یا مجیک ترک پد اپل استفاده کرده باشید، می توانید تصور کنید القای حس کلیک کردن روی یک سطح صاف غیر مکانیکی چه حسی خواهد داشت.

      یکی از مزیت های چنین روشی این است که هنگام استفاده از ترک پد فورس تاچ، نرم افزارهای مک می توانند با ایجاد لرزش به شما بازخورد انتقال دهند.

      مثلا فرض کنید در حال تنظیم کادر در نرم افزار گرافیکی هستید و هنگامی که کادر دقیقاً در وسط قرار گرفت، تاچ پد با یک لرزش خفیف به سادگی شما را در جریان می گذارد.

      حالا همین اتفاق می تواند در مورد آیفون 7 هم رخ دهد و توسعه دهندگان سوم شخص، این قابلیت را در اپلیکیشن های خود استفاده کنند. برای درک بهتر کافی است اپلیکیشن ساعت را در آیفون های جدید باز کنید و ببینید چگونه با هر تکان عقربه، موتور تپتیک هم یک لرزش خفیف ایجاد می کند.

      اپل علاوه بر این امکان تعیین میزان لرزش را هم بین سه گزینه کم، متوسط و زیاد برای کاربر تدارک دیده است، در نتیجه می توانید این موضوع را تا حدی بر اساس سلیقه ی خود تنظیم نمایید.

      در مجموع باید بگوییم روش جدید کارایی مناسبی دارد و ضمناً از این پتانسیل هم برخوردار است که توسعه دهندگان سوم شخص ویژگی های جذابی در اپلیکیشن های خود برایش اختصاص دهند.

      در نتیجه ارزشش را دارد که به دکمه ی جدید آیفون عادت کنید، حتی اگر این موضوع در ابتدا دشوار به نظر برسد.

      باتری

      اپل می گوید حذف جک 3.5 میلی متری باعث شده فضای بیشتری در داخل بدنه برای بخش های دیگر وجود داشته باشد، از جمله باتری که در آیفون 7 حدود 14 درصد و در نسخه پلاس 5 درصد نسبت به نسل قبل افزایش ظرفیت داشته اند.

      افزایش حجم باتری و مصرف بهینه تر چیپست عمر باتری را تا 2 ساعت افزایش داده

      حالا آیفون 7 به یک باتری با ظرفیت 1960 میلی آمپر ساعت مجهز است و این میزان در مدل پلاس 2900 میلی آمپر ساعت در نظر گرفته شده است. علاوه بر این باید توجه داشت که چیپست جدید A10 Fusion در کنار 2 هسته قدرتمند، به دو هسته کم مصرف هم مجهز شده است، در نتیجه پردازش های نه چندان سنگین را با مصرف باتری کمتری نسبت به قبل انجام می دهد.

      سازنده ادعا می کند این تغییرات باعث شده آیفون 7 قادر باشد با هر شارژ تا 2 ساعت و مدل پلاس هم یک ساعت بیشتر از نسل قبل کاربر را همراهی نمایند.

      برای بررسی بیشتر موضوع، از هر دو دستگاه تست پخش ممتد ویدیو به عمل آوردیم. در این میان آیفون 7 حدود 12 ساعت به فعالیت خود ادامه داد و مدل پلاس هم رقم 14 ساعت را ثبت کرد که نشان می دهد ادعای اپل در مورد بهبود عملکرد نسبت به نسل قبل کاملاً صحت دارند.

      اما اگر می خواهید بدانید برای استفاده روزمره چقدر می توانید روی آیفون های جدید حساب کنید، باید بگوییم بر اساس تجربه ای که در طول یک هفته بررسی این دو تلفن هوشمند داشتیم، آیفون 7 به طور معمول با هر شارژ یک روز کار می کند و این زمان در صورت عدم استفاده از قابلیت های پر مصرف، تا 2 روز هم قابل افزایش خواهد بود. اما در مورد آیفون 7 پلاس احتمال بیشتری وجود دارد که دومین روز را هم بدون نیاز به شارژ مجدد به پایان برسانید.

      جمع بندی

      پیشرو بودن در هیچ حالتی بدون هزینه تمام نمی شود، خصوصاً در دنیای تکنولوژی که اگر بخواهید آن را را یک قدم رو به جلو برانید، لازم است به درستی تشخیص دهید پایان عمر کدام فناوری سر رسیده و جسارت لازم را، برای جایگزین کردن آن داشته باشید.

      تشخیص اپل برای کنار گذاشتن جک 3.5 میلی متری هدفون چه صحیح باشد و چه نادرست، شکی نیست که خریداران آیفون 7 خود را بر لبه ی تکنولوژی احساس خواهند کرد، جایی که هرچند جلوتر از دیگران قرار دارند، اما اندکی از تیزی و برندگی لبه را هم بر پیکر خود احساس خواهند کرد.

      جک 3.5 میلی متری آنقدری در بازار جا افتاده که کنار گذاشتنش در ابتدا تاحدی دردناک به نظر برسد. اولین مشکل، زمانی پیش می آید که بخواهید دستگاه را همزمان با گوش دادن به موسیقی شارژ کنید.

      در این حالت باید پخش موسیقی را متوقف کنید، یا یکی از مبدل های نه چندان ریز نقش را برای این منظور همراه داشته باشید.

      علاوه بر این در صورت خرید آیفون 7، انتخاب های شما برای گوش کردن به موسیقی محدودتر می شود؛ هدفون همراه آیفون 7 که مبتنی بر درگاه لایتنینگ عمل می کند، هدفون های بی سیم، یا استفاده از مبدل جک 3.5 میلی متری که اپل درون جعبه این محصول قرار داده است.

      اگر چنین محدودیت هایی در تجربه کاربری شما تاثیر می گذارد، می توانید منتظر بمانید تا روند کنار گذاشتن فناوری قدیمی به شکل کامل تری انجام گیرد، در غیر این صورت ورود شما را به آینده ی احتمالی خوشامد می گوییم.

      اما همه ی ویژگی های آیفون 7 مربوط به آینده نیستند و بخش قابل توجهی از آنها هم خاطرات 9 سال حضور این تلفن هوشمند در بازار را یادآوری می کنند.

      این محصول عکس های عالی ثبت می کند، نمایشگر با کیفیتی دارد، از توان پردازش کافی برای سنگین ترین عملکردها برخوردار است و از امکانات جذاب و متنوع برای رفع انواع نیازهای کاربران پشتیبانی می کند.

       

      در مورد دوربین دوگانه در نسخه پلاس هم باید بگوییم در حال حاضر این ویژگی آنقدری تاثیر گذار نیست و تنها «زوم دو برابر» را به دستگاه اضافه می کند، اما اپل می گوید در بروزرسانی بعدی سیستم عامل امکان ترکیب تصاویر دو دوربین را برای افزایش عمق میدان و کیفیت عکس ها به دستگاه اضافه خواهد کرد.

      در مجموع باید بگوییم آیفون جدید بدون تردید یکی از محصولات جذاب موجود در بازار به حساب می آید و از عملکرد مناسبی در بخش های حیاتی مثل کیفیت تصویربرداری و عمر باتری برخوردار است.

      اما اگر کاربر آیفون های اخیر هستید، باید تصمیم بگیرید که قابلیت های جدید اضافه شده به تازه ترین محصول برای شما کفایت می کند، یا ترجیح می دهید شانس خود را امتحان کنید و منتظر بمانید مشخص شود اپل سال آینده برای دهمین سالگرد آیفون برنامه ویژه ای دارد یا خیر.

      علاوه بر این بد نیست اشاره کنیم همانطور که خود اپل هم اذعان داشته، بدون تردید حذف جک 3.5 میلی متری جسارت زیادی احتیاج دارد، اما در حقیقت اپل این جسارت را به جای ابتکار مورد استفاده قرار داده است؛ به این معنا که با حذف جک هدفون، فضا را برای اضافه کردن برخی قابلیت های دنیای اندروید به تلفن هوشمند خود باز کرده است، آن هم بدون اینکه نیاز باشد ابتکار چندانی از خود به خرج دهد.

      مدل پایه از آیفون 7 در بازار ایران و مدل پایه از آیفون 7 پلاس توسط فروشگاه اپل آن آی سی به فروش می رسند.

      نکات مثبت

      • عملکرد دوربین به لطف جذب نور عالی و لرزشگیر اپتیکال
      • قدرت پردازش به لطف چیپ A10 Fusion
      • اسپیکرهای استریو
      • کیفیت نمایشگر
      • ارگونومی و طراحی ظاهری
      • عمر باتری
      • مقاومت در برابر آب

      نکات منفی

      • کاربران لازم است به شکل همزمان به دگرگون شدن دکمه ی هوم غیر قابل کلیک و حذف جک هدفون (دو بخش بسیار پر استفاده) عادت کنند
      • عدم امکان استفاده همزمان از شارژر و هدفون دستگاه
      • رنگ مشکی براق به مدل های گران تر محدود است و به سادگی خراشیده می شود

      The post appeared first on .

      بررسی دیجیاتو: آیفون 7 و 7 پلاس؛ به استقبال آینده ای مبهم [به همراه بررسی ویدیویی]

      بررسی دیجیاتو: Huawei P9 Plus [به همراه بررسی ویدیویی]

      بررسی دیجیاتو: Huawei P9 Plus [به همراه بررسی ویدیویی]

      هوآوی بار دیگر با عرضه جدیدترین پرچمدار خود به نام P9 ()، نشان داد در رویه ی تازه ی خود جدی است و به خوبی می تواند با محصولات رقبای خوشنام و قدرتمند خود به مقابله بپردازد.

      این اما تنها محصول جدید شرکت چینی برای سال جاری نبود و در کنار آن یک نسخه ی بزرگتر با نام P9 Plus نیز عرضه شد، رویه ای که پیشتر اپل و سامسونگ نیز آن را پی گرفته اند.

      فبلت جدید با وجود شباهت های فراوان با پرچمدار کوچکتر تفاوت هایی نیز دارد، از جمله پنل نمایشگر سوپر امولد، میزان حافظه ی رم بیشتر و باتری بزرگتر که همین موارد می تواند تجربه ی کاربری دستگاه را نسبت به مدل P9 متفاوت کند.

      مهمترین ویژگی هر دو پرچمدار جدید اما دوربین دوگانه ی دستگاه است که در همکاری با شرکت معتبر لایکا توسعه یافته و به لطف سنسور دوم سیاه سفید، به گفته ی سازنده روشنایی تصاویر را 200 درصد و کنتراست را 50 درصد نسبت به روش های مرسوم بهبود می بخشد.

      در بررسی Huawei P9 Plus با همراه باشید تا ببینیم تفاوت های پرچمدار 5.5 اینچی با محصول کوچکتر، تجربه ی کاربری دستگاه را چگونه رقم زده است.

      بررسی ویدیویی

      (اگر از اپلیکیشن دیجیاتو استفاده می کنید با مراجعه به ***این لینک*** می توانید ویدئو را مشاهده کنید)

      طراحی

      «پی 9 پلاس» با وجود نمایشگر هم اندازه، از iPhone 6S Plus کوچکتر است و البته اندکی از دیگر رقیب خود یعنی Galaxy S7 Edge بزرگتر به حساب می آید. فبلت جدید هوآوی اما با ضخامت 6.98 میلی متر از هر دو رقیب خود باریک تر است و این موضوع به خوبی هنگام استفاده از دستگاه محسوس خواهد بود. وزن دستگاه نیز با 162 گرم جایی بین دو رقیب عمده قرار می گیرد و البته به شکل قابل توجهی از آیفون 192 گرمی سبک تر است.

      هوآوی تاکنون محصولات جذابی را با بدنه ی فلزی به بازار عرضه کرده و پرچمداران تازه نیز از این قاعده مستثنی نیستند. «پی 9 پلاس» بر همین اساس به بدنه یکپارچه آلومینیومی با ظاهر خراش خورده مجهز است که البته سطحی بسیار لطیف و صیقلی دارد و حس کاملاً مناسبی را هنگام لمس منتقل خواهد کرد. مقاومت بدنه ی آلومینیومی در برابر جذب اثر انگشت نیز قابل قبول است.

      در نمای پشت بدنه درمجموع با طراحی مشابه نسل قبل مواجه هستیم، البته با این تفاوت که این بار حسگر اثر انگشت با طراحی مربعی مشابه Mate 8 جای لوگوی سازنده را گرفته است. بخش بالای حسگر به نوار مشکی شیشه ای اختصاص داده شده که لنز های دوربین دوگانه را در خود دارد و در بخش پایین نیز، نوار باریک پلاستیکی مربوط به آنتن مخابراتی را مشاهده می کنیم.

      در کنار وزن سبک، ضخامت اندک و بدنه ی صیقلی، انحنای لبه های دستگاه نیز خصوصیت دیگری است که ارگونومی «پی 9 پلاس» را بهبود داده و موجب شده این فبلت 5.5 اینچی به خوبی در دست جای گیرد. تنها دکمه های دستگاه به کنترل صدا و خاموش و روشن کردن اختصاص دارد که در محل مناسبی از سمت راست بدنه واقع شده و دسترسی به آنها به راحتی انجام می گیرد.

      نمای بالا و سمت چپ بدنه کاملاً ساده و چشم نواز هستند و تنها درگاه سیم کارت و فرستنده مادون قرمز دستگاه در این دو بخش مشاهده می شود. تمام موارد باقی مانده نیز در بخش پایین بدنه قرار گرفته اند از جمله خروجی هدفون، اسپیکر مونو و درگاه USB Type-C که تازه ترین نسل از این استاندارد ارتباطی به حساب می آید.

      در نمای روبرو نمایشگری با حاشیه های اندک از کناره ها مواجه هستیم و با وجود حاشیه های نسبتاً قابل توجه در بالا و پایین، نسبت 72 درصدی صفحه نمایش به بدنه به شکل قابل توجهی از آیفون 67 درصدی بالاتر است. این میزان البته نسبت به Galaxy S7 Edge که صفحه نمایش 76 درصد از نمای روبروی بدنه ی آن را به خود اختصاص داده پایینتر به حساب می آید اما باید توجه داشته باشید که این میزان برای محصول سامسونگ به لطف خمیده بودن کناره های نمایشگر رقم خورده است.

      اما آنچه بیش از همه به زیبایی طراحی دستگاه در این بخش کمک کرده خمیدگی های لبه ی نمایشگر 2.5D دستگاه است، موضوعی که در کنار خلوت بودن نمای روبرو، ظاهری شکیل و ساده برای فبلت پرچمدار هوآوی به ارمغان آورده است.

      شرکت چینی ضمناً نسخه ی تک سیم کارت فبلت خود را در دو رنگ خاکستری و سفید عرضه کرده است، اما اگر به خرید مدل دو سیم کارت تمایل داشته باشید لازم است بدانید که این محصول تنها در یک رنگ طلایی تولید شده است.

      در مجموع باید گفت با وجود تمام شباهت ها، هوآوی به خوبی در محصول تازه موفق شده طراحی نسل پیشین را بهبود داده و محصولی با ظاهر و ارگونومی مناسب به بازار عرضه نماید. این شرکت مدتی است تلاش می کند زبان طراحی یکپارچه ی خود را در تمام تلفن های هوشمندش مورد استفاده قرار دهد و با عرضه ی هر محصول تازه، یک قدم به این هدف نزدیک تر می شود.

      نمایشگر

      هردو پرچمدار جدید هوآوی به نمایشگری با رزولوشن Full HD مجهز هستند، موضوعی که به دلیل اندازه ی بزرگتر مدل پلاس، تراکم پیکسل های نمایشگر این محصول را کاهش داده و به رقم 401 در هر اینچ رسانده است که البته با iPhone 6S Plus دقیقاً برابر است.

      اما مزیت «پی 9 پلاس» نسبت به مدل کوچکتر و آیفون در این است که سازنده به جای پنل IPS، فناوری Super AMOLED را در ساخت دستگاه مورد استفاده قرار داده است، موضوعی که پویایی رنگها و عمق رنگ مشکی را در نسخه ی پلاس بهبود بخشیده است.

      البته باید توجه داشت که میزان جزئیات در مقایسه با محصولاتی که به نمایشگر QHD مجهز هستند در رده ی پایینتری قرار می گیرد و خصوصاً هنگام مطالعه ی متن پیکسل ها تا حدی در لبه ی حروف قابل مشاهده خواهند بود، اما تردیدی وجود ندارد که این نمایشگر رنگها را گرم تر از رقبای مجهز به پنل IPS نمایش می دهد.

      زاویه ی دید نمایشگر استثنایی است و حداکثر روشنایی نیز با توجه به امولد بودن پنل نمایشگر کافی و برای محیط های پر نور مناسب است، اما به دلیل بازتاب زیاد از سطح صفحه نمایش، میزان خوانایی زیر نور مستقیم تا حد زیادی کاهش خواهد یافت.

      اما جذاب ترین خصوصیت نمایشگر «پی 9 پلاس» فناوری موسوم به Press Touch است که عملکردی مشابه تاچ سه بعدی در محصولات اپل دارد، در نتیجه صفحه نمایش دستگاه قادر است میزان فشار وارد شده توسط انگشت کاربر را شناسایی نماید.

      با وجود اینکه هوآوی فناوری تشخیص فشار روی سطح نمایشگر را زودتر از اپل معرفی کرده بود، مدت زیادی طول کشید تا نخستین تلفن هوشمند مجهز به این قابلیت را عرضه کند، موضوعی که موجب شده در حال حاضر تنها 18 اپلیکیشن ساخته شده توسط سازنده از قابلیت Press Touch پشتیبانی کنند.

      در صورت فشار دادن انگشت روی آیکون این نرم افزارها، یک منو مشابه کلیک راست کردن در کامپیوترها ظاهر می شود و گزینه های متنوعی را در حوزه ی عملکرد آن اپلیکیشن در اختیار شما قرار می دهد.

      شرکت چینی علاوه بر این قابلیت دیگری را نیز به فناوری خود اضافه کرده و آن اینکه در صورت فشار دادن انگشت روی عکس ها، بخش مورد نظر شما بزرگنمایی خواهد شد. البته باید توجه داشته باشید که در این حالت قسمت بزرگنمایی شده کیفیت چندانی نداشته و پیکسل های آن نمایان خواهند بود. میزان زوم در تصویر نیز به انتخاب شما خواهد بود و

      علاوه بر محدود بودن کارایی فناوری هوآوی و تعداد اپلیکیشن هایی که از آن پشتیبانی می کنند، دقت آن نیز نسبت به تاچ سه بعدی اپل در سطح پایین تری است و انتظار می رود سازنده این دو نقطه ضعف را در آینده بر طرف کند. اما در هر حال باید توجه داشت که شرکت چینی در حال حاضر تنها تولید کننده ای است که چنین قابلیتی را در پلتفرم اندروید عرضه کرده و با وجود همه ی محدودیت ها جایگزین بهتری برای مقایسه با آن در این پلتفرم وجود ندارد.

      در نهایت لازم است اشاره کنیم که نمایشگر «پی 9 پلاس» مثل محصولات اخیر هوآوی قادر است بین ضربه زدن با نوک و مفصل انگشت تمایز قائل شود که در بخش بعدی به این ویژگی خواهیم پرداخت.

      نرم افزار

      «پی 9 پلاس» به اندروید مارشملو مجهز است و سازنده نسخه 4.1 از رابط کاربری EMUI را روی آن مورد استفاده قرار داده است (برخلاف نکسوس 6P که به اندروید خالص مجهز است). رابط کاربری هوآوی در مجموع بیش از اندروید، تجربه ی کاربری iOS را تداعی می کند. سازنده کشوی اپلیکیشن ها را از این سیستم عامل حذف کرده و بخش تنظیمات سریع (که با سوایپ از بالا ظاهر می شود) به دو بخش برای دسترسی به نوتیفیکیشن ها و میان برها جدا شده است.

      سوایپ از پایین دکمه های کنترل موسیقی و میان بر های دسترسی به بخش هایی مثل چراغ قوه و ماشین حساب را در اختیار کاربر قرار می دهد و در لاک اسکرین دستگاه نیز با نوتیفیکیشن ها و تصاویر زمینه ای مواجه هستیم که به شکل خودکار با هربار با روشن شدن نمایشگر تغییر می کنند.

      این نسخه از رابط کاربری سازنده از نظر اپلیکیشن های زائد وضعیت قابل قبولی دارد. در زمینه ی شخصی سازی نیز آزادی عمل مناسبی در اختیار کاربر قرار داده شده و می توانید در مورد انیمیشن ناوبری بین صفحات، تعداد اپلیکیشن های موجود در هر صفحه، فونت و تم کلی را به سلیقه ی خود تغییر دهید، البته باید توجه داشته باشید که تم های ارائه شده توسط سازنده به اندازه سامسونگ یا HTC از یکدیگر متفاوت نیستند.

      رابط کاربری هوآوی علاوه بر این به حالت استفاده یک دستی، دستورات حرکتی و صوتی متنوعی نیز مجهز است، اما متفاوت ترین ویژگی این تلفن هوشمند امکان تمایز قائل شدن بین نوک و مفصل انگشت است. به لطف این ویژگی می توانید با کشیدن یک دایره روی صفحه با مفصل انگشت، به سادگی از بخش مورد نظر خود اسکرین شات تهیه کنید یا با دو بار ضربه زدن از تمام صفحه اسکرین شات بگیرید.

      البته باید توجه داشته باشید که هنوز هم مواردی پیش می آید که این قابلیت به شکل کاملاً بی نقص عمل نمی کند، اما کاملاً مشخص است که سازنده دقت آن را نسبت به نسل های قبلی به شکل قابل توجه بهبود داده است. «پی 9 پلاس» ضمناً به لطف بهره مند بودن از اندروید مارشملو، به جدیدترین ویژگی های این سیستم عامل از جمله قابلیت Doze برای افزایش زمان Standby، نظارت دقیق روی میزان دسترسی اپلیکیشن ها به بخش های مختلف سیستم و در نهایت امکان یکپارچه کردن کارت حافظه با حافظه ی داخلی نیز برخوردار است.

      در مجموع باید گفت اگر کاربر ابزارهای اخیر هوآوی بوده اید، در این نسخه هم تفاوت چندانی را حس نخواهید کرد. البته تردیدی وجود ندارد که هوآوی در سالهای اخیر رابط کاربری خود را به مرور بهبود بخشیده است، اما به نظر می رسد سرعت این شرکت نسبت به رقبا در این زمینه کمتر بوده و EMUI هرچند امکانات متنوع و مبتکرانه ای در خود دارد، اما حداقل از نظر طراحی در رده ی پایین تری نسبت به رابط کاربری تخت و ساده ی تولید کنندگان دیگر قرار می گیرد.

      دوربین ها

      مهمترین ویژگی پرچمداران جدید هوآوی به دوربین های دوگانه مربوط می شود که با همکاری شرکت معتبر Leica توسعه یافته است. دوربین دوگانه البته به تنهایی ویژگی مبتکرانه ای به حساب نمی آید و پیشتر در محصولاتی از جمله LG G5 ()، HTC One M8 و حتی Honor 6 Plus از همین سازنده مشاهده شده است، اما نکته ی متمایز کننده که برای اولین بار شاهد هستیم این است که در محصول هوآوی 2 سنسور 12 مگاپیکسلی مورد استفاده قرار گرفته که یکی از آنها سیاه و سفید است.

      البته باید توجه داشته باشید که لنز های این دوربین تحت نظارت لایکا و توسط شرکت چینی Sunny Optical Technology ساخته شده و شرکت آلمانی در حقیقت نرم افزار دوربین را توسعه داده و روی ساختار مکانیکی ماژول دوربین نیز نظارت داشته است. اما در هر حال به گفته ی سازنده، ترکیب تصویر ثبت شده با هر دو سنسور در نهایت میزان جذب نور را در این تلفن هوشمند تا سه برابر و کنتراست را 50 نیز درصد افزایش داده است، موضوعی که به بهبود کیفیت عکاسی در شرایط کم نور منجر خواهد شد.

      سنسور موسوم به مونوکروم دستگاه ضمناً به صورت مجزا برای عکاسی به شکل سیاه و سفید کاربرد خواهد داشت، اما سنسور رنگی موسوم به RGB را نمی توانید به شکل تکی مورد استفاده قرار دهید.

      فبلت جدید هوآوی همچنین از سیستم فوکوس لیزری بهره می برد اما بر خلاف برادر کوچکتر خود به لرزشگیر اپتیکال مجهز نیست (بر خلاف آیفون که در نسخه ی پلاس از این ویژگی برخوردار است). از دیگر قابلیت های منحصر به فرد دستگاه (که البته پیشتر در محصولاتی مثل HTC One M8 نیز مشاهده کرده بودیم) امکان تغییر نقطه ی فوکوس در تصاویر پس از عکاسی است که به لطف وجود سنسور دوم فراهم شده است.

      (برای مشاهده ی عملکرد تغییر فوکوس نشانگر ماوس را روی تصویر جابجا کنید)

      وجود سنسور دوم همچنین میزان عمق تصاویر را نیز افزایش می دهد و بر همین اساس «پی 9 پلاس» قادر است تصاویر را با افکت بوکه به ثبت برساند، حالتی که به دنیای دوربین های حرفه ای تر تعلق دارد (هرچند در نهایت کیفیت آن با دوربین های واقعی قابل مقایسه نخواهد بود).

      رابط کاربری بخش دوربین نیز توسط لایکا طراحی شده و این شرکت آلمانی حتی صدای شاتر و آیکون های موجود در نرم افزار دوربین را نیز مشابه محصولات خود طراحی کرده است. این رابط کاربری در مجموع طراحی بسیار ساده و مینیمالی دارد.

      با فشردن 3 دایره ی موجود افکت های زنده ظاهر می شوند که می توانید آنها را روی تصویر مورد استفاده قرار دهید.

      ***سیاه سفید***

      کمی پایینتر یک علامت مشابه دیافراگم دوربین وجود دارد که با فشردن آن می توانید به لطف وجود دو دوربین، تصاویر را با عمق میدان بیشتری (مشابه دوربین های حرفه ای) ثبت کنید.

      با اسلاید کردن روی دکمه ی کنار شاتر دوربین نیز تنظیمات دستی ظاهر می شوند که با استفاده از آنها می توانید خصوصیاتی مثل ایزو (50 تا 3200)، سرعت شاتر (1/4000 تا 30 ثانیه)،وایت بالانس، اکسپوژر یا مقدار نوردهی و نوع فوکوس را تعیین نمایید.

      «پی 9 پلاس» علاوه بر حالت های مرسوم مثل Time Lapse و HDR از حالت Light Painting نیز پشتیبانی می کند که می توانید آن را برای سرگرمی و ساخت تصاویر خلاقانه مورد استفاده قرار دهید.

      یکی از بخش های جذاب نیز Monochrome است که تنها سنسور سیاه و سفید دستگاه را مورد استفاده قرار می دهد و از افکت های نرم افزاری مرسوم در محصولات دیگر عملکرد مناسب تری دارد، خصوصا در زمینه ی کنتراست.

      و اما در مورد کیفیت عکاسی باید بگوییم همانطور که سازنده وعده داده، میزان جذب نور در شرایط تاریک بسیار مناسب است و تصاویر در محیط های کم نور با وضوح بالا و نویز ناچیز ثبت خواهند شد، موضوعی که البته بخشی از آن نیز به پیکسل های بزرگتر 1.25 مورد استفاده در سنسور این دوربین باز می گردد.

      (برای مشاهده ی عملکرد فلش نشانگر ماوس را روی تصویر جابجا کنید)

      عملکرد مناسب دوربین در محیط های پر نور ادامه دارد و رنگها با جلوه ای طبیعی به ثبت می رسند. میزان کنتراست به شکل محسوسی به لطف سنسور مونوکروم بالاست و جزئیات در سطح قابل قبولی قرار دارند، بدون اینکه تاثیر پردازش های ثانویه ی نرم افزاری (که در همکاری با لایکا توسعه یافته اند) در آن تاثیر محسوسی داشته باشند.

      به لطف فوکوس لیزری و سریع دستگاه، سوژه ها به راحتی با وضوح بالا ثبت خواهند شد، اما عدم وجود لرزشگیر اپتیکال موضوعی است که گاهی پس از عکاسی مشهود است و در صورت حرکت زیاد امکان دارد با تصاویر تا حدی تار مواجه شوید.

      (تصویر بالا در حال حرکت سریع ثبت شده و بخش سمت راست تا حدی تار است)

      دوربین 8 مگاپیکسلی جلوی دستگاه نیز به لطف گشودگی دریچه دیافراگم f/1.9 و فوکوس خودکار قادر است سلفی هایی با جزئیات کافی، وضوح بالا و رنگ هایی طبیعی ثبت کند.

      در مجموع باید گفت نخستین همکاری شرکت چینی با هوآوی کاملاً موفق بوده و بهبودهایی که در نتیجه ی آن صورت گفته مشهود است. تصاویر در شب و روز با وضوح کافی، نویز ناچیز، رنگهای طبیعی و کنتراست عالی ثبت می شوند، بخش های سخت افزاری دستگاه مثل فلش و فوکوس خودکار عملکرد قابل قبولی دارند، امکانات در زمینه ی فیلمبرداری کافی هستند و غیر از عدم وجود لرزشگیر اپتیکال نقطه ضعف چشمگیری که تجربه کاربری بخش دوربین را تحت تاثیر قرار دهد در این بخش مشاهده نمی شود.

      «پی 9 پلاس» ضمناً قادر است ویدیو ها را با رزولوشن تا 1080p و نرخ حداکثر 60 فریم در ثانیه ثبت کند و کیفیت فیلمبرداری نیز با وجود اینکه دستگاه به لرزشگیر اپتیکال مجهز نیست، قابل قبول به حساب می آید. اما با توجه به ظرفیت داخلی بالا، توان پردازشی کافی، دوربین پیشرفته و پشتیبانی از کارت حافظه به نظر می رسد همه ی شرایط برای ارائه ی امکان فیلمبرداری 4K برای دستگاه فراهم بوده و جای سوال است که چرا سازنده این قابلیت را در پرچمدار جدید خود برای کاربران علاقه مند فراهم نیاورده است.

      در پایان از شما دعوت می کنیم نمونه عکس های ثبت شده با دوربین «پی 9 پلاس» را مشاهده نمایید.

      سخت افزار

      همانطور که روزهای گذشته در خبر ها ، چینی ها اخیرا از قوی ترین ابرکامپیوتر جهان پرده برداری کردند که توان پردازشی آن حدود سه برابر از رکورددار پیشین بیشتر است. اما نکته ی اصلی خبر در این بود که این ابرکامپیوتر به شکل کامل با استفاده از چیپ های ساخته شده در چین تولید شده و این موضوع نشان می دهد این کشور در سالهای اخیر تا چه حد در این حوزه پیشرفت داشته و خود را از وابستگی به صنایع نیمه رسانای غربی خصوصاً آمریکا رهانیده است.

      هوآوی نیز مدتی است رویه مشابهی را در پیش گرفته و چیپست تلفن های هوشمندش را خود طراحی و تولید می کند، از جمله چیپ 64 بیتی 8 هسته ای کایرین 955 که در «پی 9 پلاس» مورد استفاده قرار دارد و قدرت آن نسبت به نسل پیش حدود دوبرابر افزایش یافته است.

      سازنده علاوه بر این 4 گیگابایت حافظه ی رم را نیز برای فبلت خود در نظر گرفته که از نسخه ی پایه ی مدل کوچکتر، یک گیگابایت بیشتر است. چیپست هوآوی ضمناً مثل نمونه ی ساخت اپل به چیپ کمکی حرکتی مجهز است که به ثبت فعالیت های کاربر (مثل تعداد قدم ها) برای اپلیکیشن های حوزه ی سلامتی اختصاص دارد تا عملکرد دائمی این بخش روی توان پردازشی دستگاه تاثیری نداشته باشد.

      بررسی کایرین 955 پیشتر در بررسی پرچمدار کوچکتر عملکرد قابل قبولی را از خود به جا گذاشته و امتیازی بالاتر از 93 هزار را در AnTuTu 6 کسب کرده بود که آن را جایی بین iPhone 6 و 6S قرار می داد.

      هرچند نسخه ی پلاس نمایشگر بزرگتری دارد و این موضوع توان پردازشی بالاتری را از چیپست دستگاه طلب می کند، اما «پی 9 پلاس» به لطف یک گیگابایت حافظه ی رم بیشتر موفق شد در این بنچمارک امتیاز حدود 96 هزار را کسب کند، موضوعی که نشان می دهد توان پردازشی فبلت جدید هوآوی، اندکی از آخرین فبلت عرضه شده در سری Note سامسونگ که البته حدود 10 ماهی عمر دارد، قدرتمند تر است.

      «پی 9 پلاس» در دنیای واقعی نیز عملکرد قابل قبولی از خود نشان می دهد و سرعت اجرای عملکردهای رابط کاربری دستگاه کاملاً قابل قبول است. تاخیر قابل توجهی هنگام انجام مالتی تسکینگ مشاهده نمی شود و نرم افزارهای سنگین و بازی های گرافیکی بدون مشکل اجرا می شوند که البته خصوصیت آخر به عملکرد مناسب چیپ گرافیکی چیپ Mali-T880 MP4 باز می گردد.

      فبلت جدید هواوی ضمناً به 64 گیگابایت حافظه ی داخلی مجهز است و کمتر از 10 گیگابایت از این میزان به سیستم عامل دستگاه اختصاص دارد. اما با وجود حافظه ی بسیار مناسب، در صورت تمایل می توانید با استفاده از کارت حافظه تا 128 گیگابایت دیگر را نیز به دستگاه اضافه کنید. البته لازم است توجه داشته باشید که در مدل دو سیم کارت، محل قرار گرفتن سیم کارت دوم با کارت حافظه یکسان است و باید برای استفاده بین آنها یکی را انتخاب نمایید.

      حسگر اثر انگشت

      حسگر اثر انگشت «پی 9 پلاس» در محل مناسبی از پشت بدنه واقع شده و از اندازه ی مناسبی نیز برخوردار است تا پیدا کردنش ساده باشد. این حسگر از سرعت و دقت بسیار مناسبی نیز برخوردار است؛ ثبت هر اثر انگشت به سریع ترین شکل و با تنها چند بار لمس انجام می گیرد و پس از آن دستگاه قادر است در کوتاه ترین زمان انگشت کاربر را از تمام جهات شناسایی نماید.

      اما جذاب ترین ویژگی که این بخش را از رقبا متمایز می کند قابلیت های جانبی است که سازنده برای حسگر اثر انگشت تلفن هوشمند خود در نظر گرفته و کاربردهای آن را از باز کردن قفل دستگاه افزایش داده است.

      به لطف چنین خصوصیتی می توانید هنگام تصویربرداری حسگر اثر انگشت را به عنوان دکمه ی شاتر فیزیکی و البته لمسی مورد استفاده قرار دهید، زنگ ساعت را متوقف کنید یا هنگام دریافت تماس با لمس حسگر به تماس پاسخ دهید.

      علاوه بر این با اسلاید کردن روی حسگر از بالا، پنل نوتیفیکیشن های دستگاه نمایان خواهد شد و با دوبار لمس نیز نوتیفیکیشن ها پاک می شوند. هنگام مشاهده ی تصاویر در اپلیکیشن گالری نیز می توانید به سادگی در حالی که «پی 9 پلاس» را به شکل طبیعی در دست دارید، با اسلاید کردن روی حسگر پشت بدنه بین تصاویر به سمت چپ یا راست جابجا شوید.

      در مجموع باید گفت هوآوی در زمره ی معدود شرکت هایی است که به خوبی به پتانسیل های نهفته در حسگر اثر انگشت پی برده و با عرضه ی هر محصول جدید قابلیت های جدیدی به این بخش می افزاید، آن هم بدون اینکه کارکرد اصلی آن یعنی تشخیص اثر انگشت با سرعت و دقت بالا تحت تاثیر قرار گیرد.

      پخش صدا

      «پی 9 پلاس» به دو اسپیکر استریو مهجز است که یکی از آنها کنار درگاه USB و دیگری بالای نمایشگر قرار گرفته و علاوه بر مکالمه، هنگام پخش موسیقی به عنوان توییتر برای پخش صداهای زیر تا مید رنج عمل می کند. البته برای فعال شدن این حالت لازم است تلفن هوشمند را به شکل افقی قرار دهید.

      بلندی صدای اسپیکرهای فبلت جدید هوآوی مناسب است و به لطف اسپیکرهای استریو پخش صدا از حالتی فراگیر بهره می برد. سازنده همچنین اعلام کرده استفاده از اسپیکر مکالمه به عنوان توییتر بازه فرکانسی دستگاه را تا مرز 20 کیلوهرتز می رساند، اما لازم است بدانید ضمن بالابردن سطح بلندی، میزان نویز نیز به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

      در مجموع اما وضوح و کیفیت و قدرت بیس اسپیکرهای این تلفن هوشمند در سطح قابل قبول قرار می گیرد و عمده ترین نکته ی منفی این بخش به میزان نویز باز می گردد. هوآوی ضمناً با این محصول مثل پرچمدار پیشین هدفون اختصاصی خود را نیز ارائه می کند که از طراحی بسیار شبیه به هدفون اپل برخوردار است.

      شکل خاص این هدفون و قرار گیری جداگانه بخش های پخش کننده فرکانس های زیر و بم باعث شده کیفیت خروجی آن تا حدی به فرم گوش کاربر بستگی داشته باشد، اما بطور کلی می توان گفت این هدفون از بلندی و بیس بالایی برخوردار است، هرچند زیاد بودن بیس باعث شده تاحدی فرکانس های زیر تحت تاثیر قرار گرفته و از شفافیت صدا کاسته شود و متاسفانه سازنده هیچگونه اکولایرز نرم افزاری نیز برای رفع این مورد ارائه نکرده است. اپلیکیشن موسیقی «پی 9 پلاس» در زمینه ی پخش صدا ویژگی خاصی ندارد و قابلیت های اپلیکیشن پخش موسیقی آن تنها به نمایش اطلاعات موسیقی، ساخت لیست آهنگ، اضافه کردن به لیست مورد علاقه و پخش روی حالت shuffle و repeat محدود است.

      امکانات ارتباطی

      «پی 9 پلاس» در دو نسخه با شماره مدل های VIE-L09 و VIE-L29 تولید شده، اولی در رنگ های خاکستری و سفید با پشتیبانی از یک سیم کارت و دومی در تنها یک رنگ طلایی با پشتیبانی از 2 سیم کارت نانوی 4G. هر دو مدل ضمناً از کارت حافظه نیز پشتیبانی می کنند، اما لازم است توجه کنید که جایگاه قرار گرفتن سیم کارت دوم با کارت حافظه یکسان است و باید برای استفاده بین آنها انتخاب نمایید.

      هرچند «پی 9 پلاس» از رادیوی اف ام مجهز بهره نمی برد، اما در عوض در زمره ی معدود تلفن های هوشمند باقی مانده به حساب می آید که به فرستنده مادون قرمز مجهز است و بر همین اساس می توانید با استفاده از آن لوازم الکترونیکی خانگی را کنترل نمایید.

      این تلفن هوشمند ضمناً دارای NFC است و از دیگر امکانات آن در این بخش می توان به USB Type-C، بلوتوث 4.2 موسوم به کم مصرف و وایفای دوبانده سری ac که از فناوری Wi-Fi Direct پشتیبانی می کند، قابلیتی که به لطف آن می توانید 2 تلفن هوشمند را بدون نیاز به اکسس پوینت به شکل مستقیم به یکدیگر متصل کرده و با سرعت وای-فای بین آنها به تبادل فایل بپردازید.

      فبلت جدید هوآوی علاوه بر این از فناوری Signal+ 2.0 (سه آنتن مخابراتی مجازی) مجهز است که موجب می شود نحوه ی در دست گرفتن تلفن هوشمند روی میزان آنتن دهی آن تاثیری نداشته باشد. فناوری Wi-Fi+ 2.0 نیز ویژگی دیگر در این بخش است که موجب می شود «پی 9 پلاس» قادر باشد به شکل خودکار قوی ترین سیگنال وای-فای را برای اتصال انتخاب نماید.

      باتری

      سازنده با توجه به اندازه ی بزرگتر، یک باتری با ظرفیت 3400 میلی آمپر ساعت را برای فبلت جدید در نظر گرفته که 400 میلی آمپر از مدل P9 بیشتر است. با وجود این افزایش و بهینه سازی های نرم افزاری سازنده، باید توجه داشت که عملکرد برادر کوچکتر این تلفن هوشمند در دنیای واقعی چندان با زمان اعلام شده توسط سازنده یعنی تا 2 روز کارایی با هر شارژ همخوانی ندارد و در نهایت هر روز نیاز به شارژ مجدد خواهد بود.

      بر همین اساس بررسی باتری «پی 9 پلاس» را نیز با اندکی تردید آغاز کردیم و باید گفت برادر بزرگتر در این زمینه عملکرد مناسب تری از P9 دارد. این فبلت در صورتی که حالت مصرف انرژی را روی Smart قرار دهید می تواند با هر شارژ تا 2 روز نیز شما را همراهی کند، اما در صورت استفاده ی زیاد از ویژگی های پر مصرف، یا قرار دادن حالت مصرف انرژی روی Performance برای استفاده از حداکثر توان دستگاه، این میزان تا نصف نیز کاهش خواهد یافت.

      سازنده البته علاوه بر این حالت موسوم به Ultra را نیز در این بخش در نظر گرفته که با فعال کردن آن در شرایط اضطراری می توانید چند قابلیت اساسی دستگاه یعنی ساعت (بدون امکان تنظیم زنگ)، تماس، اس ام اس و Contacts را در یک رابط کاربری سیاه و سفید به مدت طولانی در اختیار داشته باشید.

      از دیگر ویژگی های مثبت «پی 9 پلاس» در این بخش می توان به ویژگی شارژ سریع اشاره کرد که موجب می شود تا 6 ساعت مکالمه با یک شارژ کوتاه 10 دقیقه ای امکان پذیر باشد.

      جمع بندی

      همانطور که در بررسی P9 ، هوآوی بار دیگر موفق شده سطح عملکرد خود را بالاتر برده و محصولی با کیفیت مناسب و قابلیت های جذاب و منحصر به فرد برای رقابت با غول های پر سابقه و قدرتمند عرضه کند. حالا در نسخه ی پلاس با محصولی مواجه هستیم که نه تنها بزرگتر است، بلکه برخی بخش های آن نیز نسبت به برادر کوچکتر عملکرد مناسب تری ارائه می کنند، از جمله پنل نمایشگر که از IPS در این نسخه به Super AMOLED تغییر یافته و باتری بزرگتر دستگاه که مدت بیشتری کاربر را همراهی می کند.

      اما عمده ترین نقطه تمایز دستگاه نسبت دوربین دوگانه به حساب می آید که در همکاری با شرکت آلمانی لایکا (که به ساخت دوربین های گران قیمت اشتغال دارد) توسعه یافته و گذشته از جنجال های تبلیغاتی، واقعاً عالی عمل می کند (هرچند در این مدل برخلاف برادر کوچکتر لرزشگیر اپتیکال وجود ندارد). حافظه ی داخلی 64 گیگابایتی و پشتیبانی از کارت های حافظه تا 128 گیگابایت نیز قابلیت های دیگری هستند که تجربه کاربری دوربین را تکمیل کرده و امکان بهره گرفتن از حداکثر پتانسیل های دستگاه در این بخش را فراهم خواهند آورد.

      ارگونومی، طراحی و کیفیت ساخت «پی 9 پلاس» نیز قابل قبول است و سازنده به خوبی موفق شده آنها را نسبت به نسل قبل بهبود بخشد. هوآوی با قدرت به مسیر خود در راه رسیدن به این هدف گام بر می دارد که وجهه ی پیشین خود را تغییر داده و محصولاتش رقیب مستقیم محصولاتی پر سابقه و خوش نام مثل آیفون یا پرچمداران سامسونگ به حساب آیند. اما با وجود تمام جذابیت های «پی 9 پلاس» و مزیت های متمایزی مثل دوربین دوگانه، به نظر می رسد شرکت چینی هنوز به شکل کامل به هدف خود دست نیافته است. با وجود قابلیت های منحصر به فرد نرم افزاری، طراحی رابط کاربری سازنده هنوز آنطور که باید ساده و شکیل نیست و زبان طراحی بدنه نیز هنوز آن عنصر شگفت آور را در خود ندارد.

      اما در مجموع تردیدی وجود ندارد که فبلت جدید هوآوی به سادگی در زمره ی بهترین محصولات موجود در بازار به حساب می آید و در صورتی که امکانات منحصر به فرد و اختصاصی آن برای شما سودمند باشند، می توانید نقاط ضعف پرچمدار جدید چینی ها را به دست فراموشی سپارید، از جمله قیمت 740 دلاری که اندکی از سطح انتظار بالاتر است و با قیمت رقیبی مثل Galaxy S7 Edge () در آغاز عرضه برابری می کند.

      نکات مثبت

      • کیفیت ساخت و ارگونومی
      • نمایشگر Super AMOLED
      • حافظه داخلی 64 گیگابایتی و پشتیبانی از کارت حافظه تا 128 گیگابایت
      • عملکرد سریع و دقیق و ویژگی های منحصر به فرد حسگر اثر انگشت
      • اسپیکر استریو
      • عملکرد بسیار مناسب دوربین های دوگانه
      • فرستنده مادون قرمز

      نکات منفی

      • رزولوشن Full HD
      • قدرت سخت افزاری در سطح پرچمداران سال گذشته
      • ظاهر رابط کاربری
      • عدم وجود لرزشگیر اپتیکال و قابلیت فیلمبرداری 4K
      • قیمت

      The post appeared first on .

      بررسی دیجیاتو: Huawei P9 Plus [به همراه بررسی ویدیویی]

      هوآوی بار دیگر با عرضه جدیدترین پرچمدار خود به نام P9 ()، نشان داد در رویه ی تازه ی خود جدی است و به خوبی می تواند با محصولات رقبای خوشنام و قدرتمند خود به مقابله بپردازد.

      این اما تنها محصول جدید شرکت چینی برای سال جاری نبود و در کنار آن یک نسخه ی بزرگتر با نام P9 Plus نیز عرضه شد، رویه ای که پیشتر اپل و سامسونگ نیز آن را پی گرفته اند.

      فبلت جدید با وجود شباهت های فراوان با پرچمدار کوچکتر تفاوت هایی نیز دارد، از جمله پنل نمایشگر سوپر امولد، میزان حافظه ی رم بیشتر و باتری بزرگتر که همین موارد می تواند تجربه ی کاربری دستگاه را نسبت به مدل P9 متفاوت کند.

      مهمترین ویژگی هر دو پرچمدار جدید اما دوربین دوگانه ی دستگاه است که در همکاری با شرکت معتبر لایکا توسعه یافته و به لطف سنسور دوم سیاه سفید، به گفته ی سازنده روشنایی تصاویر را 200 درصد و کنتراست را 50 درصد نسبت به روش های مرسوم بهبود می بخشد.

      در بررسی Huawei P9 Plus با همراه باشید تا ببینیم تفاوت های پرچمدار 5.5 اینچی با محصول کوچکتر، تجربه ی کاربری دستگاه را چگونه رقم زده است.

      بررسی ویدیویی

      (اگر از اپلیکیشن دیجیاتو استفاده می کنید با مراجعه به ***این لینک*** می توانید ویدئو را مشاهده کنید)

      طراحی

      «پی 9 پلاس» با وجود نمایشگر هم اندازه، از iPhone 6S Plus کوچکتر است و البته اندکی از دیگر رقیب خود یعنی Galaxy S7 Edge بزرگتر به حساب می آید. فبلت جدید هوآوی اما با ضخامت 6.98 میلی متر از هر دو رقیب خود باریک تر است و این موضوع به خوبی هنگام استفاده از دستگاه محسوس خواهد بود. وزن دستگاه نیز با 162 گرم جایی بین دو رقیب عمده قرار می گیرد و البته به شکل قابل توجهی از آیفون 192 گرمی سبک تر است.

      هوآوی تاکنون محصولات جذابی را با بدنه ی فلزی به بازار عرضه کرده و پرچمداران تازه نیز از این قاعده مستثنی نیستند. «پی 9 پلاس» بر همین اساس به بدنه یکپارچه آلومینیومی با ظاهر خراش خورده مجهز است که البته سطحی بسیار لطیف و صیقلی دارد و حس کاملاً مناسبی را هنگام لمس منتقل خواهد کرد. مقاومت بدنه ی آلومینیومی در برابر جذب اثر انگشت نیز قابل قبول است.

      در نمای پشت بدنه درمجموع با طراحی مشابه نسل قبل مواجه هستیم، البته با این تفاوت که این بار حسگر اثر انگشت با طراحی مربعی مشابه Mate 8 جای لوگوی سازنده را گرفته است. بخش بالای حسگر به نوار مشکی شیشه ای اختصاص داده شده که لنز های دوربین دوگانه را در خود دارد و در بخش پایین نیز، نوار باریک پلاستیکی مربوط به آنتن مخابراتی را مشاهده می کنیم.

      در کنار وزن سبک، ضخامت اندک و بدنه ی صیقلی، انحنای لبه های دستگاه نیز خصوصیت دیگری است که ارگونومی «پی 9 پلاس» را بهبود داده و موجب شده این فبلت 5.5 اینچی به خوبی در دست جای گیرد. تنها دکمه های دستگاه به کنترل صدا و خاموش و روشن کردن اختصاص دارد که در محل مناسبی از سمت راست بدنه واقع شده و دسترسی به آنها به راحتی انجام می گیرد.

      نمای بالا و سمت چپ بدنه کاملاً ساده و چشم نواز هستند و تنها درگاه سیم کارت و فرستنده مادون قرمز دستگاه در این دو بخش مشاهده می شود. تمام موارد باقی مانده نیز در بخش پایین بدنه قرار گرفته اند از جمله خروجی هدفون، اسپیکر مونو و درگاه USB Type-C که تازه ترین نسل از این استاندارد ارتباطی به حساب می آید.

      در نمای روبرو نمایشگری با حاشیه های اندک از کناره ها مواجه هستیم و با وجود حاشیه های نسبتاً قابل توجه در بالا و پایین، نسبت 72 درصدی صفحه نمایش به بدنه به شکل قابل توجهی از آیفون 67 درصدی بالاتر است. این میزان البته نسبت به Galaxy S7 Edge که صفحه نمایش 76 درصد از نمای روبروی بدنه ی آن را به خود اختصاص داده پایینتر به حساب می آید اما باید توجه داشته باشید که این میزان برای محصول سامسونگ به لطف خمیده بودن کناره های نمایشگر رقم خورده است.

      اما آنچه بیش از همه به زیبایی طراحی دستگاه در این بخش کمک کرده خمیدگی های لبه ی نمایشگر 2.5D دستگاه است، موضوعی که در کنار خلوت بودن نمای روبرو، ظاهری شکیل و ساده برای فبلت پرچمدار هوآوی به ارمغان آورده است.

      شرکت چینی ضمناً نسخه ی تک سیم کارت فبلت خود را در دو رنگ خاکستری و سفید عرضه کرده است، اما اگر به خرید مدل دو سیم کارت تمایل داشته باشید لازم است بدانید که این محصول تنها در یک رنگ طلایی تولید شده است.

      در مجموع باید گفت با وجود تمام شباهت ها، هوآوی به خوبی در محصول تازه موفق شده طراحی نسل پیشین را بهبود داده و محصولی با ظاهر و ارگونومی مناسب به بازار عرضه نماید. این شرکت مدتی است تلاش می کند زبان طراحی یکپارچه ی خود را در تمام تلفن های هوشمندش مورد استفاده قرار دهد و با عرضه ی هر محصول تازه، یک قدم به این هدف نزدیک تر می شود.

      نمایشگر

      هردو پرچمدار جدید هوآوی به نمایشگری با رزولوشن Full HD مجهز هستند، موضوعی که به دلیل اندازه ی بزرگتر مدل پلاس، تراکم پیکسل های نمایشگر این محصول را کاهش داده و به رقم 401 در هر اینچ رسانده است که البته با iPhone 6S Plus دقیقاً برابر است.

      اما مزیت «پی 9 پلاس» نسبت به مدل کوچکتر و آیفون در این است که سازنده به جای پنل IPS، فناوری Super AMOLED را در ساخت دستگاه مورد استفاده قرار داده است، موضوعی که پویایی رنگها و عمق رنگ مشکی را در نسخه ی پلاس بهبود بخشیده است.

      البته باید توجه داشت که میزان جزئیات در مقایسه با محصولاتی که به نمایشگر QHD مجهز هستند در رده ی پایینتری قرار می گیرد و خصوصاً هنگام مطالعه ی متن پیکسل ها تا حدی در لبه ی حروف قابل مشاهده خواهند بود، اما تردیدی وجود ندارد که این نمایشگر رنگها را گرم تر از رقبای مجهز به پنل IPS نمایش می دهد.

      زاویه ی دید نمایشگر استثنایی است و حداکثر روشنایی نیز با توجه به امولد بودن پنل نمایشگر کافی و برای محیط های پر نور مناسب است، اما به دلیل بازتاب زیاد از سطح صفحه نمایش، میزان خوانایی زیر نور مستقیم تا حد زیادی کاهش خواهد یافت.

      اما جذاب ترین خصوصیت نمایشگر «پی 9 پلاس» فناوری موسوم به Press Touch است که عملکردی مشابه تاچ سه بعدی در محصولات اپل دارد، در نتیجه صفحه نمایش دستگاه قادر است میزان فشار وارد شده توسط انگشت کاربر را شناسایی نماید.

      با وجود اینکه هوآوی فناوری تشخیص فشار روی سطح نمایشگر را زودتر از اپل معرفی کرده بود، مدت زیادی طول کشید تا نخستین تلفن هوشمند مجهز به این قابلیت را عرضه کند، موضوعی که موجب شده در حال حاضر تنها 18 اپلیکیشن ساخته شده توسط سازنده از قابلیت Press Touch پشتیبانی کنند.

      در صورت فشار دادن انگشت روی آیکون این نرم افزارها، یک منو مشابه کلیک راست کردن در کامپیوترها ظاهر می شود و گزینه های متنوعی را در حوزه ی عملکرد آن اپلیکیشن در اختیار شما قرار می دهد.

      شرکت چینی علاوه بر این قابلیت دیگری را نیز به فناوری خود اضافه کرده و آن اینکه در صورت فشار دادن انگشت روی عکس ها، بخش مورد نظر شما بزرگنمایی خواهد شد. البته باید توجه داشته باشید که در این حالت قسمت بزرگنمایی شده کیفیت چندانی نداشته و پیکسل های آن نمایان خواهند بود. میزان زوم در تصویر نیز به انتخاب شما خواهد بود و

      علاوه بر محدود بودن کارایی فناوری هوآوی و تعداد اپلیکیشن هایی که از آن پشتیبانی می کنند، دقت آن نیز نسبت به تاچ سه بعدی اپل در سطح پایین تری است و انتظار می رود سازنده این دو نقطه ضعف را در آینده بر طرف کند. اما در هر حال باید توجه داشت که شرکت چینی در حال حاضر تنها تولید کننده ای است که چنین قابلیتی را در پلتفرم اندروید عرضه کرده و با وجود همه ی محدودیت ها جایگزین بهتری برای مقایسه با آن در این پلتفرم وجود ندارد.

      در نهایت لازم است اشاره کنیم که نمایشگر «پی 9 پلاس» مثل محصولات اخیر هوآوی قادر است بین ضربه زدن با نوک و مفصل انگشت تمایز قائل شود که در بخش بعدی به این ویژگی خواهیم پرداخت.

      نرم افزار

      «پی 9 پلاس» به اندروید مارشملو مجهز است و سازنده نسخه 4.1 از رابط کاربری EMUI را روی آن مورد استفاده قرار داده است (برخلاف نکسوس 6P که به اندروید خالص مجهز است). رابط کاربری هوآوی در مجموع بیش از اندروید، تجربه ی کاربری iOS را تداعی می کند. سازنده کشوی اپلیکیشن ها را از این سیستم عامل حذف کرده و بخش تنظیمات سریع (که با سوایپ از بالا ظاهر می شود) به دو بخش برای دسترسی به نوتیفیکیشن ها و میان برها جدا شده است.

      سوایپ از پایین دکمه های کنترل موسیقی و میان بر های دسترسی به بخش هایی مثل چراغ قوه و ماشین حساب را در اختیار کاربر قرار می دهد و در لاک اسکرین دستگاه نیز با نوتیفیکیشن ها و تصاویر زمینه ای مواجه هستیم که به شکل خودکار با هربار با روشن شدن نمایشگر تغییر می کنند.

      این نسخه از رابط کاربری سازنده از نظر اپلیکیشن های زائد وضعیت قابل قبولی دارد. در زمینه ی شخصی سازی نیز آزادی عمل مناسبی در اختیار کاربر قرار داده شده و می توانید در مورد انیمیشن ناوبری بین صفحات، تعداد اپلیکیشن های موجود در هر صفحه، فونت و تم کلی را به سلیقه ی خود تغییر دهید، البته باید توجه داشته باشید که تم های ارائه شده توسط سازنده به اندازه سامسونگ یا HTC از یکدیگر متفاوت نیستند.

      رابط کاربری هوآوی علاوه بر این به حالت استفاده یک دستی، دستورات حرکتی و صوتی متنوعی نیز مجهز است، اما متفاوت ترین ویژگی این تلفن هوشمند امکان تمایز قائل شدن بین نوک و مفصل انگشت است. به لطف این ویژگی می توانید با کشیدن یک دایره روی صفحه با مفصل انگشت، به سادگی از بخش مورد نظر خود اسکرین شات تهیه کنید یا با دو بار ضربه زدن از تمام صفحه اسکرین شات بگیرید.

      البته باید توجه داشته باشید که هنوز هم مواردی پیش می آید که این قابلیت به شکل کاملاً بی نقص عمل نمی کند، اما کاملاً مشخص است که سازنده دقت آن را نسبت به نسل های قبلی به شکل قابل توجه بهبود داده است. «پی 9 پلاس» ضمناً به لطف بهره مند بودن از اندروید مارشملو، به جدیدترین ویژگی های این سیستم عامل از جمله قابلیت Doze برای افزایش زمان Standby، نظارت دقیق روی میزان دسترسی اپلیکیشن ها به بخش های مختلف سیستم و در نهایت امکان یکپارچه کردن کارت حافظه با حافظه ی داخلی نیز برخوردار است.

      در مجموع باید گفت اگر کاربر ابزارهای اخیر هوآوی بوده اید، در این نسخه هم تفاوت چندانی را حس نخواهید کرد. البته تردیدی وجود ندارد که هوآوی در سالهای اخیر رابط کاربری خود را به مرور بهبود بخشیده است، اما به نظر می رسد سرعت این شرکت نسبت به رقبا در این زمینه کمتر بوده و EMUI هرچند امکانات متنوع و مبتکرانه ای در خود دارد، اما حداقل از نظر طراحی در رده ی پایین تری نسبت به رابط کاربری تخت و ساده ی تولید کنندگان دیگر قرار می گیرد.

      دوربین ها

      مهمترین ویژگی پرچمداران جدید هوآوی به دوربین های دوگانه مربوط می شود که با همکاری شرکت معتبر Leica توسعه یافته است. دوربین دوگانه البته به تنهایی ویژگی مبتکرانه ای به حساب نمی آید و پیشتر در محصولاتی از جمله LG G5 ()، HTC One M8 و حتی Honor 6 Plus از همین سازنده مشاهده شده است، اما نکته ی متمایز کننده که برای اولین بار شاهد هستیم این است که در محصول هوآوی 2 سنسور 12 مگاپیکسلی مورد استفاده قرار گرفته که یکی از آنها سیاه و سفید است.

      البته باید توجه داشته باشید که لنز های این دوربین تحت نظارت لایکا و توسط شرکت چینی Sunny Optical Technology ساخته شده و شرکت آلمانی در حقیقت نرم افزار دوربین را توسعه داده و روی ساختار مکانیکی ماژول دوربین نیز نظارت داشته است. اما در هر حال به گفته ی سازنده، ترکیب تصویر ثبت شده با هر دو سنسور در نهایت میزان جذب نور را در این تلفن هوشمند تا سه برابر و کنتراست را 50 نیز درصد افزایش داده است، موضوعی که به بهبود کیفیت عکاسی در شرایط کم نور منجر خواهد شد.

      سنسور موسوم به مونوکروم دستگاه ضمناً به صورت مجزا برای عکاسی به شکل سیاه و سفید کاربرد خواهد داشت، اما سنسور رنگی موسوم به RGB را نمی توانید به شکل تکی مورد استفاده قرار دهید.

      فبلت جدید هوآوی همچنین از سیستم فوکوس لیزری بهره می برد اما بر خلاف برادر کوچکتر خود به لرزشگیر اپتیکال مجهز نیست (بر خلاف آیفون که در نسخه ی پلاس از این ویژگی برخوردار است). از دیگر قابلیت های منحصر به فرد دستگاه (که البته پیشتر در محصولاتی مثل HTC One M8 نیز مشاهده کرده بودیم) امکان تغییر نقطه ی فوکوس در تصاویر پس از عکاسی است که به لطف وجود سنسور دوم فراهم شده است.

      (image)

      (برای مشاهده ی عملکرد تغییر فوکوس نشانگر ماوس را روی تصویر جابجا کنید)

      وجود سنسور دوم همچنین میزان عمق تصاویر را نیز افزایش می دهد و بر همین اساس «پی 9 پلاس» قادر است تصاویر را با افکت بوکه به ثبت برساند، حالتی که به دنیای دوربین های حرفه ای تر تعلق دارد (هرچند در نهایت کیفیت آن با دوربین های واقعی قابل مقایسه نخواهد بود).

      رابط کاربری بخش دوربین نیز توسط لایکا طراحی شده و این شرکت آلمانی حتی صدای شاتر و آیکون های موجود در نرم افزار دوربین را نیز مشابه محصولات خود طراحی کرده است. این رابط کاربری در مجموع طراحی بسیار ساده و مینیمالی دارد.

      با فشردن 3 دایره ی موجود افکت های زنده ظاهر می شوند که می توانید آنها را روی تصویر مورد استفاده قرار دهید.

      ***سیاه سفید***

      کمی پایینتر یک علامت مشابه دیافراگم دوربین وجود دارد که با فشردن آن می توانید به لطف وجود دو دوربین، تصاویر را با عمق میدان بیشتری (مشابه دوربین های حرفه ای) ثبت کنید.

      با اسلاید کردن روی دکمه ی کنار شاتر دوربین نیز تنظیمات دستی ظاهر می شوند که با استفاده از آنها می توانید خصوصیاتی مثل ایزو (50 تا 3200)، سرعت شاتر (1/4000 تا 30 ثانیه)،وایت بالانس، اکسپوژر یا مقدار نوردهی و نوع فوکوس را تعیین نمایید.

      «پی 9 پلاس» علاوه بر حالت های مرسوم مثل Time Lapse و HDR از حالت Light Painting نیز پشتیبانی می کند که می توانید آن را برای سرگرمی و ساخت تصاویر خلاقانه مورد استفاده قرار دهید.

      یکی از بخش های جذاب نیز Monochrome است که تنها سنسور سیاه و سفید دستگاه را مورد استفاده قرار می دهد و از افکت های نرم افزاری مرسوم در محصولات دیگر عملکرد مناسب تری دارد، خصوصا در زمینه ی کنتراست.

      (image)

      و اما در مورد کیفیت عکاسی باید بگوییم همانطور که سازنده وعده داده، میزان جذب نور در شرایط تاریک بسیار مناسب است و تصاویر در محیط های کم نور با وضوح بالا و نویز ناچیز ثبت خواهند شد، موضوعی که البته بخشی از آن نیز به پیکسل های بزرگتر 1.25 مورد استفاده در سنسور این دوربین باز می گردد.

      (image)

      (برای مشاهده ی عملکرد فلش نشانگر ماوس را روی تصویر جابجا کنید)

      عملکرد مناسب دوربین در محیط های پر نور ادامه دارد و رنگها با جلوه ای طبیعی به ثبت می رسند. میزان کنتراست به شکل محسوسی به لطف سنسور مونوکروم بالاست و جزئیات در سطح قابل قبولی قرار دارند، بدون اینکه تاثیر پردازش های ثانویه ی نرم افزاری (که در همکاری با لایکا توسعه یافته اند) در آن تاثیر محسوسی داشته باشند.

      به لطف فوکوس لیزری و سریع دستگاه، سوژه ها به راحتی با وضوح بالا ثبت خواهند شد، اما عدم وجود لرزشگیر اپتیکال موضوعی است که گاهی پس از عکاسی مشهود است و در صورت حرکت زیاد امکان دارد با تصاویر تا حدی تار مواجه شوید.

      (تصویر بالا در حال حرکت سریع ثبت شده و بخش سمت راست تا حدی تار است)

      دوربین 8 مگاپیکسلی جلوی دستگاه نیز به لطف گشودگی دریچه دیافراگم f/1.9 و فوکوس خودکار قادر است سلفی هایی با جزئیات کافی، وضوح بالا و رنگ هایی طبیعی ثبت کند.

      در مجموع باید گفت نخستین همکاری شرکت چینی با هوآوی کاملاً موفق بوده و بهبودهایی که در نتیجه ی آن صورت گفته مشهود است. تصاویر در شب و روز با وضوح کافی، نویز ناچیز، رنگهای طبیعی و کنتراست عالی ثبت می شوند، بخش های سخت افزاری دستگاه مثل فلش و فوکوس خودکار عملکرد قابل قبولی دارند، امکانات در زمینه ی فیلمبرداری کافی هستند و غیر از عدم وجود لرزشگیر اپتیکال نقطه ضعف چشمگیری که تجربه کاربری بخش دوربین را تحت تاثیر قرار دهد در این بخش مشاهده نمی شود.

      «پی 9 پلاس» ضمناً قادر است ویدیو ها را با رزولوشن تا 1080p و نرخ حداکثر 60 فریم در ثانیه ثبت کند و کیفیت فیلمبرداری نیز با وجود اینکه دستگاه به لرزشگیر اپتیکال مجهز نیست، قابل قبول به حساب می آید. اما با توجه به ظرفیت داخلی بالا، توان پردازشی کافی، دوربین پیشرفته و پشتیبانی از کارت حافظه به نظر می رسد همه ی شرایط برای ارائه ی امکان فیلمبرداری 4K برای دستگاه فراهم بوده و جای سوال است که چرا سازنده این قابلیت را در پرچمدار جدید خود برای کاربران علاقه مند فراهم نیاورده است.

      در پایان از شما دعوت می کنیم نمونه عکس های ثبت شده با دوربین «پی 9 پلاس» را مشاهده نمایید.

      (image)

      سخت افزار

      همانطور که روزهای گذشته در خبر ها ، چینی ها اخیرا از قوی ترین ابرکامپیوتر جهان پرده برداری کردند که توان پردازشی آن حدود سه برابر از رکورددار پیشین بیشتر است. اما نکته ی اصلی خبر در این بود که این ابرکامپیوتر به شکل کامل با استفاده از چیپ های ساخته شده در چین تولید شده و این موضوع نشان می دهد این کشور در سالهای اخیر تا چه حد در این حوزه پیشرفت داشته و خود را از وابستگی به صنایع نیمه رسانای غربی خصوصاً آمریکا رهانیده است.

      هوآوی نیز مدتی است رویه مشابهی را در پیش گرفته و چیپست تلفن های هوشمندش را خود طراحی و تولید می کند، از جمله چیپ 64 بیتی 8 هسته ای کایرین 955 که در «پی 9 پلاس» مورد استفاده قرار دارد و قدرت آن نسبت به نسل پیش حدود دوبرابر افزایش یافته است.

      سازنده علاوه بر این 4 گیگابایت حافظه ی رم را نیز برای فبلت خود در نظر گرفته که از نسخه ی پایه ی مدل کوچکتر، یک گیگابایت بیشتر است. چیپست هوآوی ضمناً مثل نمونه ی ساخت اپل به چیپ کمکی حرکتی مجهز است که به ثبت فعالیت های کاربر (مثل تعداد قدم ها) برای اپلیکیشن های حوزه ی سلامتی اختصاص دارد تا عملکرد دائمی این بخش روی توان پردازشی دستگاه تاثیری نداشته باشد.

      بررسی کایرین 955 پیشتر در بررسی پرچمدار کوچکتر عملکرد قابل قبولی را از خود به جا گذاشته و امتیازی بالاتر از 93 هزار را در AnTuTu 6 کسب کرده بود که آن را جایی بین iPhone 6 و 6S قرار می داد.

      هرچند نسخه ی پلاس نمایشگر بزرگتری دارد و این موضوع توان پردازشی بالاتری را از چیپست دستگاه طلب می کند، اما «پی 9 پلاس» به لطف یک گیگابایت حافظه ی رم بیشتر موفق شد در این بنچمارک امتیاز حدود 96 هزار را کسب کند، موضوعی که نشان می دهد توان پردازشی فبلت جدید هوآوی، اندکی از آخرین فبلت عرضه شده در سری Note سامسونگ که البته حدود 10 ماهی عمر دارد، قدرتمند تر است.

      «پی 9 پلاس» در دنیای واقعی نیز عملکرد قابل قبولی از خود نشان می دهد و سرعت اجرای عملکردهای رابط کاربری دستگاه کاملاً قابل قبول است. تاخیر قابل توجهی هنگام انجام مالتی تسکینگ مشاهده نمی شود و نرم افزارهای سنگین و بازی های گرافیکی بدون مشکل اجرا می شوند که البته خصوصیت آخر به عملکرد مناسب چیپ گرافیکی چیپ Mali-T880 MP4 باز می گردد.

      فبلت جدید هواوی ضمناً به 64 گیگابایت حافظه ی داخلی مجهز است و کمتر از 10 گیگابایت از این میزان به سیستم عامل دستگاه اختصاص دارد. اما با وجود حافظه ی بسیار مناسب، در صورت تمایل می توانید با استفاده از کارت حافظه تا 128 گیگابایت دیگر را نیز به دستگاه اضافه کنید. البته لازم است توجه داشته باشید که در مدل دو سیم کارت، محل قرار گرفتن سیم کارت دوم با کارت حافظه یکسان است و باید برای استفاده بین آنها یکی را انتخاب نمایید.

      حسگر اثر انگشت

      حسگر اثر انگشت «پی 9 پلاس» در محل مناسبی از پشت بدنه واقع شده و از اندازه ی مناسبی نیز برخوردار است تا پیدا کردنش ساده باشد. این حسگر از سرعت و دقت بسیار مناسبی نیز برخوردار است؛ ثبت هر اثر انگشت به سریع ترین شکل و با تنها چند بار لمس انجام می گیرد و پس از آن دستگاه قادر است در کوتاه ترین زمان انگشت کاربر را از تمام جهات شناسایی نماید.

      اما جذاب ترین ویژگی که این بخش را از رقبا متمایز می کند قابلیت های جانبی است که سازنده برای حسگر اثر انگشت تلفن هوشمند خود در نظر گرفته و کاربردهای آن را از باز کردن قفل دستگاه افزایش داده است.

      به لطف چنین خصوصیتی می توانید هنگام تصویربرداری حسگر اثر انگشت را به عنوان دکمه ی شاتر فیزیکی و البته لمسی مورد استفاده قرار دهید، زنگ ساعت را متوقف کنید یا هنگام دریافت تماس با لمس حسگر به تماس پاسخ دهید.

      علاوه بر این با اسلاید کردن روی حسگر از بالا، پنل نوتیفیکیشن های دستگاه نمایان خواهد شد و با دوبار لمس نیز نوتیفیکیشن ها پاک می شوند. هنگام مشاهده ی تصاویر در اپلیکیشن گالری نیز می توانید به سادگی در حالی که «پی 9 پلاس» را به شکل طبیعی در دست دارید، با اسلاید کردن روی حسگر پشت بدنه بین تصاویر به سمت چپ یا راست جابجا شوید.

      در مجموع باید گفت هوآوی در زمره ی معدود شرکت هایی است که به خوبی به پتانسیل های نهفته در حسگر اثر انگشت پی برده و با عرضه ی هر محصول جدید قابلیت های جدیدی به این بخش می افزاید، آن هم بدون اینکه کارکرد اصلی آن یعنی تشخیص اثر انگشت با سرعت و دقت بالا تحت تاثیر قرار گیرد.

      پخش صدا

      «پی 9 پلاس» به دو اسپیکر استریو مهجز است که یکی از آنها کنار درگاه USB و دیگری بالای نمایشگر قرار گرفته و علاوه بر مکالمه، هنگام پخش موسیقی به عنوان توییتر برای پخش صداهای زیر تا مید رنج عمل می کند. البته برای فعال شدن این حالت لازم است تلفن هوشمند را به شکل افقی قرار دهید.

      بلندی صدای اسپیکرهای فبلت جدید هوآوی مناسب است و به لطف اسپیکرهای استریو پخش صدا از حالتی فراگیر بهره می برد. سازنده همچنین اعلام کرده استفاده از اسپیکر مکالمه به عنوان توییتر بازه فرکانسی دستگاه را تا مرز 20 کیلوهرتز می رساند، اما لازم است بدانید ضمن بالابردن سطح بلندی، میزان نویز نیز به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

      در مجموع اما وضوح و کیفیت و قدرت بیس اسپیکرهای این تلفن هوشمند در سطح قابل قبول قرار می گیرد و عمده ترین نکته ی منفی این بخش به میزان نویز باز می گردد. هوآوی ضمناً با این محصول مثل پرچمدار پیشین هدفون اختصاصی خود را نیز ارائه می کند که از طراحی بسیار شبیه به هدفون اپل برخوردار است.

      شکل خاص این هدفون و قرار گیری جداگانه بخش های پخش کننده فرکانس های زیر و بم باعث شده کیفیت خروجی آن تا حدی به فرم گوش کاربر بستگی داشته باشد، اما بطور کلی می توان گفت این هدفون از بلندی و بیس بالایی برخوردار است، هرچند زیاد بودن بیس باعث شده تاحدی فرکانس های زیر تحت تاثیر قرار گرفته و از شفافیت صدا کاسته شود و متاسفانه سازنده هیچگونه اکولایرز نرم افزاری نیز برای رفع این مورد ارائه نکرده است. اپلیکیشن موسیقی «پی 9 پلاس» در زمینه ی پخش صدا ویژگی خاصی ندارد و قابلیت های اپلیکیشن پخش موسیقی آن تنها به نمایش اطلاعات موسیقی، ساخت لیست آهنگ، اضافه کردن به لیست مورد علاقه و پخش روی حالت shuffle و repeat محدود است.

      امکانات ارتباطی

      «پی 9 پلاس» در دو نسخه با شماره مدل های VIE-L09 و VIE-L29 تولید شده، اولی در رنگ های خاکستری و سفید با پشتیبانی از یک سیم کارت و دومی در تنها یک رنگ طلایی با پشتیبانی از 2 سیم کارت نانوی 4G. هر دو مدل ضمناً از کارت حافظه نیز پشتیبانی می کنند، اما لازم است توجه کنید که جایگاه قرار گرفتن سیم کارت دوم با کارت حافظه یکسان است و باید برای استفاده بین آنها انتخاب نمایید.

      هرچند «پی 9 پلاس» از رادیوی اف ام مجهز بهره نمی برد، اما در عوض در زمره ی معدود تلفن های هوشمند باقی مانده به حساب می آید که به فرستنده مادون قرمز مجهز است و بر همین اساس می توانید با استفاده از آن لوازم الکترونیکی خانگی را کنترل نمایید.

      این تلفن هوشمند ضمناً دارای NFC است و از دیگر امکانات آن در این بخش می توان به USB Type-C، بلوتوث 4.2 موسوم به کم مصرف و وایفای دوبانده سری ac که از فناوری Wi-Fi Direct پشتیبانی می کند، قابلیتی که به لطف آن می توانید 2 تلفن هوشمند را بدون نیاز به اکسس پوینت به شکل مستقیم به یکدیگر متصل کرده و با سرعت وای-فای بین آنها به تبادل فایل بپردازید.

      فبلت جدید هوآوی علاوه بر این از فناوری Signal+ 2.0 (سه آنتن مخابراتی مجازی) مجهز است که موجب می شود نحوه ی در دست گرفتن تلفن هوشمند روی میزان آنتن دهی آن تاثیری نداشته باشد. فناوری Wi-Fi+ 2.0 نیز ویژگی دیگر در این بخش است که موجب می شود «پی 9 پلاس» قادر باشد به شکل خودکار قوی ترین سیگنال وای-فای را برای اتصال انتخاب نماید.

      باتری

      سازنده با توجه به اندازه ی بزرگتر، یک باتری با ظرفیت 3400 میلی آمپر ساعت را برای فبلت جدید در نظر گرفته که 400 میلی آمپر از مدل P9 بیشتر است. با وجود این افزایش و بهینه سازی های نرم افزاری سازنده، باید توجه داشت که عملکرد برادر کوچکتر این تلفن هوشمند در دنیای واقعی چندان با زمان اعلام شده توسط سازنده یعنی تا 2 روز کارایی با هر شارژ همخوانی ندارد و در نهایت هر روز نیاز به شارژ مجدد خواهد بود.

      بر همین اساس بررسی باتری «پی 9 پلاس» را نیز با اندکی تردید آغاز کردیم و باید گفت برادر بزرگتر در این زمینه عملکرد مناسب تری از P9 دارد. این فبلت در صورتی که حالت مصرف انرژی را روی Smart قرار دهید می تواند با هر شارژ تا 2 روز نیز شما را همراهی کند، اما در صورت استفاده ی زیاد از ویژگی های پر مصرف، یا قرار دادن حالت مصرف انرژی روی Performance برای استفاده از حداکثر توان دستگاه، این میزان تا نصف نیز کاهش خواهد یافت.

      سازنده البته علاوه بر این حالت موسوم به Ultra را نیز در این بخش در نظر گرفته که با فعال کردن آن در شرایط اضطراری می توانید چند قابلیت اساسی دستگاه یعنی ساعت (بدون امکان تنظیم زنگ)، تماس، اس ام اس و Contacts را در یک رابط کاربری سیاه و سفید به مدت طولانی در اختیار داشته باشید.

      از دیگر ویژگی های مثبت «پی 9 پلاس» در این بخش می توان به ویژگی شارژ سریع اشاره کرد که موجب می شود تا 6 ساعت مکالمه با یک شارژ کوتاه 10 دقیقه ای امکان پذیر باشد.

      جمع بندی

      همانطور که در بررسی P9 ، هوآوی بار دیگر موفق شده سطح عملکرد خود را بالاتر برده و محصولی با کیفیت مناسب و قابلیت های جذاب و منحصر به فرد برای رقابت با غول های پر سابقه و قدرتمند عرضه کند. حالا در نسخه ی پلاس با محصولی مواجه هستیم که نه تنها بزرگتر است، بلکه برخی بخش های آن نیز نسبت به برادر کوچکتر عملکرد مناسب تری ارائه می کنند، از جمله پنل نمایشگر که از IPS در این نسخه به Super AMOLED تغییر یافته و باتری بزرگتر دستگاه که مدت بیشتری کاربر را همراهی می کند.

      اما عمده ترین نقطه تمایز دستگاه نسبت دوربین دوگانه به حساب می آید که در همکاری با شرکت آلمانی لایکا (که به ساخت دوربین های گران قیمت اشتغال دارد) توسعه یافته و گذشته از جنجال های تبلیغاتی، واقعاً عالی عمل می کند (هرچند در این مدل برخلاف برادر کوچکتر لرزشگیر اپتیکال وجود ندارد). حافظه ی داخلی 64 گیگابایتی و پشتیبانی از کارت های حافظه تا 128 گیگابایت نیز قابلیت های دیگری هستند که تجربه کاربری دوربین را تکمیل کرده و امکان بهره گرفتن از حداکثر پتانسیل های دستگاه در این بخش را فراهم خواهند آورد.

      ارگونومی، طراحی و کیفیت ساخت «پی 9 پلاس» نیز قابل قبول است و سازنده به خوبی موفق شده آنها را نسبت به نسل قبل بهبود بخشد. هوآوی با قدرت به مسیر خود در راه رسیدن به این هدف گام بر می دارد که وجهه ی پیشین خود را تغییر داده و محصولاتش رقیب مستقیم محصولاتی پر سابقه و خوش نام مثل آیفون یا پرچمداران سامسونگ به حساب آیند. اما با وجود تمام جذابیت های «پی 9 پلاس» و مزیت های متمایزی مثل دوربین دوگانه، به نظر می رسد شرکت چینی هنوز به شکل کامل به هدف خود دست نیافته است. با وجود قابلیت های منحصر به فرد نرم افزاری، طراحی رابط کاربری سازنده هنوز آنطور که باید ساده و شکیل نیست و زبان طراحی بدنه نیز هنوز آن عنصر شگفت آور را در خود ندارد.

      اما در مجموع تردیدی وجود ندارد که فبلت جدید هوآوی به سادگی در زمره ی بهترین محصولات موجود در بازار به حساب می آید و در صورتی که امکانات منحصر به فرد و اختصاصی آن برای شما سودمند باشند، می توانید نقاط ضعف پرچمدار جدید چینی ها را به دست فراموشی سپارید، از جمله قیمت 740 دلاری که اندکی از سطح انتظار بالاتر است و با قیمت رقیبی مثل Galaxy S7 Edge () در آغاز عرضه برابری می کند.

      نکات مثبت

      • کیفیت ساخت و ارگونومی
      • نمایشگر Super AMOLED
      • حافظه داخلی 64 گیگابایتی و پشتیبانی از کارت حافظه تا 128 گیگابایت
      • عملکرد سریع و دقیق و ویژگی های منحصر به فرد حسگر اثر انگشت
      • اسپیکر استریو
      • عملکرد بسیار مناسب دوربین های دوگانه
      • فرستنده مادون قرمز

      نکات منفی

      • رزولوشن Full HD
      • قدرت سخت افزاری در سطح پرچمداران سال گذشته
      • ظاهر رابط کاربری
      • عدم وجود لرزشگیر اپتیکال و قابلیت فیلمبرداری 4K
      • قیمت

      The post appeared first on .

      بررسی دیجیاتو: Huawei P9 Plus [به همراه بررسی ویدیویی]

      بررسی دیجیاتو: Samsung Galaxy S7 Edge؛ بر لبه ی تکامل [به همراه بررسی ویدیویی]

      بررسی دیجیاتو: Samsung Galaxy S7 Edge؛ بر لبه ی تکامل [به همراه بررسی ویدیویی]

      سال گذشته سامسونگ پس از مدتها درخواست کاربران، سرانجام Galaxy S6 را با طراحی جدیدی عرضه کرد که نشان می داد شرکت کره ای، سرانجام به این مهم دست یافته که یک پرچمدار با کیفیت و جذاب باید از چه ظاهری برخوردار باشد.

      تغییر طراحی البته تنها بدعت جدید سامسونگ در سال گذشته به حساب نمی آمد و این شرکت همزمان تصمیم گرفت همراه با پرچمدار جدید، یک نسخه مجهز به نمایشگر خمیده را نیز در کنار آن ارائه نماید، محصولی که طراحی جدید سازنده در آن به لطف خمیدگی صفحه نمایش، جلوه ای مضاعف یافته بود.

      اما نکته اینجا بود که ارگونومی نسخه ی موسوم به edge تا حدی برای رسیدن به این زیبایی تحت تاثیر قرار گرفته بود و کاربر هنگام استفاده، به دلیل تخت بودن پشت بدنه و خمیدگی جلوی دستگاه، احساس می کرد تلفن هوشمند را پشت و رو در دست گرفته است.

      از سوی دیگر خمیدگی نمایشگر تنها زیبایی و هزینه خرید محصول را افزایش داده بود و کارایی چندانی ارائه نمی کرد، در حالی که Galaxy S6 به نوبه ی خود تلفن هوشمند بسیار کاملی به حساب می آمد و انتقادات کاربران در مورد آن به حذف برخی قابلیت های نسل پیشین محدود می شد.

      سازنده بر همین اساس در مقایسه با Galaxy S7، در نسخه edge این تلفن هوشمند تغییرات بیشتری نسبت به نسل پیشین ایجاد کرده و تلاش کرده تا ایرادات این تلفن هوشمند زیبا و چشم نواز را بر طرف نماید.

      با بررسی از Galaxy S7 Edge همراه باشید تا ببینیم سامسونگ تا چه میزان در افزایش کارایی و کاهش ایرادات این نسل موفق عمل کرده است.

      بررسی ویدیویی

      طراحی

      همانطور که سال گذشته نیز در بررسی Galaxy S6 Edge اشاره کردیم پشت بدنه این محصول بر خلاف نسخه معمولی و حتی Note 5، به شکل کاملاً تخت ساخته شده بود و به همین دلیل ارگونومی چندان مناسبی نداشت و کاربر هنگام استفاده احساس می کرد محصول را پشت و رو در دست گرفته است. اما سازنده در نسل تازه این نقطه ضعف را رفع و با اضافه کردن انحنا به لبه های پشتی بدنه، حس مطلوبی را هنگام در دست گرفتن محصول به ارمغان آورده است.

      گلکسی اس 7 اج با وجود نمایشگر 5.5 اینچی از دیگر رقبای هم رده ابعاد کوچکتری دارد

      علاوه بر این، اضافه شدن انحنا با پشت بدنه حتی موجب شده برداشتن «گلکسی اس 7 اج» از روی سطوح صاف مثل میز نیز ساده تر باشد. اما مهم ترین نکته را این موضوع باید به حساب آورد که سامسونگ به دلیل خمیدگی نمایشگر و حاشیه های مناسب در بالا و پایین آن، به خوبی موفق شده با وجود اندازه 5.5 اینچی، پرچمدار خود را در ابعادی کوچکتر از رقبای هم رده از جمله iPhone 6S Plus بسازد.

      این محصول با وزن 157 گرم به مراتب از آیفون 192 گرمی سبک تر است و سازنده ابعاد 150.9 در 72.6 میلی متر را برای آن در نظر گرفته که «گلکسی اس 7 اج» را جایی بین نسخه معمولی و پلاس قرار می دهد. از سوی دیگر البته ضخامت این تلفن هوشمند نسبت به سال گذشته افزایش یافته و به 7.7 میلی متر رسیده است که از iPhone 6S Plus و حتی +S6 edge نیز بیشتر است.

      اما باید توجه داشته باشید که این افزایش ضخامت آنقدری نیست که هنگام استفاده ملموس باشد و در عوض به کاهش بیرون زدگی دوربین و افزایش ظرفیت باتری منجر شده است که دو نکته عمده و مورد انتقاد کاربران به حساب می آید. در نتیجه می توان گفت سامسونگ به درستی متوجه شده کاربران حاضر هستند تلفن هوشمند آنها چند دهم میلی متر ضخیم تر باشد اما از ظاهر بی نقص تری برخوردار بوده و کارایی مناسب تری نیز ارائه نماید.

      افزایش ضخامت دستگاه به کاهش بیرون زدگی دوربین و بالا رفتن ظرفیت باتری در نسل تازه منجر شده است

      بیرون زدگی دوربین در نسل تازه تنها به 0.42 میلی متر رسیده و دیگر مثل سابق توجه را به خود جلب نمی کند، بر همین اساس شیشه ی پشت بدنه اکنون از ظاهر چشم نواز تری بهره مند است.

      البته باید توجه داشته باشید که سازنده علاوه بر مشکی، سفید و طلایی، یک نسخه ی نقره ای رنگ نیز از مدل edge ارائه کرده که بدنه آن مثل Sony Xperia Z5 Premium () حالت آینه شکل دارد به رغم زیبایی دو چندان، میزان جذب اثر انگشت در آن از همه بیشتر است و زیبایی ظاهر دستگاه را تحت تاثیر قرار می دهد، در نتیجه می توانید تهیه رنگ های دیگر را در نظر داشته باشید، هرچند چنین مشکلی در آنها نیز مشاهده می شود.

      سازنده برای ساخت نوار فلزی اطراف بدنه در این محصول مثل مدل Note 5 فناوری 3D Thermo Forming را مورد استفاده قرار داده که موجب می شود لمس این بخش حس ملایم تری داشته باشد.

      این خصوصیت البته در عین حال هنگام اولین تماس حس استحکام کمتری نسبت به مدل پیشین ارائه می کند، اما لازم است اشاره کنیم که «گلکسی اس 7 اج» به اندازه کافی محکم ساخته شده و جای نگرانی از این بابت وجود نخواهد داشت.

      _MG_3905

      در بخش پایین این نوار مثل گذشته درگاه Micro USB را در کنار ورودی هدفون مشاهده می کنیم که هنوز جای خود را به USB-C نداده و در سمت راست نیز اسپیکر مونوی دستگاه قرار دارد که نشان می دهد سازنده ی کره ای، هنوز به استفاده از اسپیکرهای استریو اعتقادی ندارد.

      اما نکته ی مثبت اینجاست که هردو پرچمدار جدید سامسونگ به لطف گواهی IP68 ضد آب و غبار هستند و می توانید آنها را به مدت ۳۰ دقیقه تا عمق ۱.۵ متری آب غوطه ور نمایید، آن هم بدون اینکه اضافه شدن هرگونه درپوش به درگاه های دستگاه و تحت تاثیر قرار گرفتن زیبایی آن.

      سامسونگ در این تصویر نشان می دهد کدام بخش های بدنه از داخل در مقابل نفوذ آب مقاوم شده اند

      در نتیجه می توان گفت اگر به یک تلفن هوشمند مقاوم در برابر آب احتیاج داشته باشید، دیگر به پرچمداران ساخت سونی یا مدل های نه چندان زیبای سری Active سامسونگ محدود نخواهید بود.

      در دیگر بخش های طراحی بدنه نیز تغییر چندانی مشاهده نمی شود و تنها لازم است به این موضوع اشاره کنیم که درگاه سیم کارت موجود در بالای بدنه اکنون علاوه بر سیم کارت، از کارت حافظه نیز پشتیبانی می کند، اما توضیحات بیشتر در مورد عملکرد این درگاه را در بخش مربوط به سخت افزار مطالعه خواهید کرد.

      در مجموع می توان گفت نسل پیشین «گلکسی اس 7 اج» محصول بسیار زیبایی به حساب می آمد اما برای رسیدن به این زیبایی برخی خصوصیات دستگاه مثل ارگونومی فدا شده بودند و حالا سازنده موفق شده با اضافه کردن اندکی انحناء به پشت بدنه، چنین ایرادی را تا حد زیادی مرتفع سازد.

      سامسونگ علاوه بر این، ضخامت دستگاه را نیز اندکی افزایش داده که این موضوع چندان هنگام استفاده ملموس نیست و به کاهش بیرون زدگی دوربین و افزایش زیبایی ظاهری دستگاه منجر شده است، بر همین اساس اکنون سرانجام می توان گفت که سازنده کره ای برای ساخت یکی از زیباترین تلفن های هوشمند موجود در بازار، راحتی استفاده و تجربه کاربری آن را فدا نکرده است.

      نمایشگر

      نمایشگر پرچمداران اخیر سامسونگ آنقدر خوب هستند که این شرکت می تواند نسل اندر نسل آنها را بدون تغییر و بهبود در تلفن های هوشمند خود مورد استفاده قرار دهد. مقایسه ی خصوصیات «گلکسی اس 7 اج» نیز بر همین اساس تفاوت چندانی با نسل پیشین نشان نمی دهد و عمده ترین تغییر را می توان افزایش اندازه این بخش از 5.1 به 5.5 اینچ به حساب آورد.

      نمایشگر پرچمداران سامسونگ آنقدر خوب هستند که سازنده می تواند نسل اندر نسل آنها را بدون تغییر مورد استفاده ی مجدد قرار دهد

      البته لازم است بدانید که استفاده ی مجدد از رزولوشن QHD در کنار افزایش اندازه، موجب شده تراکم پیکسل های نمایشگر از 577 در نسل پیشین به 534 در «اس 7 اج» برسد، اما با این حال همین میزان هم در زمره ی بهترین های موجود در بازار به حساب می آید.

      اما گذشته از اعداد و ارقام و مقایسه، نمایشگر این تلفن هوشمند در دنیای واقعی عالی است و جایی برای انتقاد باقی نمی گذارد. زاویه ی دید کاملاً مناسب به حساب می آید، کنتراست، عمق رنگ مشکی و پویایی رنگها به لطف پنل AMOLED چشمگیر است و حتی در صورتی که به نمایش اغراق شده ی رنگ در این پنل ها علاقه ندارید، می توانید با استفاده از تنظیمات نرم افزاری این خصوصیت را بر اساس سلیقه ی خود تغییر دهید.

      حداکثر روشنایی این نمایشگر نیز تا حدود 500 نیت می رسد که برای استفاده زیر نور مستقیم خورشید کافی خواهد بود و از سوی دیگر حداقل میزان روشنایی نیز حدود 2 نیت در نظر گرفته شده که به لطف آن مطالعه و مرور وب حتی در تاریک ترین محیط هم چشم کاربر را خسته نمی کند.

      البته با وجود عدم تغییرات مشخصات سخت افزاری، سازنده قابلیتی جدیدی موسوم به Always On یا «همیشه روشن بودن» را برای نمایشگر پرچمداران جدید خود در نظر گرفته و بر همین اساس «گلکسی اس 7 اج» قادر است در تمام طول شبانه روز اطلاعاتی را روی نمایشگر به نمایش در آورد.

      این قابلیت البته در هر ساعت نزدیک به یک درصد از شارژ باتری را مصرف می کند و باید توجه داشته باشید که در حال حاضر به نمایش مواردی مثل ساعت، تقویم، درصد شارژ باتری و نوتیفیکیشن برخی از اپلیکیشن های سازنده محدود است.

      علاوه بر این لازم است بدانید که سامسونگ با وجود اضافه کردن این قابلیت، امکان روشن کردن نمایشگر با 2 ضربه یا tap را برای دستگاه در نظر نگرفته و بر خلاف آنچه انتظار دارید حتی امکان ضربه زدن روی نوتیفیکیشن ها و باز شدن آنها نیز وجود نخواهد داشت.

      لبه ی نمایشگر

      سال گذشته لبه ی خمیده ی نمایشگر کاربرد چندانی در دنیای واقعی نداشت و به همین دلیل ظاهر این بخش بیشتر از عملکردهای آن مورد توجه قرار گرفت، بر همین اساس سازنده در نسل تازه تغییراتی برای افزایش کاربردهای نمایشگر خمیده ی دستگاه ایجاد کرده است.

      در این بخش اکنون می توانید میان بر هایی برای دسترسی به اپلیکیشن ها و حتی قابلیت های نرم افزاری تعریف کرده و برای مثال به سادگی کلیک روی یک آیکون، دستگاه را در عرض چند لحظه آماده ی ثبت سلفی در اختیار داشته باشید.

      از دیگر قابلیت های اضافه شده به این بخش می توان امکان نمایش آب هوا، تقویم و ابزارهایی مثل قطب نما و خط کش اشاره کرد. سازنده همچنین با یاهو وارد همکاری شده که به لطف آن می توانید برخی امکانات این وب سایت مثل جدیدترین اخبار یا نتایج مسابقات ورزشی را در نوار مربوط به خمیدگی نمایشگر مشاهده نمایید.

      _MG_3921

      سامسونگ ضمناً عرض نوار کناری نمایشگر را نیز در نسل تازه دو برابر کرده تا اطلاعات بیشتری در این قسمت قابل نمایش باشد، اما لازم است توجه کنید که این قابلیت به «گلکسی اس 7 اج» منحصر نیست و در آینده به شکل بروزرسانی برای نسل های پیشین نیز ارائه خواهد شد.

      در اینجا لازم است اشاره کنیم که با وجود همه بهبودها، خمیدگی لبه ی نمایشگر در «گلکسی اس ۷ اج» بیش از آنچه باید به لمس حساس است و این موضوع بارها هنگام انجام بررسی در عملکرد دستگاه (خصوصاً دوربین) اختلال ایجاد کرد، مشکلی که البته سازنده  به زودی آن را با ارائه بروزرسانی برطرف نماید.

      سازنده همچنین در فروشگاه نرم افزاری خود بخشی تدارک دیده که می توانید با مراجعه به آن قابلیت های جدیدی را دانلود و به قسمت مربوط به خمیدگی نمایشگر اضافه نمایید و بر همین اساس ابراز امیدواری می کنیم که به زودی کاربردهای این پرچمدار زیبا به لطف خلاقیت توسعه دهندگان دو چندان گردد.

      در مجموع می توان گفت بر خلاف نمایشگر اصلی، این بخش نسبت به سال گذشته تغییرات بیشتری به خود دیده و امکانات تازه به مراتب کاربرد آن را در دنیای واقعی افزایش داده است، اما با این وجود هنوز هم می توان خمیدگی نمایشگرهای سامسونگ را قابلیتی به حساب آورد که در ابتدای راه قرار داشته و بیش از هرچیز، در افزایش زیبایی محصولات این شرکت موثر خواهد بود.

      از شما دعوت می کنیم برای مشاهده ی برخی عملکردهای این بخش به بررسی ویدیویی موجود در بالای صفحه مراجعه نمایید.

      نرم افزار

      اگر شما هم در زمره ی کاربرانی هستید که به دلیل رابط کاربری سامسونگ تمایلی به خرید محصولات این شرکت ندارید، لازم است بدانید که شرایط در حال تغییر است و به نظر می رسد چنین روزهایی در حال پایان یافتن باشند.

      «گلکسی اس 7 اج» در زمره نخسین تلفن های هوشمند سازنده به حساب می آید که از اندروید نسخه 6.0.1 مارشملو بهره می برد و از همان نگاه اول مشخص است که رابط کاربری سازنده در این نسخه ساده تر و زیبا تر شده است.

      آیکون اپلیکیشن های دستگاه حالا از همیشه تخت تر هستند و با طراحی چشم نواز بدنه هماهنگی بیشتری دارند. منوهای دستگاه هم ساده تر به نظر می رسند و به شکل یک لیست طولانی قابل اسکرول کردن طراحی شده اند.

      سامسونگ پیشتر هم تلاش کرده بود اپلیکیشن های زائد را از رابط کاربری خود حذف کند و این موضوع در کنار امکانات شخصی سازی متنوع و قابل قبول موجب شده تاچ ویز در شکل فعلی، قابل مقایسه با سالهای گذشته نباشد، هرچند هنوز هم مواردی برای اصلاح کردن باقی هستند.

      از شما دعوت می کنیم برای مشاهده ی محیط رابط کاربری و برخی قابلیت های این بخش، به بررسی ویدیویی موجود در بالای صفحه مراجعه نمایید.

      Game Launcher و Gaming Tools

      اما مهم ترین خصوصیت نرم افزاری اضافه شده به «گلکسی اس ۷ اج» را می توان قابلیت های Game Launcher و Gaming Tools به حساب آورد که امکانات مورد نیاز هنگام انجام بازی های موبایل را به سادگی در اختیار کاربر قرار می دهند.

      قابلیت نخست در حقیقت به شکل فولدری عمل می کند که تمام بازی های نصب شده روی حافظه درونش در دسترس هستند و گزینه دوم نیز هنگام اجرای بازی ها، میان بر مربوط به برخی عملکردهای دستگاه را روی تصویر قرار می دهد که از جمله آنها می توان به ثبت اسکرین شات، ضبط ویدیو از انجام بازی، غیر فعال کردن نوتیفیکیشن ها و تغییر خصوصیاتی مثل frame rate تصویر اشاره کرد.

      از شما دعوت می کنیم برای مشاهده ی عملکرد این قابلیت، به بررسی ویدیویی موجود در بالای صفحه مراجعه نمایید، قابلیت سودمندی که در کنار نمایشگر فراگیر باکیفیت و قدرت پردازش بسیار بالا، این تلفن هوشمند را به یکی از بهترین گزینه ها برای انجام بازی های موبایل تبدیل کرده است.

      دوربین

      پس از عرضه ۴ مدل سامسونگ بار دیگر بخش دوربین پرچمداران جدید خود را دستخوش تغییر کرده و همین موضوع، بخش دوربین را به یکی از عمده ترین تغییرات پرچمداران تازه نسبت به نسل قبل تبدیل کرده است. سازنده در این دو تلفن هوشمند اندازه ی پیکسل های سنسور دستگاه را از ۱.۱۲ میکرون به ۱.۴ میکرون افزایش داده، موضوعی که هرچند موجب می شود رزولوشن دوربین به ۱۲ مگاپیکسل کاهش پیدا کند، اما از سوی دیگر میزان جذب نور را تا ۵۶ درصد افزایش خواهد داد.

      سامسونگ علاوه بر این، در پرچمداران تازه برای نخستین بار فناوری Dual Pixel یا پیکسل دوگانه را مورد استفاده قرار داده که به لطف آن تمام پیکسل های موجود روی سنسور می توانند هنگام فوکوس خودکار استفاده شوند و همین موضوع، موجب می شود سرعت فوکوس خودکار (مبتنی بر تشخیص فاز) دستگاه با دوربین های حرفه ای قابل مقایسه باشد.

      «گلکسی اس ۷ اج» ضمناْ به لرزشگیر اپتیکال هوشمند مجهز است و سازنده گشودگی دریچه دیافراگم اف ۱.۷ را برای آن در نظر گرفته که مناسب ترین میزان بین محصولات موجود در بازار به حساب می آید و عملکرد تصویربرداری در شرایط کم نور را بهبود خواهد داد.

      رابط کاربری بخش دوربین اما تغییر قابل توجهی نداشته و مثل همیشه می توانید با استفاده از آن ویژگی هایی مثل تنظیمات دستی متنوع، هایپرلپس، حالت مخصوص عکسبرداری از غذا، ساخت کلاژ ویدیویی و موارد دیگر را در اختیار داشته باشید.

      البته باید توجه داشته باشید که پرچمدار سامسونگ حالا از کارت های حافظه پشتیبانی می کند و بر همین اساس به شکل پیشفرض این بخش را برای ذخیره سازی تصاویر و ویدیوها مورد استفاده قرار می دهد (غیر از تصاویر ثبت شده روی حالت Burst).

      نکته مهم اینکه در این حالت اجازه دسترسی به فایل های ذخیره شده روی کارت حافظه تنها در اختیار اپلیکیشن پیش فرض سازنده قرار دارد و در نتیجه، در صورتی که نرم افزارهای سوم شخص مثل Google Photos را مورد استفاده قرار می دهید، نمی توانید از طریق آنها تصاویر موجود روی حافظه را پاک کنید.

      اما از خصوصیات سخت افزاری و رابط کاربری که بگذریم، بد نیست بدانید سامسونگ در تبلیغات پرچمداران جدید، تمرکز خود را روی قابلیت عکسبرداری در شب گذاشته و بر همین اساس، بررسی عملکرد دوربین دستگاه را از این قسمت آغاز خواهیم کرد.

      دوربین «گلکسی اس ۷ اج» به لطف گشادگی دریچه دیافراگم اف ۱.۷ قادر است میزان مناسبی از نور را در شرایط تاریک جذب نماید و این موضوع در کنار عملکرد مناسب پردازش های ثانویه و نرم افزاری دستگاه موجب می شود برای بالاتر بردن وضوح نیازی به افزایش روشنایی عکس به شکل مصنوعی وجود نداشته باشد و دستگاه تصاویر را با نویز اندک و جزئیات زیاد به ثبت برساند.

      عملکرد فلش دستگاه را نیز می توان کاملاً قابل قبول به حساب آورد. قدرت فلش برای روشن کردن فضا کافی است و عکس ها در این حالت با رنگهایی نزدیک به واقعیت توسط دوربین به تصویر کشیده می شوند.

      نکته ی جالب اینکه قابلیت Auto HDR به شکل پیش فرض در این تلفن هوشمند فعال است اما دستگاه آن را چندان مورد استفاده قرار نمی دهد و بررسی اطلاعات موسوم به EXIF در عکسها نشان می دهد به جای آن، سرعت شاتر و ISO های پایین را برای ثبت تصاویر در شب انتخاب می کند. بر همین اساس توصیه می کنیم غیر از شرایط خاص قابلیت HDR را از حالت اتوماتیک خارج نکنید و تصمیم گیری در مورد این موضوع را به دوربین دستگاه بسپارید.

      برای مقایسه ی تاثیر حالت HDR نشانگر ماوس را روی عکس زیر جابجا نمایید.

      البته لازم است توجه داشته باشید که گاهی «گلکسی اس ۷ اج» سرعت شاتر دوربین را تا یک دهم ثانیه پایین می آورد و این موضوع حتی با وجود لرزشگیر اپتیکال هوشمند دستگاه، می تواند به ثبت تصاویر نه چندان واضح در شرایط بسیار پر نور منجر گردد.

      اما با این وجود عملکرد دستگاه در شرایط روز کاملاً راضی کننده است و این تلفن هوشمند به لطف قابلیت های پیشرفته ی خود قادر است در سریع ترین زمان ممکن عکس هایی با وضوح مناسب، نویز قابل قبول و رنگهای طبیعی (که هرچند تاحدی به سمت رنگهای گرم میل می کنند) ثبت کند.

      افزایش گشادگی دریچه دیافراگم (تاثیر این ویژگی در عملکرد عکاسی را ) از سوی دیگر عملکرد دستگاه در ثبت تصاویر ماکرو را نیز بهبود داده و بر همین اساس می توان «گلکسی اس ۷ اج» را یکی از بهترین گزینه ها برای عکس برداری از سوژه های بسیار نزدیک به حساب آورد.

      البته هیچ محصولی بدون نقص نیست و «اس ۷ اج» نیز نقطه ضعف خود را هنگام ثبت عکس از نماهایی که در آنها فضای بسیار تیره با محیط روشن ترکیب شده باشد نمایان می کند. پرچمدار سامسونگ در این حالت نقاط روشن را برای فوکوس انتخاب می کند و همین موضوع موجب می شود بخش های تاریک بیش از حد تیره ثبت شده و جزئیات آنها به خوبی قابل مشاهده نباشند. این موضوع البته تا حد زیادی به محدود بودن دامنه پویایی سنسور های کوچک موبایل باز می گردد و تاحدی با استفاده از حالت HDR بهبود پیدا خواهد کرد.

      برای مقایسه ی تاثیر حالت HDR در بهبود کنتراست تصویر، نشانگر ماوس را روی تصویر بالا جابجا نمایید.

      گشادگی دریچه دیافراگم در دوربین ۵ مگاپیکسلی جلوی این تلفن هوشمند نیز اف ۱.۷ در نظر گرفته شده و «گلکسی اس ۷ اج» بر همین اساس حتی در شرایط کم نور نیز سلفی های مناسبی ثبت خواهد کرد.

      20160411_215654

      «گلکسی اس ۷ اج» در زمینه فیلمبرداری نیز قابلیت های متنوعی ارائه می کند و قادر است ویدیوهایی با رزولوشن تا 4K به ثبت برساند. البته باید توجه داشته باشید که استفاده از لرزشگیر دیجیتالی دستگاه حداکثر تا رزولوشن ۱۰۸۰ امکان پذیر خواهد بود، اما با این وجود می توان کیفیت فیلمبرداری این تلفن هوشمند را در مجموع مناسب ارزیابی کرد و عمده ترین نقطه ضعف این بخش را ضبط صدا به حساب آورد.

      در پایان از شما دعوت می کنیم گالری عکس های ثبت شده با دوربین «گلکسی اس ۷ اج» را مشاهده نمایید.

      نمونه عکس های دوربین Galaxy S7 Edge

      • بدون فلش
      • با فلش
      • حالت HDR
      • بدون HDR
      • تنظیمات خودکار
      • با فلش در شب
      • بدون زوم
      • حداکثر زوم
      • تنظیمات خودکار
      • حالت HDR
      • بدون HDR
      • تنظیمات خودکار
      • بدون شرح!

      • بدون فلش
      • با فلش
      • حالت HDR
      • بدون HDR
      • تنظیمات خودکار
      • با فلش در شب
      • بدون زوم
      • حداکثر زوم
      • تنظیمات خودکار
      • حالت HDR
      • بدون HDR
      • تنظیمات خودکار
      • بدون شرح!

      سخت افزار

      سامسونگ این بار نیز چیپست های مختلفی را برای پرچمدار خود در نظر گرفته و «گلکسی اس 7 اج» را در آمریکا با اسنپدراگون 820 و در سایر نقاط با چیپست Exynos 8890 ساخت خود عرضه می کند که هرچند دومی اندکی قدرتمند تر است، اما هر دو در زمره بهترین های موجود در بازار به حساب می آیند.

      اگر می پرسید چرا سامسونگ با وجود طراحی چیپست پرچمدار قدرتمند تر از اسنپدراگون 820، محصول کوالکام را در «گلکسی اس 7» و نسخه ی اج مورد استفاده قرار داده است، لازم است بدانید که چیپست کوالکام در زمینه ی پشتیبانی از باند های مخابراتی LTE عملکرد بهتری دارد و تنوع بالاتری از این نظر ارائه می کند.

      سامسونگ به دلیل پشتیبانی بهتر چیپست های کوالکام از باندهای مخابراتی LTE، در برخی کشورها اسنپدراگون 820 را مورد استفاده قرار می دهد

      این موضوع البته در دنیای واقعی تاثیری در تجربه ی کاربری شما نخواهد داشت و تفاوت قدرت دو چیپست هم آنقدری نیست که قابل چشم پوشی کردن نباشد. سازنده علاوه بر این 4 گیگابایت حافظه ی رم را برای هر دو نسخه ی دستگاه در نظر گرفته که برای انجام سنگین ترین عملکردها در آینده نیز کافی به حساب می آید و نتایج چشمگیری را برای این محصول در بچمارک ها به ارمغان آورده است.

      به لطف چنین خصوصیاتی، رابط کاربری دستگاه به شکل روان اجرا می شود و «گلکسی اس 7 اج» قادر است سنگین ترین اپلیکیشن های موجود در بازار را به سادگی در کنار هم اجرا کند، خصوصیتی که در کنار نمایشگر خارق العاده و فراگیر دستگاه و قابلیت های Game Launcher و Gaming Tools، این تلفن هوشمند را به یکی از بهترین گزینه ها برای انجام بازی های موبایل تبدیل کرده است.

      نمایشگر باکیفیت و فراگیر، قدرت پردازش و قابلیت Game Launcher، این تلفن هوشمند را به یکی از بهترین گزینه ها برای بازی با موبایل تبدیل کرده اند

      سامسونگ علاوه بر این با توجه به پشتیبانی پرچمداران تازه از کارت حافظه تا ۲۰۰ گیگابایت، «گلکسی اس ۷ اج» را تنها در یک نسخه مجهز به حافظه داخلی ۳۲ گیگابایتی عرضه کرده که حدود ۸ گیگابایت از آن به نرم افزار دستگاه اختصاص دارد.

      امکانات ارتباطی

      پرچمدار جدید سامسونگ از ۲ سیم کارت (در نسخه ی Duo) و کارت حافظه ی Micro SD پشتیبانی می کند که البته لازم است توجه داشته باشید محل قرار گیری سیم کارت دوم با کارت حافظه یکسان است و تنها می توانید یکی از آنها را برای استفاده انتخاب نمایید.

      با توجه به اهمیت این قابلیت در پرچمدار جدید، در ادامه خصوصیات درگاه حافظه را به طور جداگانه توضیح خواهیم داد، اما پیش از آن لازم است اشاره کنیم که این تلفن هوشمند همانطور که انتظار می رود از پیشرفته ترین امکانات ارتباطی برخوردار است که از جمله آنها می توان به بلوتوث کم مصرف نسخه ۴.۲، وای-فای دو بانده 11ac و NFC اشاره کرد.

      اما با وجود تمام این امکانات پیشرفته، سامسونگ فرستنده مادون قرمز را از زمان Galaxy S5 از پرچمداران خود کنار گذاشته و بر همین اساس نمی توانید «گلکسی اس ۷ اج» را برای کنترل لوازم الکترونیکی موجود در منزل مورد استفاده قرار دهید.

      حسگر ها

      حسگر ضربان قلب نیز قابلیت دیگری است که در پرچمداران تازه مثل نسل های گذشته وجود دارد و در کنار لنز دوربین پشت بدنه مشاهده می گردد، اما سازنده در این نسل یک حسگر SpO2 را نیز به این بخش اضافه کرده که سنجش میزان اکسیژن موجود در خون را امکان پذیر خواهد ساخت.

      البته باید توجه داشته باشید که این قابلیت تازه هنوز در ابتدای راه قرار دارد و ممکن است لازم باشد برای رسیدن به نتیجه چندباری عملکرد سنجش